دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢٠٦٣
| ابوحبه جلد: ٥ شماره مقاله:٢٠٦٣ |
بوحبّه،،ويرانههايي باستاني واقع در ٤٥ كيلومتري جنوبغربي بغداد و در فاصلة ١٢
كيلومتري كرانة شدقي رود فرات( ؛رو١،نقشة سومر واكد؛پاولي،ذيل سيپارا٢).در اين
ويرانه كاوش كافي نشده است(ماير،٧٧٠/XXI)،اما از لحاظ عظمت،تپههاي شوش را با آن
مقايسه كردهاند(كرزن،٢/٢٣٥).پس از حفاريهاي رسام در ١٨٨١و١٨٨٢م ثابت شد كه
ويرانههاي ابوحبه محل شهر باستاني سيپار يا سيپارا بوده است.پلينوس و بطليموس از
اين شهر به عنوان يكي از شهرهاي تاحية بينالنهرين ياد
كردهاند(پاولي،همانجا).بطليموس(ص١٨٢،١٨٣)آن را به عنوان جنوبيترين شهر از ٢٢ شهر
اين ناحيه كه در كنار فرات قرار داشته،ذكر كرده است.در گذشته شهر سيپار مانند
بسياري ديگر از شهرهاي باستاني اين ناحيه-بابل،اور،نيپور و…-در كنار رود فرات قرار
داشته است،ليكن به واسطة انحراف مسير رودخانه،در حال حاضر بقاياي غالب آنها در
فاصلة كم و بيش زياد از اين رود ديده ميشود(رو،٢١).با آنكه به هنگام برپايي
امپراتوري بابل،سيپار شاهاني مستقل داشت،اما دومين شاه از سلسلة اول پادشاهان
بابل(٢٢١١-٢١٧٥قم)در بيستونهمين سال سلطنت خود به دور سيپار ديوار كشيد و اين
شهر حداقل از اين زمان به قلمرو بابل تعلّق يافت و به سبب داشتن وضع استراتژيك تا
مدتها از بزرگترين شهرهاي بابل به شمار ميرفت(پاولي،همانجا).
معبد شَمَش يا الهة آفتاب در حدود ٢٨٠٠قم توسط نرمشين٣ ،شاه اكد،در اين شهر بر پا
شد و در دورههاي بعد چند بار نوعسازي شد كه آخرينبار آن توسط نبونئيد٤
(٥٥٦-٥٣٩قم)انجام پذيرفت(همانجا؛قس:امستد،٥٠).الهة آفتاب از خداياني بود كه اهميت
فرامنطقهاي داست(رو،٨٨).معبد سيپار داراي ٣٠٠ تالار،اتاق و نيز غمارتهايي مخصوص
كاهنان و نگهداري دفاتر بوده است(پيرنبا،١/٥٤).اين معبد از معابدي است كه فرهنگ
سومريـاكدي را حفظ كردهاند(رو،٣٨١).امستد(ص١٨٧)گزارش مي دهد كه سكههاي يافته شده
در معبد سيپار ظاهرا اولين سكههايي است كه به عنوان پول به كار رفتهاند.در زمان
حمورابي،سيپار جزء قلمرو او به شمار ميرفت(رو،١٧٨-١٧٩).همو در در اواخر حكمروايي
خود دستور داد تا فرمانهاي او را بر ستونهاي سنگي حك كنند.يكي از اين ستونها كه به
طور كامل به دست آمده است،مربوط به معبد سيپار است كه بعداً توسط عيلاميها به شوش
برده شد و سپس در ١٩٠١م توسط كاوشگران فرانسوي به موزة لوور انتقال
يافت(همو،١٨٥-١٨٧).
از ٩١١ق م دوران ناآرامي منطقة بينالنهرين آغاز ميشود كه طي آن ناآراميها به
منطقه هجوم آورده و در دو سوي فرات استقرار مييابند و سرانجام تا كرانههاي دجله
پيش ميروند.د رهمين زمان معبد شمش سيپار غارت و ويران ميشود(همو،٢٥٣-٢٥٤).
در پاييز ٥٣٩ق م كورش هخامنشي در پانزدهمين روز از حملة خود به بابل، شهر سيپار را
به صلح فتح كرد(همو،٣٥٢).از اين زمان شهر سيپار حداقل تا ٨سال محل اقامت كمبوجيه
بود(امستد،٨٧).در اين دوره،يكي از دو راه اصلي كه بينالنهرين را به سوريه و ساحل
مديترانه متصل ميساخت،از اين شهر آغاز ميشد كه آن را به منطقة حمص و از آنجا از
طريق راههاي فرعي به بنادر فينيقيه،دمشق و يا فلسطين متصل ميساخت(رو،٢٩).
سيپار(يا سيپار شاشمش)و آكاده١(سيپار شاآنونيتو)كه ظاهراً به واسطة رود فرات از
يكديگر جدا ميشدند،برروي هم شهري واحد را تشكيل ميدادند( ).بسياري از دائرة
المعارفها اين دو شهر را برروي هم شهر سفروايم٢ كتاب مقدس فرض
كردهاند(آمريكانا؛بروكهاوس؛ ؛قس:هاكس،٤٧٨-٤٧٩).
مآخذ:بطلميوس،الجغرافيا،به كوشش فؤاد سزگين،فرانكفورت،١٤٠٧ق/١٩٨٧م؛پيرنيا،حسن،ايران
باستان،تهران،١٣٦٦ش؛كرزن،جرج،ن.،ايران و قضية ايران،ترجمة غ.وحيد
مازندراني،تهران،١٣٥٠ش؛هاكس،قاموس كتاب مقدس،بيروت،١٩٢٨م؛نيز:
Americana;Brockhus; ;Meyer;Olmstead,A.T,History of the Persian
Empire,London,١٩٧٦;Pauly;Roux,G.,Ancient Iraq,London,١٩٧٧.
عباس سعيدي