دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢٢٦٩
| ابوالضيا توفيق جلد: ٥ شماره مقاله:٢٢٦٩ |
اَبوالضّيا توفيق، محمد (١٢٦٥ ـ ١٣٣١ق/ ١٨٤٩ ـ ١٩١٣م)، روزنامه نگار، نويسنده،
سياستمدار و از پايه گذاران جمعيت «نوعثمانيان» در تركية عثماني. او در استانبول
ديده به جهان گشود و در همانجا چشم از جهان فرو بست.نام حقيقيش توفيق است، اما
هنگام تبعيد در جزيره رودس براي آنكه آثارش اجازة چاپ داشته باشد، به مناسبت نام
پسرش، ضيا، كنيه و نام مستعار ابوالضيا را برگزيد و از آن پس مقالاتش را با اين نام
به چاپ مي رساند و بعدها نيز به همين نام معروف شد («دائرة المعارف زبان تركي »،
II/٤١٩).
پدرش حسن كامل از افراد طايفة «شرف لو» بود كه در قوچي حصار از توابع قونيه مي
زيستند. او پيش از تولد توفيق به استانبول آمد و در ادارة اوقاف به كار پرداخت
(سعيد كمال، II/٣٧٠؛ «دائرة المعارف ترك »، XIV/٢٩٥). توفيق در ٨ سالگي پدرش را از
دست داد و طبق سنت رايج در نظام اداري عثماني كه در اصطلاح «پدر مانده» خوانده مي
شد، به عنوان كارآموز با حقوق پدرش به جاي وي مشغول كار شد (دائرة المعارف زبان
تركي»، همانجا). ابوالضيا بعد از دورة تحصيلات مقدماتي ادامة تحصيل نداد، اما با
استعداد و هوش سرشاري كه داشت، ادبيات و ساير علوم رايج زمان را با شركت در محافل
ادبي و علمي و به سعي خود فرا گرفت و حتي با زبانهاي عربي، فارسي، فرانسه و آلماني
نيز به تدريج آشنايي يافت (همان، II/٤٢٠).
در آغاز جواني با نامق كمال (١٢٥٦ ـ ١٣٠٦ق/ ١٨٤٠ ـ ١٨٨٨م)، شاعر بلند آوازه و اصلاح
طلب ترك، و به وسيلة او با ابراهيم شناسي (١٢٤٢ ـ ١٢٨٨ق/ ١٨٢٦ ـ ١٨٧١ م)، شاعر و
نويسنده و از مؤسسان جمعيت نوعثمانيان، آشنا شد و از پيروان مكتب ادبي و سياسي نامق
كمال گرديد (بروسه لي، ٢/٩٠؛ ووسينيچ، ١٠٧؛ IA) و با وي در روزنامة تصوير افكار به
همكاري پرداخت («دايرة المعارف زبان تركي»، همانجا). شخصيت ادبي و سياسي او در
همكاري با همين روزنامه كه مركز روشنفكران و اصلاح طلبان جامعة عثماني در نيمة دوم
سدة ١٩ م و ناشر انديشه هاي آنان بود، رشد و پرورش يافت. وي چان شيفتة محاف اين
گروه و كار روزنامه نگاري شد كه شغل دولتي خود را به فراموشي سپرد و تمام وقت و سعي
خود را به فعاليتهاي مطبوعاتي صرف كرد. در همين زمان بود كه به عضويت جمعيت
«نوعثمانيان» ـ كه سازماني بود مخفي و هواخواه اصلاحات و ايجاد مساوات براي ملل
امپراتوري ـ نيز پذيرفته شد، او به ادعاي خود شمشمين شخصي بود كه به اين نهضت پيوست
(IA). در ١٢٨٥ ق، سردبير روزنامة ترقي شد، آنگاه ترقي مخدّرات، نخستين نشرية مربوط
به زنان در عثماني و نيز محلة فكاهي لطائف آثار را به ضميمة روزنامة ترقي انتشار
داد («دائرة المعارف زبان تركي»، همانجا).
