دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢٠٢٢
| ابوتراب ولی جلد: ٥ شماره مقاله:٢٠٢٢ |
اَبوتُرابِ وَلی، میر (شاه) ابوتراب ولی گجراتی (د ١٠٠٣ق/١٥٩٥م)، مورخ و دولتمرد
دربارِ اکبرشاه، از پادشاهان گورکانی هند. نیای او میر غیاثالدین معروف به سیدشاه
میر، دانشمندی مشهور و از خاندان سادات سلامی شیراز بود (شاه نوازخان، ٣/٢٨٠-٢٨١؛
راس ، مقدمه). سید شاه میر در ٨٩٨ق دو بار از ایران به گجرات رفت و بار دوم در
پایتخت آنجا اقامت گزید و فرزندان او، کمالالدین و قطبالدین شکراللـه نفوذ و
اعتباری خاص نزد سلاطین و امرای گجرات به دست آوردند (شاه نوازخان، ٣/٢٨١؛ علامی،
٣/٢١٧). خاندان سیدشاه میر همه «به سلسلۀ صوفیۀ مغربیه» گرایش داشتند (شاه نوازخان،
همانجا؛ بلوخمان، I/٥٧٠). برخی از مورخان، ابوتراب را فرزند کمالالدین دانستهاند
(شاه نوازخان، علامی، همانجاها)، اما خود او در تاریخ گجرات (ص ١٦-١٧) تصریح کرده
که فرزند قطبالدین شکراللـه است.
از تاریخ تولد و اوایل زندگی ابوتراب اطلاع چندانی در دست نیست، اما میدانیم که به
سبب شهرت خانوادگی و لیاقت و کاردانی خود به زودی اعتبار زیادی در گجرات به دست
آورد. در ٩٨١ق/١٥٧٣م هنگامی که اکبشاه به گجرات آمد، ابوتراب به همراه اعتمادخان
برایتسلیم شهر به حضور امپراتور رسید (ابوتراب، ٥٤؛ نیز نک : میرزا محمدحسن،
١/١١٦؛ بداونی، ٢/١٤١؛ نهاوندی، ١/٧٧٨). در همین زمان بود که ابوتراب ضمانت
اعتمادخان و دیگر بزرگان گجرات را نزد اکبرشاه برعهده گرفت (ابوتراب، ٦١؛ میرزا
محمدحسن، ١/١١٧). به همین سبب ابوتراب در اوضاع آشفته گجرات اعتمادخان را از همدستی
با مخالفان اکبرشاه بازداشت و با این کار بیشتر مورد عنایت امپراتور گورکانی قرار
گرفت (شاه نوازخان، ٣/٢٨٣). در ٩٨٥ق اکبرشاه منصب امارت حج را به او واگذاد و مبلغ
هنگفتی در اختیارش نهاد تا میان مستمندان حجاز تقسیم کند. در این سفر اعتمادخان نیز
همراه او بود (ابوتراب، ٩٥-٩٦؛ بداوانی، ٢/٢٥١). ابوتراب پس از ١٣ ماه از حج بازگشت
و سنگی که ظاهراً اثر پای پیامبر بر آن بود، با خود آورد که مورد استقبال اکبرشاه
قرار گرفت و به فرمان او بنایی برای نگهداری آن سنگ در گجرات ساخته شد (ابوتراب،
٩٥-٩٨). ابوتراب همچنان مورد اعتماد اکبرشاه بود و در ٩٩٢ق که اعتمادخان صوبهدار
(والی) گجرات شد، ابوتراب منصب امین صوبه گرفت (علامی، ٣/٤٠٣؛ شاه نوازخان، ٣/٢٨٥؛
راس، همانجا).
از ابوتراب ولی اثری با عنوان تاریخ گجرات بر جای مانده است. این کتاب بدون مقدمه
است و میتوان آن را به دو بخش تقسیم کرد، بخش اول شامل وقایع حکومت بهادرشاه و شرح
کشمکشهای او با همایون گورکانی است و در بخش دوم شرح جنگهای اکبرشاه، خصوصاً فتح
گجرات به دست او، آمده است. این کتاب نثری ساده و روان دارد و گاه اشعار و امثال
فارسی نیز در آن به کار رفته است. اگرچه نویسنده در شرح وقایع تاریخی به اختصار
گراییده است، با اینهمه برای آشنایی به روابط پادشاهان آگره (همایون و اکبر) و
سلاطین گجرات (بهادرشاه و اخلافش) سند معتبری است. از آنجا که وی با هر دو خاندان
متخاصم ارتباط داشت، از اینرو بدون آنکه از هیچیک از طرفین درگیر جانبداری کند،
به شرح حوادث پرداخته است. از طرف دیگر، چون خود شاهد رویدادها بوده و در برخی از
آن رویدادها نیز شرکت داشته، تاریخ او در این زمینه از ارزش و اعتبار خاصی برخوردار
است (آفتاب اصغر، ١٣٨). این کتاب در ١٩٠٩م به کوشش دنیسن راس در کلکته به چاپ رسیده
است.
مآخذ: آفتاب صغیر، تاریخنویسی در هند و پاکستان، لاهور، ١٣٦٤ش؛ ابوتراب ولی، تاریخ
گجرات، به کوشش دنیسن راس، کلکته، ١٩٠٩م؛ بداوانی، عبدالقادر بن ملوک شاه، منتخب
التواریخ، به کوشش ویلیام ناسولیس و منشی احمد علی، کلکته، ١٨٦٩م؛ شاه نوازخان،
صمصامالدوله، مآثرالامراء، به کوشش مولوی عبدالرحیم، کلکته، ١٨٨٦م؛ میرزا
محمدحسین، علی محمدخان، مرآت احمدی، به کوشش قاضی عبدالکریم و قاضی رحمت اللـه بن
قاضی فتح محمد صاحب، بمبئی،١٣٠٧ق؛ نهاوندی، ملاعبدالباقی، مآثر رحیمی، به کوش محمد
هدایت حسین، کلکته، ١٩٢٤م؛ نیز:
Blochmann, H., Notes on The Ā᾽īn-I Akbarī, by Abū᾽l-Fazl, ῾llāmī, Calcutta,
١٩٧٧; Ross, E. Denison, introd. A History of Gujarat (vide: PB, abū torāb-e
valī).
هدی سیدحسینزاده