دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢١٧٨
| ابوزرعه جلد: ٥ شماره مقاله:٢١٧٨ |
اَبوزُرعه، عبدالرحمن بن عمرو بن عبدالله بن صفوان بن عمرو نصري دمشقي (د ٢٨١ق/
٨٩٤م)، مورخ و محدث. او از خاندان بني نصربن معاويه در شام برخاست (سمعاني،
١٣/١١٤). از تاريخ تولد وي اطلاع دقيقي در دست نيست. بنابر اشاره ذهبي (سير،
١٣/٣١٢) و آنچه از كتاب تاريخ خود ابوزرعه برمي آيد و نيز با توجه به سنوات درگذشت
استادانش، وي قبل از ٢٠٠ق زاده شده است (قوجاني، ١/٢٥ـ٢٨). ابوزرعه از كودكي به
همراه پدر در مجالس علما حضور مي يافت. يكي از استادانش، به نام ابومسهر از مجالست
او با علما در اين سن و سال، اظهار تعجب مي كرد و استاد ديگرش احمدبن ابي الحواري
او را «شيخ الشباب» لقب داده (ابن ابي حاتم، ٢(٢)/٢٦٧؛ ابن عساكر، ١٠/٦٥؛ ذهبي،
تذكرة، ٢/٦٢٤). پدرش او را براي تحصيل دانش به شهرهاي مختلف شام اعزام مي داشت و او
با ولع عجيبي در جلسات درس و بحث شركت مي كرد، اما به سادگي تسليم آراء استادان نمي
شد، بلكه با آنان به مناقشه و مباحثه مي پرداخت و تا قانع نمي شد و نتيجه مطلوب را
به دست نمي آورد، از مباحثه دست نمي كشيد (قوجاني، ١/٢٩ـ ٣٢). استادان و مشايخ او
را كه اغلب از شام و حجاز و عراق بودند، حدود ١٥٠ تن برشمرده اند، از آن جمله اند:
ابومسهر عبدالاعلي بن مسهر غساني (د٢١٨ق)، ابونعيم فضل بن دكين (د ٢١٩ق) و محمد بن
مبارك صوري (د ٢١٥ق). وي به ويژه از احمد بن حنبل و يحيي بن معين دانش آموخت و حديث
شنيد (ابن ابي يعلي، ١/٢٠٥؛ ذهبي، تذهيب، ٣/٤٢٣؛ ابن حجر، ٦/٢٣٦). از جمله شاگردان
و پيروان او بايد از ابوجعفر طحاوي كه خود از اجلّه علما و مشاهير فقهاي حنفي بوده،
ابن ابي داوود، ابوالميمون بن راشد، و ابو يوسف يعقوب بن سفيان بسوي كه در كتاب
المعرفـة و التاريخ (نكـ: جمـ) در مواضع بسياري از ابوزرعه نقل كرده است، ياد كرد
(ذهبي، سير، همانجا؛ ابن حجر، ٦/٢٣٧). ابوداوود سجستاني و ابن صاعد نيز در مواضع
متعدد به او استناد كرده اند (صفدي، ١٨/٢٠٩؛ نكـ: ابن حبان، جمـ). ابوزرعه به جمع
آوري حديث عنايت خاصي داشت (سعماني، همانجا).
آثار: بيشتر علما و نويسندگان از كثرت تأليفات او ياد كرده اند، ولي معدودي از آنها
بر جاي مانده و بقيه تاكنون شناخته نشده است و فقط نام و نشاني از آنها در آثار
ديگران به چشم مي خورد:
I. چاپي: تنها اثري از ابوزرعه كه به چاپ رسيده، كتاب تاريخ اوست كه مشتمل بر
حوادثي از تاريخ اسلام در سده هاي ١ و ٢ق است. وي در اين كتاب از سيرة پيامبر، (ص)
آغاز كرده و از تاريخ زندگي ابوبكر و عمر و عثمان و شرح وقايع زمان آنان به تفصيل
سخن گفته، و از دورة خلافت علي (ع)، تنها به شرح جنگهاي جمل و صفّين بسنده كرده و
آنگاه به ذكر نام خلفاي بني اميه با قيد تاريخ خلافت هر يك و به اختصار به بعضي
حوادث زمان آنان و نام خلفاي بني عباس تا زمان هارون الرشيد پرداخته است (قوجاني،
١/١٠٧ ـ ١٠٨).
