دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢٠٨٥
| ابوالحسن خان اردلان جلد: ٥ شماره مقاله:٢٠٨٥ |
َبوالْحَسَنْ خانِ اَرْدَلانن،حاج فخرالملك(د١٣٠٦ش/١٩٢٧م)، از امرا و وزراي عصر
قاجار. وي پسر رضاقلي خان بود و مادرش، دختر عباسميرزا نايبالسلطنه، طوبي خانم
نام داشت. خسروخان پدر رضاقلي خان، داماد فتحعلي شاه و امانالله خان،جد او،هر دو
از واليان كردستان بودند(مستوفي،٢/٤٢١؛حبيبآبادي،٤/١١٤٢؛بامداد،١/٣٢).
ابوالحسن خان در ١٢٧٩ق/١٨٦٢م در تهران زاده شد و چون از سوي مادر نسب از قاجاريان
ميبرد،در ابتداي جواني در زمرة غلامبچههاي دربار ناصرالدين شاه بود و بعدها در
شمار پيشخدمتان و درباريان متنفذ وي درآمد(مستوفي،٣/٢٩٦؛بامداد،همانجا).ابوالحسن
خان با دختر عزالدوله عبدالصمد ميرزا،برادر ناصرالدين شاه،ازدواج
كرد(مستوفي،٢/٤٢١)و در ١٣٠٦ق همراه با ناصرالدين شاه به سفر فرنگ رفت.در سال بعد به
هنگام بازگشت از همين سفر،شاه به او لقب فخرالمك
داد(اعتمادالسلطنه،٦٧٤؛مستوفي،٣/٢٩٦؛ بامداد، همانجا)و در ١٣٠٨ق نشان تمثال به وي
داده شد(اعتمادالسلطنه،٧٤٤؛ قس:صديقالممالك،٢٥٦).ابوالحسن خان از اين پس مناصب
متعددي به دست آورد:در ١٣١٠ق ادارة «احتسابيه» به او واگذار شد و بعد لقب امير
توماني گرفت(همو،٢٦٤-٢٦٥) و در ١٣١٢ق به فرماندهي فوج عرب و عجم بسطام رسيد(همو،
٢٩٣). اعتمادالسلطنه به سبب سوءاستفادة ابوالحسن خان از جيرة سپاه در اين مقام، سخت
از او انتقاد كرده است(ص ١٠٠٨).
پس از مرگ ناصرالدين شاه، ابوالحسن خان در دربار مظفرالدين شاه نيز نفوذ بسيار
يافت.در ١٣١٤ق به جاي شاهزاده عضدالدوله به حكومت همدان منصوب شد و در ١٣١٦ق حكومت
عراق عجم يافت(صديقالممالك، ٣٢٨، ٣٤٧؛ افضلالملك، ٢٩٨). در ١٣١٩ق/١٩٠١م رياست
«ايل و سوارة دويران خمسه» را بر عهده گرفت(صديقالممالك،٣٨٦).در ١٣٢١ق به وزارت
تجارت رسيد(همو،٤٠٤) و در همين ايام به مخالفت با عينالدوله صدر اعظم برخاست و به
دنبال آن مظفرالدين شاه در ذيعقدة ١٣٢٢ او را از وزارت عزل و از دربار تبعيد كرد و
حكومت عراق عجم را به او سپرد(مستوفي، ٢/٥٩؛صديقالممالك،٤١٢؛سپهر،١٠٤-١٠٥).برخي،از
رفتار وي در زمان وزارتش به تندي انتقاد كردهاند و گفتهاند كه تجار از او بسيار
ناراضي بودند(همو، ١٠٥).در ١٣٢٤ق از عراق عجم فراخوانده شد و در ١٩ ذيحجة همان سال
در سلطنت محمدعلي شاه بار ديگر به وزارت تجارت منصوب
شد(مغيثالسلطنه،١٢٩؛ناظمالاسلام،٢/٧٩-٨٠).سال بعد،در پي قتل حاكم زنجان، حكومت آن
شهر را به وي سپردند(اردلان،٢٦؛نيز نك:احتشامالسلطنه،١٦٣).وي چندي حكومت خوزستان
و يزد را نيز بر عهده داشت(مستوفي،٢/٤٢١).
ابوالحسن خان در ١٣٣٣ق/١٩١٥م و در دوران سلطنت احمدشاه به حكومت استراباد منصوب
شد،اما روسها با اين انتصاب مخالفت كردند و ابوالحسن خان از مقام خود استعفا كرد.با
اينهمه ديرزماني نگذشت كه بار ديگر به حكومت استراباد بازگشت(مقصودلو،١/٤٥٥-٤٧٩)،
ولي اين بار نيز بنا به گزارش نمايندة دولت انگليس در استراباد،به سبب بيكفايتي و
ناخشنودي مردم و سرانجام مخالفت روسها از منصب خود عزل شد(همو،١/٤٧٩).او دو مرتبة
ديگر بر استراباد حكومت يافت و هر دو بار به سبب ناخرسندي و شكايات مردم و حزب
دمكرات آنجا ناكام ماند(همو،٢/٥٦٣-٥٦٤،٥٨٦-٥٩٢).وي سرانجام در ١٣٠٦ش در تهران
درگذشت(مستوفي،٣/١٦٩؛قس:بامداد،١/٣٣،كه وفات او را در ١٣٠٥ش آورده است.
مآخذ: احتشامالسلطنه،ميرزا محمود،خاطرات،به كوشش محمدمهدي
موسوي،تهران،١٣٦٦ش؛اردلان،امانالله،«يك گوشه از خاطرات من»،وحيد،١٣٥١ش،س١٠،شم
٩-١٠؛اعتمادالسلطنه،محمدحسن خان،روزنامة خاطرات(١٢٩٢-١٣١٣ق)،به كوشش ايرج
افشار،تهران،١٣٥٠ش؛افضلالملك،ميرزا غلامحسين خان، افضلالتواريخ،به كوشش منصورة
اتحاديه و سيروس سعدونديان،تهران،١٣٦١ش؛بامداد،مهدي، شرححال رجال
ايران،تهران،١٣٥٧ش؛ حبيبآبادي،محمدعلي،مكارم الآثار،تهران،١٣٥٢ش؛سپهر،عبدالحسين
خان،مرآتالوقايع مظفري،به كوشش عبدالحسين نوايي،تهران،١٣٦٨ش؛صديق الممالك، ميرزا
ابراهيم شيباني،منتخب التواريخ،تهران،١٣٦٦ش؛مستوفي،عبدالله، شرح زندگاني
من،تهران،١٣٤٣ش؛مغيثالسلطنه، يوسف،نامههاي يوسف مغيثالسلطنه،به كوشش معصومة
صافي،تهران،١٣٦٢ش؛مقصودلو،حسينقلي،مخابرات استراباد،به كوشش ايرج افشار و محمدرسول
درياگشت،تهران،١٣٦٣ش؛ناظمالاسلام كرماني،محمدبن علي،تاريخ بيداري ايرانيان،به كوشش
علياكبر سعيدي سيرجاني،تهران،١٣٦٢ش.
ابوالفضل خطيبي