پس از درگذشت ابراهيم شناسي چاپخانة تصوير افكار از سوي مصطفي فاضا پاشا ـ از
شاهزادگان مصري ـ خريداري شد وبه منظور فعاليتهاي آزاديخواهانه در اختيار نامق كمال
و ابوالضيا قرار گرفت. در همين چاپخانه بود كه وي، روزنامة عبرت، يكي از ارگانهاي
نوعثمانيان را چاپ مي كرد (همانجا). اين روزنامه به سبب درج مقالات تند بر ضد
حكومت، بعد از انتشار ١٩ شماره توقيف شد. ابوالضيا به جاي آن به انتشار روزنامة
حديقه پرداخت كه آن نيز بعد از ٥٦ شماره توقيف شد. وي اندكي بعد به انتشار روزنامة
سراج مبادرت كرد، ولي پس از چاپ نمايشنامة «وطنيا سيليستر» نوشتة نامق كمال در اين
روزنامه و سپس به روي صحنه آمدن آن كه احساسات وطن خواهي مردم و مخالفت با حكومت را
برانگيخت، اين روزنامه نيز تعطيل شد و به دستور سلطان عبدالعزيز (١٢٤٦ ـ ١٢٩٣ق/
١٨٣٠ ـ ١٨٧٦ م) ابوالضيا، نامق كمال و ساير اعضاي نوعثمانيان تبعيد شدند (سعيد
كمال، II/٢٨٩).
اوبوالضيا همراه احمد مدحت نويسنده (١٢٦٠ ـ ١٣٣١ق/١٨٤٤ ـ ١٩١٣ م) به جزيرة رودس
تبعيد گرديد (همو، IA; II, ٣٧١ ). در ايام تبعيد فرماندار جزيره اجازه داد كه
ابوالضيا از كتابخانة آنجا استفاده كند و او اثر معروف خود نمونة ادبيات عثمانيه را
در اين جزيره به رشتة تحرير درآورد.
پس از عزل عبدالعزيز و بر تخت نشستن مراد پنجم (١٢٥٦ ـ ١٣٢٢ق/ ١٨٤٠ ـ ١٩٠٤؛ سل
١٢٩٣ق/ ١٨٧٦ م)، ابوالضيا و ساير يارانش بخشوده شدند. او به استانبول بازگشت (سعيد
كمال، II/٣٧٣) و چاپخانة خود را مجدداً داير كرد و با همكاري احمد مدحت، نخستين
مدرسة جديد به سبك غربي را در١٨٧٦ م بنياد نهاد («دائرة المعارف زبان تركي»،
همانجا). هنگامي كه سلطان عبدالحميد دوم (سل ١٢٩٣ ـ ١٣٢٧ق/ ١٨٧٦ ـ ١٩٠٩ م) بر تخت
نشست، ابوالضيا به عضويت هيآت تهيه كنندگان قانون اساسي منصوب شد و در همان زمان به
«جمعيت مترجمان» نيز پيوست («دائرة المعارف ترك»). انتشار مجموعة الوالضيا كه ناشر
افكار هنرمندان و روشنفكران و سياستمداران عصر تنظيمات بود، ا زكارهاي او در اين
دوره است (همانجا؛ «دائرة المعارف زبان تركي»، همانجا). اين مجله نيز كه از ١٨٨٠ تا
١٨٨٨ م در ٥٣ شمار چاپ و منتشر شد. توقيف گرديد و از پس از آن به انتشار مجموعه اي
به نام كتابخانة ابوالضيا كه شامل شرح احوال بزرگاني چون ابن سينا، گاليله، ناپلئون
و مردان بزرگ ديگر تاريخ و علم بود، پرداخت.