خطيب بغدادي احاديثي از آن كتاب نقل كرده و استفاده از آن را براي طالبان تواريخ
محدثان مفيد دانسته است (٣/٥١ ـ ٥٢؛ قوجاني، ١/٥١). نويسندگان و مورخان ديگر، چون
ذهبي در كتاب تاريخ الاسلام (١/١٢ ـ ١٤)، ابن ابار در المعجم (ص ٤٥)، ابن كثير در
البدايـة (جمـ)، ياقوت در معجم البدان (جمـ)، ابن رجب حنبي، ردّاني و كتاني ضمن
تصريح نام كتاب، مطالبي از آن نقل كرده اند. ابن عساكر نيز در كتاب خود به نام
تاريخ مدينـة دمشق، بي ذكر نام، از اين اثر ابوزرعه اقتباس كرده است (قوجاني، ١/٥٢
ـ ٥٣). تاريخ ابي زرعـة در ٢ جلد به كوشش شكرالله بن نعمت الله قوجاني در ١٤٠٠
ق/١٩٨٠م در دمشق به چاپ رسيده است. بخشي از آن كه مربوط به قضات دمشق است، ذيل كتاب
قضاة دمشق ابن طولون از روي نسخة خطي فاتح به كوشش صلاح الدين منجد منتشر شده است
(منجد، ١٣).
II. خطي: تنها اثري خطي كه تاكنون از ابوزرعه به دست آمده، رسالة مختصري در «اعلال»
احاديث و سؤالاتي در آن باب است كه از آن با نام حديث ابي زرعه ياد شده و جزء دوم
آن ضمن مجموعة شمارة ٣٧٥٢ در ظاهرية دمشق موجود است (سواس، ٦٥ ـ ٦٨؛ نكـ: ظاهريه،
١٦٢)، اما اشارة سزگين (GAS, I/٣٠٢)، به همين نسخه با نام «الاحاديث و الحكايات و
العلل و السؤالات» درست نيست، زيرا در فهرست ظاهريه اين رساله به صراحت به ضياء
الدين مقدسي منسوب شده است (سواس، ٦٧). همو به جزء اول اين رساله جزو مجموعة شمارة
٠٤) ٢١٦٩ در ١٣ برگ (از ٤٨ ـ ٦٠) در كتابخانة فيض الله افندي استانبول اشاره كرده
است (GAS، همانجا)، ولي منجد (همانجا) ذيل شمارة مذكور در همانجا اسم كتاب را فوائد
ابي زرعـة ذكر كرده است. از مطالبي كه ابن عساكر در تاريخ مدينـة دمشق از اين اثر
نقل كرده، چنين معلوم مي شو كه اين كتاب يا خود به طبقات تقسيم شده. يا بخشي از
كتاب الطبقات ابوزرعه بوده است. در هر حال به طوري كه از عنوان اين نوشته مستفاد مي
شود، موضوع آن دربارة مسائل گوناگون، از حديث، رجال، حكايات، علل و مسائل فقهي است
كه بدون رعايت نظم و ترتيب معيني تأليف يافته است (قوجاني، ١/٦٢ ـ ٦٣).
ج. آثار يافت نشده: ١. الطبقات. از مفهوم عنوان كتاب چنين بر مي آيد كه مؤلف در اين
اثر خود طبقات راويان حديث را ذكر كرده است. خولاني در كتاب خود از اين اثر نام
برده (ص ٤٥) و سخاوي معتقد است كه اين كتاب اهل همان كتاب تاريخ اوست، ولي دلايلي
در دست است كه روشن مي سازد كه هر كدام كتاب جداگانه اي است، اما معلوم نيست
الطبقات شامل طبقات همة راويان است،يا اينكه مختص طبقات راويان شام است كه مورد
اقتباس ابن عساكر واقع شده است (قوجاني، ٥٤ ـ ٥٩)؛ ٢. ذكر اهل الفتوي بدمشق (GAL,
S, I/٢٠٩). صفدي در الوافي بالوفيات (٢/٢٥٥) از آن استفاده كرده است؛ ٣. تسميـة
شيوخ اهل دمشق. اين كتاب نيز مورد استفادة ابن عساكر قرار گرفته بوده است؛ ٤.
الاخوة و الاخوات. ابن عساكر و ابن حجر در شرح حال عده اي از علما از اين اثر
استفاده و اقتباس كرده اند (قوجاني، ١/٦٥ ـ ٦٧)؛
٥. سيرة الرسول و تاريخ الخلفاء الراشدين، ظاهراً عنوان ديگري است براي كتاب تاريخ
او. نسخة خطي آن در كتابخانة فاتح استانبول به شمارة ٤٢١٠ كه همان شمارة كتاب تاريخ
است، نگهداري مي شود؛ ٦. تاريخ دمشق؛ ٧. الفوائد و الاحاديث و العلل و السؤالات؛ ٨.
