دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢١٤٠
| ابوالخطيب جلد: ٥ شماره مقاله:٢١٤٠ |
اَبوالخَصيب، نام نهري قديمي و شهري در جنوب بصره در كشور عراق:
١. نهر: از ديرباز و به ويژه پس از برپايي شهر بصره در دورة اسلامي، به منظور
آبياري و آب رساني، نهرهاي زيادي از دجله جدا ساخته بودن كه بلاذري شرح نسبتاً
مفصلي دربارة آنها به دست داده است (٣/٣٦١ ـ٣٦٣). نهرهاي جانب شرقي دجله اهميّت
چنداني نداشتند، حال آنكه نهرهاي جانب غربي، هم از نظر شمار و هم از لحاظ اهميت در
ايجاد شهرها و روستاها نقشي ارزنده داشتند.
ابوالفدا شمار نهرهاي جانب غربي را بيش از ١٠٠٠٠٠ دانسته است (ص ٥٦). هرچند اشتراك
(I/٤٢) اين شمار را اغراق آميز مي داند، اما اصطخري كه خود از قسمتي از اين نهرها
ديدن كرده، شمار آنها را ١٢٠٠٠٠ ذكر مي كند كه هر كدام به نام كسي كه آن را برپا
داشته، خوانده مي شده است (ص ٨٠). مهم ترين اين نهرها ٩ نهر بوده است كه ابوالخصيب
يكي از آنهاست (ابوالفدا، ٥٦ ـ ٥٧؛ اشتراك، همانجا؛ و امير و به فاصلة يك فرسنگي از
هر كدام قرار داشته (ابوالفدا، ٥٧) و مهم ترين نهرها از نهرهاي نه گانة مهم به شمار
مي آمده است (لسترنج، EI٢;٤٨ ). ايجاد اين نهر به يكي از غلامان آزاد شده و حاجب
منصور خليفة عباسي، يعني ابوالخصيب مرزوق منسوب است (بلاذري، ٢/٣٦٢؛ مسعودي، ٣٤٢) و
ظاهراً در سدة ٢ ق /٨ م احداث شده است (لسترنج، همانجا؛ EI٢ ).
از آغاز سدة ٧ ق/١٤ م بسياري از اين نهرها و نواحي دو سوي آنها رو به خرابي نهاد (ابوالفدا،
همانجا) و در همين زمان بخشي از نهر ابوالخصيب نيز خراب شد و تنها قسمتي از آن باقي
ماند (همانجا).
در دوره هاي بعدي اين نهر رو به ويراني كامل نهاد، تا جايي كه امروزه ـ بنا بر قول
اشتراك ـ تنها بستر آن بر جاي مانده است (EI٢).
٢. شهر: در دورة اسلامي در كنار نهرهاي دجله، شهرها و آباديهاي برپا شده بود (نك:
ابوالفدا، ٥٦؛ اصطخري، ٨٠ ـ ٨١) كه شهر ابوالخصيب نيز در كنارة نهر الخصيب به عنوان
يكي از اينگونه شهرها به شمار مي آيد. اين شهر ظاهراً در زمان جنبش زنگيان، توسط
آنان ساخته شده بود و المختاره ناميده مي شد (لسترنج، همانجا؛ EI٢ ). در آن زمان
اين شهر يكي از قلاع مهم زنگيان به شمار مي آمد (لاريمر، II/١٠٣٢) كه به سبب
استحكام ديوارهاي آن توانست مدتي در برابر لشكريان خليفه الموفق پايداري كند (لسترنج،
همانجا). اكنون ابوالخصيب در ٢٠ كيلومتري جنوب بصره واقع است (حسيني، ١٨٦) و از
شهرهاي مهم ناحية بصره به شمار مي رود (مقدسي، ١١٤؛ حسيني، ٩٢). به گفتة لاريمر،
اين شهر دو دو مايلي بالا دست «خور»ي واقع است كه ملتقاي آن با رودخانه (اروند رود)
در يك مايلي پايين دست «لباني» قرار دارد و قسمت خشكي را به خور ابومغيره متصل مي
سازد (١٠٣٢ـ II/١٠٣١). در واقع، ابوالخصيب در بخش جنوبي شط العرب، ميان بصره و
خرمشهر و نزديك تر به خرمشهر قرار دارد (همو، II/١٠٣١).