در دوران استبداد سلطان عبدالحميد، ابوالضيا مورد توجه پادشاه بود، چنانكه نامه ها
و شكوائيه هايي را كه مق كمال از ميدلي ، محل مأموريت خود، خطاب به سلطان مي
فرستاد، به وسيلة توفيق به عرض شاه مي رسيد (اوزون چارشيلي، ٢٣٧). وي همچنين از
جانب عبدالحميد به مديريت «مكتب صنايع» و سپس عضويت «شوراي دولت» منصوب شد («دائرة
المعارف زبان تركي»، همانجا)، اما در ١٩٠٠ م ناگهان مورد خشم پادشاه قرار گرفت و از
مقام خود معزول و به قوينه تبعيد شد (سيعد كمال، همانجا). در مدت تبعيد فعاليت ادبي
و سياسي چنداني نداشت و پس از اعلان مشروطيت در عثماني (١٣٢٦ق/١٩٠٨ م) مورد عفو
قرار گرفت و به استانبول بازگشت و در اولين دورة مجلس مبعوثان به نمايندگي مردم
انطاليه برگزيده شد (همانجا). پس از آن به انتشار روزنامة «تصوير افكار جديد »، همت
گماشت و تا واپسين روزهاي زندگي، با شور و شوق تمام به نوشتن ادامه داد. سرانجام
هنگامي كه پس از تحويل مقاله اي به دفتر روزنامه به خانه برمي گشت، دچار حملة قلبي
شد و درگذشت و در كنار آرمگاه پسرش ضيا كه قبل از پدر درگذشته بود، واقع در گورستان
«باكركوي » از محلات استانبول به خاك سپرده شد.
ابوالضيا، در سياست از پيروان خط مشي جمعيت «نوعثمانيان» بود و به حفظ نظام و
يكپارچگي امپرتوري عثماني اعتقاد راسخ داشت. اجراي قوانين اسلامي و وحدت مسلمين را
تنها راه مقابله با نفوذ مسيحيت مي دانست و در اين راه نيز كوشش مي كرد («دائرة
المعارف زبان تركي»، II/٤٢٠). در زمينة ادبي، به عنوان نويسنده، روزنامه نگار و
ناشر، با ساده كردن زبان تركي و انتشار آثاري دائرة المعارف گونه، در رشد ادبيات
جديد (تنظيمات و مشروطه) و اعتلاي سطح آگاهي مردم سهم مهمي داشت. بررسي و نقد آثار
كلاسيك ترك كه توسط وي صورت گرفته، يكي از درخشان ترين صفحات تاريخ ادبيات تركيه را
تشكيل مي دهد (سعيد كمال، همانجا). او نخستين نويسنده اي است كه نقطه گذاري را در
نوشتن زبان تركي معمول ساخت. اگرچه اين نوآوري مورد اعتراض و حتي تمسخر نويسندگان
سنت گرا قرار گرفت، وي با عزمي راسخ به اين كار ادامه داد (هوار، ٢٧٧) و تحولي در
تسهيل خواندن و نوشتن زبان تركي به وجود آورد.
