دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢١٠٧
| ابوالحسن مغربی، محمد جلد: ٥ شماره مقاله:٢١٠٧ |
اَبو الْحسنِ مَغْرِبي،محمد بن احمد بن محمد افريقي ( د ح ٤٠٠ ق / ١٠١٠ م ) ،
اديب ، شاعر و راوي متنبي ، ملقب به مُتَيم ( ثعالبي ، ٢/٢٤ ، ٤/١٥٦ ; ياقوت ،
٤/٢٤٤ ). از نسبت افريقي و مغربي وي ، مي توان گمان برد كه از نواحي مغربي برخاسته
است . از گزارش ثعالبي در مي يابيم كه او به طب و نجوم آشنايي داشته است ( ٤/١٥٧;
نيز نك: ياقوت ، ٤/٢٤٤ – ٢٤٥ ) ، با اين حال ثعالبي تصريح مي كند كه وي از طريق
سرودن شعر ، روزگار مي گذرانيده ( همانجا ; نيز نك: قفطي، ٧ ) و ظاهرا از همين رو
پيوسته به دنبال اميري سخاوتمند ، شرق و غرب جهان اسلام را در مي نورديده است : در
حلب به خدمت سيف الدوله حمداني شتافت و در همانجا با متنبي ديدار كرد ( ياقوت ،
١٧/١٢٧ ; صفدي ، ٢/٦٨ ; نيز نكـ: ثعالبي،٢/٢٤ ، كه اشعاري از سيف الدوله را به
روايت وي نقل كرده است ); پس از مدتي به دستگاه صاحب بن عباد پيوست و در اصفهان
مقيم شد(ياقوت،١٧/١٢٧-١٢٨ ; صفدي ، همانجا ). ياقوت اشعاري از وي كه در مجلس صاحب
سروده شده، نقل كرده است (١٧/١٢٩ – ١٣١). همو(١٧/١٢٧ – ١٢٨ ) اشاره مي كند كه ابو
الحسن با ابو الفرج اصفهاني ديدار كرده و به روايت از او پرداخته است و نيز مي گويد
كه در مصر ، عراق ، جيل ،ماوراء النهر و چاچ نام او را مشهور است ( نيز نك: صفدي ،
همانجا ). از اين رو بعيد نيست كه وي به همه شهرهايي كه از ياقوت نام برده ، به
راستي سفر كرده باشد . ثعالبي در زمان نوح بن منصور ساماني وي را در بخارا ديده و
اخبار و اشعاري از وي روايت كرده است ( ٤/١٥٧ ; قس: بلاشر ، ٣٨١). ياقوت بر اثر
مسامحه در ضبط خبر ثعالي ، نام وي را به صورت احمد بن محمد ذكر كرده و همين اشتباه
سبب شده كه اخبار او را در دو جاي مختلف كتاب خود روايت كند (٤/٢٤٤ - ٢٤٦ ،١٧/١٢٧
–١٣٢). ابو الحسن شاعري بديهه سرا بود و ياقوت او را از بزرگان شعر و ادب دانسته
است ( ١٧/١٢٧ – ١٣١ ; نيز نك: صفدي ،همانجا ). ثعالبي ديواني بزرگ به او نسبت داده
( ٤/١٥٦ – ١٥٧ ) و ققطي او را شاعر بسيار گوي خوانده است ( همانجا ). با اين حال ،
آنچه امروزه از اشعار او بر جاي مانده است ، مجموعا از ٥٣ بيت تجاوز نمي كند ( نك:
ثعالبي ، ٤/١٥٧ – ١٥٨ ; ياقوت ، ١٧/١٢٨ – ١٣٢ ) كه غالبا آنها در غزل و وصف است .
با آنكه برخي منابع او را شاعري دانسته اند كه با سرودن شعر كسب معاش مي كرده ، در
ميان اشعار بر جاي مانده از وي ، مدحي ديده نمي شود و حتي در ابياتي از زر اندوزي و
مال دوستي حاكمان و بزرگان به سختي انتقاد كرده است ( نك: ثعالبي ، ٤/١٥٧ ) . تاريخ
وفات او به درستي معلوم نيست اما از آنجا كه ثعالبي وي را در روزگار نوح بن منصور
(حك ٣٦٥ – ٣٨٧ ق ) به هنگام پيري در بخارا ديده است (نك : بلاشر ، همانجا )، به نظر
مي رسد كه وي قبل از آغاز سده ٥ ق در گذشته باشد .
آثار : علاوه بر ديوان ( ثعالبي ، ٤/١٥٦ – ١٥٧ )، آثار ديگر وي كه امروز جز نامي از
آنها بر جاي نمانده، اينهاست:١.الانتصار المُنبي عن فضائل المتنبي ( همو ، ٤/١٥٦ ;
ياقوت ، ١٧/١٢٨ ); ٢. بقيه الانتصار المكثر للاختصار(همانجا;قس : بلاشر، ٣٨٤); ٣.
تحفه الكتاب در رسائل ( ياقوت ، همانجا ); ٤. تذكره النديم يا مذاكره النديم. ياقوت
بخشي از متن اين كتاب را در معجم الادباء نقل كرده است ( ١٧/١٢٩ – ١٣٢ ) . ثعالبي
نيز كتابي با عنوان اشعار الندماء به وي نسبت مي دهد ( همانجا ) كه احتمالا مراد
همين اثر است ( قس: ياقوت ، ٤/٢٤٤ ) ; ٥. الرساله الممتعه ( همو، ١٧/١٢٨ ) ; ٦.
النبيه المبني عن رذائل المتنبي ( همانجا ; قس: بلاشر ، همانجا ). با توجه به اين
كه ابو الحسن از راويان شعر متنبي بوده و ٢ كتاب در ستايش وي نوشته ، وجود اين كتاب
در بين آثار وي بسيار شگفت مي نمايد و به درستي روشن نيست كه آيا تآليف آن در نتيجه
تغيير عقيده وي نسبت به متنبي بوده است و يا براي جلب نظر مخالفان متنبي از جمله
صاحب بن عباد ( قس: بلاشر ، همانجا) .
مأخذ : بلاشر ، رزيس ، ابو الطيب المتنبي ، ترجمه ابراهيم كيلاني ، بيروت ، ١٩٨٥ م
; ثعالبي ، يتيمه الدهر ، بيروت، دارالفكر;صفدي،خليل بن ايبك ، الوافي بالوفيات ،
به كوشش هلموت ربتر ، بيروت ، ١٣٨١ ق / ١٩٦١ م ; قفطي ، علي بن يوسف ، المحمدون من
الشعرا ء و اشعارهم ، به كوشش رياض عبد الحميد مراد ، ١٣٥٩ ق / ١٩٦١ م; ياقوت،ادبا.
مريم صادقي