ابوالخصيب از دير باز به دو محلة اصلي تقسيم مي شده است كه هر كدام در يك سوي خور
واقع بوده اند: محلة شرقي را باب سلطان و محلة غربي را باب سليمان مي ناميده اند (همو،
II/١٠٣٢). هر كدام از اين دو محله داراي بازار مستقلي بوده كه در آغاز سدة ٢٠ م
كالاهاي اروپايي نيز در آنجا عرضه مي شده است (همانجا). به هنگام نبردهاي خليفه
الموفق و زنگيان در ٢٦٧ ق نيز از بازارهاي شهر و قسمتهاي دو گانة شرقي و غربي آن
ياد شده است ( ابن اثير، ٧/٣٨٣ ـ ٣٩٣).
جمعيت ابوالخصيب در آغاز سدة ٢٠ م حدود ١٢٠٠٠ نفر برآورد شده است (لاريمر، همانجا).
در همين دوره اين شهر داراي ٤٠٠٠٠٠ نخل، ١٠٠٠ رأس گاو، ٣٠٠٠ رأس گوسفند و بز، ٨٠٠
رأس اسب و الاغ و ٥٠ شتر بوده است (همانجا). از روزگاران گذشته خرما يكي از اقلام
مهمّ توليدي و صادراتي ابوالخصيب به شمار مي رفته است (حسيني، ١٨٦؛ لاريمر، همانجا).
ابوالخصيب از لحاظ اداري مركز شهرستاني به همين نام است كه بجز اين شهر، نواحي و
شهرهاي سيبه و فاو را نيز در بر دارد و داراي ٢٦٩٠ ك ـ ٢ وسعت مي باشد (حسيني، ٩٢،
١٨٦ ـ ١٨٧) و از مدتها پيش، به عنوان مقر رئيس بندرگاه (لايمر، همانجا) كه وظيفه
جمع آوري عوارض بار و نيز نگهداري از راههاي آبي را بر عهده داشته (همو، II/٨٧٨)،
از نواحي مهم بصره به شمار مي رفته است. جمعيت اين شهر مطابق سر شماري ١٩٥٧ م،
١١٢٤٥ نفر بوده است (بستاني).
مأخذ: ابن اثير، الكامل؛ ابوالفداء، تقويم البلدان، به كوشش رينو و دوسلان، پاريس،
١٨٤٠ م؛ اصطخري، ابراهيم بن محمد، مسالك الممالك، ليدن، ١٩٢٧ م؛ بلاذري، احمد بن
يحيي، فتوح البلدان، به كوشش ذخويه، ليدن، ١٨٦٥ م؛ بستاني؛ حسيني عبدالرزاق، العراق،
قديماً وحديثاً، صيدا، ١٣٧٧ ق/١٩٥٨ م؛ سهراب، عجائب الاقاليم السيعه الي نهايه
العماره، به كوشش هانس فن مژيك، لايپزيك، ١٩٣٠ م؛ مسعودي التنبيه و الاشراف، ليدن،
١٨٩٣ م؛ مقدسي، محمد بن احمد، احسن التقاسيم، ليدن، ١٩٠٦ م؛ ياقوت،بلدان؛ نيز:
EI٢; Le Strange G., The Lands of Eastern Caliphate, London, ١٩٦٦; Lorimer, J.
G., Gazetteer of the Persian Gulf, Oman and Central Arabia, Calcutta, ١٩٠٨;
Stteck, M., Diealte Landschaft Babylonien, Leiden, ١٩٠٠.
عباس سعيدي