دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢١٢٣
| ابوحليقه جلد: ٥ شماره مقاله:٢١٢٣ |
اَبوحُلَيْقه،رشيدالدين ابوالوحش بن ابي الخير فارس بن ابي سليمان
داوود(٥٩١-زنده در ٦٥٨ق/١١٩٥-١٢٦٠م)،حكيم و طبيب مصري،او در خانداني مشهور كه ابن
ابي اصيبعه(٢/١٢١،١٢٣،١٣٠-١٣٢)شرح احوال چند تن از پزشكان برجستة آن را آورده
است،به دنيا آمد.نياي او ابوسليمان داوود پزشكي چيرهدست و از مقربان صلاح الدين
ايوبي بود و به روايت خود ابوحليقه،روزي كه بيت المقدس فتح شد،خانة او به دستور
صلاح الدين پناهگاه همگان بود(همو،٢/١٢٢).گرچه او به دليل شهرت حكيم ابوشاكر بن ابي
سليمان،در مصر و شام،به بني شاكر مشهور بوده(همو،٢/١٢٨)،اما شهرت او به ابوحليقه كه
الملك الكامل ايوبي او را بدان ناميد(همو،٢/١٢٥)،به سبب حلقة نقرة
كوچكي(حُلَيقه،مصغّر «حلقه»)بوده استكه گويا پدرش كه فرزندانش در خردي
ميمردند،هنگام ولادت در گوش او كرده بوده است تا اگر زنده بماند،آن را صدقه
دهد(همو،٢/١٢٩).ابوحليقه در قلعة جَعْبَر(بركنارة فرات بين بالس و رَقّه)زاده شد.پس
آنجا ماند و پرورش يافت.پدرش فارس ابوالخير كه برخلاف برادران مردي سپاهي بود،گويا
ميل داشت كه ابوحليقه نيز شغل پدر را انتخاب كند و از اين رو او را لباس سپاهيگري
ميپوشانيد،اما به توصيه الملك العادل،او را براي فراگرفتن طب به دمشق نزد برادر
خود حكيم مهذب الدين ابوسعيد فرستاد(همو،٢/١٢٣،١٢٤).ابوحليقه يك سال در دمشق ماند و
الفصول بقراط و تقدمة المعرفة را خواند.سپس در ٥٩٩ق/١٢٠٣م به قاهره رفت و همانجا
اقامت گزيد.اگرچه ابن ابياصيبعه از ادامة تحصيلات و استادان او در مصر ياد نكرده
است،ولي به نظر ميرسد كه پس از اتمام تحصيلات بود كه در آنجا به خدمت الملك الكامل
درآمد.وپ پس از مرگ سلطان به ملك الصالح نجم الدين و بعد از او به الملك المعظم
تورانشاه ايوبي پيوست و بعد از قتل تورانشاه در ٢٧ محرم ٦٤٨ق/اول مة ١٢٥٠م مدتي در
خدمت تركان بود كه بر قلمرو ايوبيان مسلط شده بودند.آنگاه به خدمت الملك الظاهر
بيبرس(حكـ:٦٥٨-٦٧٦ق)درآمد(همانجا).از اينجا ميتوان دانست كه لااقل تا ٦٥٨ق يعني
آغاز حكومت بيبرس زنده بوده است،اما از آنجا كه ابن ابياصيبعه مورخ معاصر و نزديك
به ابوحليقه از تاريخ مرگ او ذكري نكرده،ميتوان احتمال داد كه او تا ٦٦٧ق/١٢٦٩م كه
نامة پسرش محمد به دست اين ابي اصيبعه رسيد(همو،٢/١٣٠)،زنده بوده است و گرنه ابن
ابي اصيبعه كه همواره به مطالب كتاب خويش ميافزوده(نكـ:هـ د،٢/٦٢٧)،تاريخ مرگ
ابوحليقه را ذكر ميكرد.گفتني است كه ابوحليقه نزد مهذب الدين عبدالرحيم بن علي
دخوار،استاد ابن ابياصيبعه نير تحصيل علم كرده (ابن ابي اصيبعه،٢/١٢٣)،اما زمان و
كيفيت آن معلوم نيست.
آثار:از تأليفات ابوحليقه كه ابن ابي اصيبعه(٢/١٣٠)آنها را ياد كرده:مقالة في ضرورة
الموت،مقالة في حفظ الصحة،مقالة في ان الملاذ الروحانية الذّ من الملاذ الجسمانية و
كتاب المختار في الالف عقار در ادوية مفرده و كتاب الأمراض و اسبابها و علاماتها و
مداواتها ميباشد كه اثري از آنها برجاي نمانده است.اما به گفتة
لينگز(I/٤٧)رسالهاي موسوم به مقال في الايارجات(داروهاي مسهل)نيز تأليف كرده كه به
كوشش پل اسبات و كريستو آويرينوس١ ،همراه با ترجمة فرانسوي آن،در جلد ١٠«متون عربي
و مطالعات اسلامي٢»،در قاهره،(١٩٥٣م)به چاپ رسيده است.اولمان(ص١٢٦)نيز اثري به نام
كتاب مختصر في مرض الماليخوليا به ابوحليقه نسبت داده است.
مآخذ:ابن ابي اصيبعه،احمد بن قاسم،عيون الانباء،به كوشش آوگوست
مولر،قاهره،١٢٩٩ق/١٨٨٢م؛نيز:
Lings,martin and Yasin Hamid Safadi,Third Supplementary Catalogue of Arabic
Printed Books in the British Library,London,١٩٧٧;Ullmann,Manfred,Die Medizin im
Islam,Leiden/Koln,١٩٧٠.
محمد هادي مؤذن جامي