المسائل عن الامام احمد؛ ٩. كتاب التابعين من اهل الشام؛ ١٠. من ولي السرايا من اهل
الشام؛ ١١. تسميـة اهل فلسطين؛ ١٢. تسميـة اهل حمص؛ ١٣. تسميـة من نزل الشام من
الانصار و قبائل اليمن من الصحابـة؛
١٤. تسميـة نفر قدموا من الشام في امارة عبدالملك؛ ١٥. تسميـة نفر متقاربين في
السن، عمروا؛ ١٦. تسميـة نفر ذوي اسنان و علم؛ ١٧. تسميـة نفر اول زهد و فضل؛ ١٨.
تسميـة من قدم الشام للجهاد فقتل فمات؛ ١٩. تسميـة اصحاب مكحول؛ ٢٠. تسميـة نفر
يروون عن الزهري؛ ٢١. تسميـة الاصاغر من اصحاب واثلـة بن الاسقع؛
٢٢. تسميـة اصحاب الاوزاعي؛ ٢٣. ذكر اصحاب الوليد بن مسلم و محمد بن شعيب و غيرهم؛
٢٤. من حدث بالشام من النساء (همو، ١/٥٠ ـ ٥١، ٥٩ ـ ٦٠).
مآخذ: ابن ابار، محمد بن عبدالله، المعجم، مادريد، ١٨٨٥م؛ ابن ابي حاتم، محمد بن
ادريس، الجرح و التعديل، حيدرآباد دكن، ١٣٧٢ق/ ١٩٥٣م؛ ابن ابي يعلي، محمد، طبقات
الحنابلـة، به كوشش محمد حامد فقي، قاهره، ١٣٧١ق/ ١٩٥٢م؛ ابن حبان، محمد كتاب
المجروحين من المحدثين و الضعفاء، به كوشش محمود ابراهيم زايد، بيروت، ١٣٩٦ق؛ ابن
حجر عسقلاني، احمد بن علي، تهذيب التهذيب، حيدرآباد دكن، ١٣٢٦ق؛ ابن عساكر، علي بن
حسن، تاريخ مدينـة عمان، دمشق، دارالبشير؛ ابن كثير، البدايـة؛ بسوي، يعقوب بن
سفيان، المعرفـة و التاريخ، به كوشش اكرم ضياء عمري، بغداد، ١٣٩٤ق/ ١٩٧٤م؛ خطيب
بغدادي، احمد بن علي، تاريخ بغداد، قاهره، ١٣٤٩ق؛ خولاني، عبدالجبار، تاريخ دارّيا،
به كوشش سعيد افغاني، دشمق، ١٣٦٩ق/ ١٩٥٠م؛ ذهبي، محمد بن احمد، تاريخ الاسلام، به
كوشش عمر عبدالسلام تدمري، بيروت، ١٤٠٥ق/١٩٨٥م؛ همو، تذكرة الحفاظ، حيدرآباد دكن،
١٣٣٣ ـ ١٣٣٤ق؛ همو، تذهيب التهذيب، نسخة خطي كتابخانة احمد ثالث استانبول، شمـ ٢٣٩؛
همو، سير اعالم النبلاء، به كوشش شعيب ارنؤوط و علي ابوزيد، بيروت، ١٤٠٤ق/١٩٨٤م؛
سمعاني، عبدالكريم، الانساب، حيدرآباد دكن، ١٤٠٢ق/ ١٩٨٢م؛ سواس، ياسين محمد، فهرس
مجاميع المدرسـة العمريـة، دمشق، ١٤٠٠ق/ ١٩٨٠م؛ صفدي، خليل بن ايبك، الوافي
بالوفيات، به كوشش ايمن فؤاد سيد، قاهره. ١٤٠٨ق؛ ظاهريه، خطي (حديث)؛
قوجاني،شكرالله، مقدمه بر تاريخ ابي زرعـة الدمشقي، دمشق، ١٤٠٠ق/ ١٩٨٠م؛ منجد،
صلاح الدين، معجم المورخين الدمشقيين، بيروت، ١٣٩٨ق/ ١٩٧٨م؛ ياقوت، بلدان، نيز:
GAL,S;GAS
ابوالحسن ديانت