دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢١٨٧
| ابوزياد کلابی جلد: ٥ شماره مقاله:٢١٨٧ |
اَبوزياد كِلابي، يزيد بن عبدالله بن حرّ (د ٢٠١ق/ ٨١٦م)، شاعر بدوي عرب.
اطلاعات ما در خصوص وي منحصر به روايات معدودي است كه البته تصوير روشن و دقيقي از
او به دست نمي دهد. وي از اعراب باديه نشيني بود كه در زمان خلافت مهدي عباسي به
بغداد سفر كرد. بيشتر منابع علت سفر او را رهايي از خشكسالي و قحطي دانسته اند كه
مردم ديار وي را تهديد مي كرده است (ابن نديم، ٥٠؛ خطيب، ١٤/٣٩٨؛ قفطي، ٤/١٢١؛ ابن
شاكر،٧/١٩٠).
ابوزياد در بغداد به سراي عباس بن محمد كه كنيه و شهرتش در منابع مذكور نيست، وارد
شد و گويا در مدت اقامت در بغداد، روزانه گرده اي نان به عنوان جيره از وي دريافت
مي داشت، اما اين مقرري نيز پس از چندي قطع شد. واكنش ابو زياد در برابر اين مهم در
مضمون يك تك بيتي كه از وي برجاي مانده، مناعت طبع اين مرد بدوي را جلوه گر مي سازد
(ابن نديم، اين شاكر، همانجاها). از آنجا كه وي فصاحت اعراب باديه را همچنان حفظ
كرده بود، بسياري از نحويان و دانشمندان علم لغت از او دانش آموختند (نكـ: خطيب،
همانجا) و نيز شماري از نويسندگان، در باب لغت به قول او استناد كرده، او را حجت
دانسته اند (نكـ: ابو حيان، ١/٣٣ ـ ٣٤؛ بطليوسي، ٣/١٢٢٢؛ ابن منظور، ذيل حبب، حسب،
حلب، عقب). از جمله شاگردان وي در زمينة لغت مي توان از ابوزكريا يحيي بن زياد
فرّاء (ابو طيب، ٨٦، ٨٧) و ابو عبيد قاسم بن سلام (ابن انباري، ٩٤) نام برد.
از شعر او اندكي مانده، اما در همين مقدار، زبان بدويان به وضوح تمام پديدار است و
اين اشعار در منابع پراكنده است (جاحظ، ٦/١٢٨؛ زبيدي، ٦٠؛ ابوالفرج، ٥/٢٧٥ ـ ٢٧٦؛
بطليوسي، همانجاها) و گفته اند وي را ٣٠ ورق شعر بوده است (لغت نامة دهخدا).
ابوزياد كتابهاي ارزشمندي نيز نوشته بوده كه دانشمندان آنها را مورد استفاده قرار
مي داده، يا بنا به وقل قفطي (همانجا) مضامين آنها را سرقت مي كرده اند. آثار او كه
هيچ يك برجاي نمانده، بدين قرار است؛ كتاب الابل، كتاب خلق الانسان، كتاب الفرق و
كتاب النوادر كه مشهورترين اثر اوست و قفطي آن را در ١٣ مجلد ديده بوده است (ابن
نديم، قفطي، همانجاها).
مآخذ: ابن ابناري، عبدالرحمن بن محمد، نزهـة الالباء، به كوشش ابراهيم سامرائي،
بغداد، ١٩٥٩م؛ ابن شاكر كتبي، محمد عيون التواريخ، نسخة خطي كتابخانة احمد ثالث
استانبول، شمـ ٢٩٢٩؛ ابن منظور. لسان؛ ابن نديم، الفهرست؛ ابو حيان توحيدي، علي بن
محمد، البصائر و الذخائر، به كوشش ابراهيم كيلاني، دمشق، ١٣٨٥ق/ ١٩٦٦م؛ ابوطيب
لغوي، عبدالواحد بن علي، مراتب النحويين، به كوشش محمد ابوالفضل ابراهيم، قاهره،
١٣٧٥ق/ ١٩٥٥م؛ ابوالفرج اصفهاني، الاغاني، درالكتب، قاهره؛ بطليوسي، «شرح»، ضمن
شروح سقط الزند، قاهره، ١٣٦٦ق/ ١٩٤٧م؛ جاحظ، عمرو بن بحر، الحيوان، به كوشش
عبدالسلام محمد هارون، بيروت، ١٣٨٨ق/ ١٩٦٦م؛ خطيب بغدادي، احمد بن علي، تاريخ
بغداد، قاهره. ١٣٤٩ق؛ زبيدي، محمد بن حسن، طبقات النحويين و اللغويين، به كوشش محمد
ابوالفضل ابراهيم، قاهره، ١٣٧٣ق/ ١٩٥٤م؛ قفطي، علي بن يوسف، انباه الرواة، به كوشش
محمد ابوالفضل ابراهيم، قاهره، ١٩٧٣م؛ لغت نامة دهخدا، نوري سادات شاهنگيان