آثار علمي: از ابوالضيا آثار بسياري به جاي مانده كه بر حسب موضوع به اين شرح است:
الف. تحقيقات ادبي و گزيده ها: نمونة ادبيات عثمانيه، كه معروف ترين و مهم ترين اثر
اوست، گزيده اي است از آثار نظم و نثر شاعران و اديبان كشكور عثماني از سدة ٩ ـ
١٣ق/ ١٥ ـ ١٩م به ترتيب تاريخي كه از سنان پاشا (٨٤٤ ـ ٨٩١ق/ ١٤٤٠ ـ ١٤٨٦م ) وزير
سلطان محمد فاتح آغتز مي گردد و شاعران و مورخان و اديباني چون فضولي، قوچي بيك،
نعيما، نديم، عاصم و ديگران مورد بررسي قرار مي گيرد و به نامق كمال ختم مي شود. وي
پس از شرح حال كوتاهي از آنان، نمونه اي از آثار هر يك را مورد نقد قرار داده، در
سراسر كتاب از شيوة نگارش پرتكلف برخي از نويسندگان به شدت انتقاد و ساده نويسي را
تشويق مي كند. اين كتاب در محافل علمي راوپا مورد توجه قرار گرفت وبه عنوان كتاب
درسي زبان تركي در مدرسة زبانهاي شرقي پاريس برگزيده شد (همو، ٢٧٩). چاپ نخست آن در
١٢٩٣ ق انجام گرفت و تا ١٣٣٢ق، ٦ بار تجديد چاپ شد؛ لغت ابوالضيا، شامل ٢٥ هزار
واژة تركي به تركي و مصور كه جلد او لآن در ١٣٠٦ق/١٨٨٩ م در استانبول چاپ شد، ولي
جلد دوم آن چاپ نشده است؛ منتخبات تصوير افكار، كه گزيده اي است از مقالات ابراهيم
شناسي و نامق كمال كه در روزنامة تصوير افكار چاپ شده بود (نك : IA؛ «دائرة
المعارف زبان تركي»، II/٤٢٠).
ب. تاريخ: «تاريخ نوعثمانيان »، شامل تاريخ نهضت و جمعيت «نوعثماني» است (سعيد
كمال، II/٣٧٣-٣٧٤). اين كتاب كه مفصل ترين و دقيق ترين تاريخ در اين زمينه است، به
وسيلة زياد ابوالضيا، نوة مؤلف، در ١٩٧٣ م در ٣ جلد باحروف لاتين چاپ شده است.
ج.زندگي نامه: ابوالضيا در مجموعه اي به نام كتابخانة ابوالضيا، شرح زندگاني برخي
از مشاهيرچون گوتمبرگ، گاليله، ناپلئون، حسن صباح، ابن سينا و نامق كمال را در ١٨٨١
ـ ١٨٨٨ م چاپ و منتشر كرده است.
د. گردآوريها: آثار سياسية پاشا (١٨٧٢ م)؛ ضرول امثال عثمانيه (١٨٨٥ م)؛ مباحثات
ادبيه (١٨٨٦ م).
ه . گاه شماري و سالنامه: سالنامة حديقه (١٨٧٢ م)؛ سالنامة ابوالضيا (١٨٧٩ م)؛
سالنامة قمري (١٨٨٠ م)؛ ربيع معرفت (١٨٨٠ ـ ١٨٩٨ م)؛ نوسال معرفت (١٨٨٨ ـ ١٨٩٢م)؛
تقويت ابوالضيا (١٨٩٣ ـ ١٨٩٨ م)؛ تقويم نساء (١٨٩٩ م).
و. نمايشنامه: اجل قضا (١٨٧٢ م)؛ «روزنامه نامه نگاران استانبول » (١٨٧٣ م)؛ حبيبه
يا سماحت عشق (١٨٧٤ م) كه اقتباسي است از داستان آنجلو اثر ويكتورهوگو.
مآخذ: بروسه لي، محمد طاهر، عثمانلي مؤلفلري، استانبول، ١٣٣٣ ق؛ ووسينيچ، وين،
تاريخ امپراتوري عثماني، ترجمة سهيل آذري، تبريز، ١٣٤٦ ش؛ نيز:
Huart, Cl., ”Numoune-Yedebiyyat“ (Modeles de litterature), JA, Paris, ١٨٨١, vol.
XVII; IA; Seyit kemal Karaaliovglu, Turk edebiyati? tarihi, Istanbul, ١٩٨٢; Turk
Ansiclopedisi, Ankara, ١٩٦٦; Turk dili ue edebiyan ansiclopedisi, Istanbul,
١٩٧٧; Uzuncarsili?, I. H., ”Namik? Kemal‘in…“, Belleten, Ankara, ١٩٤٧, vol. XI,
No ٤٢.
علي اكبر ديانت