دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٩٧٣
| ابو بصير جلد: ٥ شماره مقاله:١٩٧٣ |
اَبوبَصیر، عنوان مشترک دو تن از راویان امامیه و اصحاب امام باقر و امام
صادق(ع) به نامهای یحیی بن ابیالقاسم اسدی و لیث بن بَخْتَری مرادی. در بسیاری از
روایات امامیه نام ابوبصیر بدون افزودن هیچ قیدی، در سلسلۀ اسناد قرار گرفته و تنها
با کمک گرفتن از قراین خارجی ممکن است هویت راوی را حدس زد؛ اما شمار اسانیدی که
هویت ابوبصیر در آنها با قیدی تعیین شده، بسیار اندک است و گاه برخی از این قیود
ذکر شد نیز به خودی خود چندان استوار نیست و احتمال میرود ناشی از خلط بوده باشد.
اشتراک عنوان «ابوبصیر» میان یحیی اسدی و لیث مرادی سبب شده است تا بحث و پژوهش در
هویت ابوبصیر در اسانید گوناگون در بین محدثان و رجال شناسان امامی کمابیش از همان
سدههای نخستین مطرح گردد و تا امروز ادامه یابد. از اینرو تفکیک این دو شخصیت
همعصر که هر دو در کوفه متوطن بودهاند، در پارهای موارد نمیتواند از قطعیّت
برخوردار باشد.
١. ابوبصیر یحیی بن ابیالقاسم اسدی (د ١٥٠ق/٧٦٧م)، از رجال امامی کوفه. کنیۀ او
ابومحمد بود و شاید از آن رو ابوبصیر خوانده میشد که از بینایی محروم بود (کشی،
١٧٣، ٤٧٦؛ طوسی، رجال، ١٤٠، ٣٣٣). ابوالقاسم کنیۀ پدر وی بوده و نام او اسحاق ثبت
شده است (همان، ١٤٠؛ مفید، الاختصاص، ٨٣)، ولی در برخی از منابع ابوالقاسم به صورت
قاسم و به عنوان نام پدر یحیی آمده است (مثلاً نک : نجاشی، ٤٤١). نسبت اسدی به جهت
رابطۀ ولای خاندان او با قبیلۀ عرب بنیاسد بود (کشی، ١٧٣؛ طوسی، همان، ٣٣٣؛ مفید،
همانجا). طوسی در رجال (همانجا) او را از اهل کوفه شمرده است. همو و نجاشی
(همانجاها) به سال وفات وی تصریح کردهاند.
ابوبصیر اسدی چندی در صحبت امام محمدباقر(ع) (امامت: ٩٥-١١٤ق) بود و پس از آن در
جرگۀ اصحاب امام جعفر صادق(ع) (امامت: ١١٤- شوال ١٤٨) درآمد. انبوهی از روایات بر
جای ماندۀ اعتقادی و فقهی در کتب حدیث امامیه که از طریق ابوبصیر از آن امام روایت
شده است، نشان از میزان این بهرهگیری دارد (نیز نک : برقی، الرجال، ١١، ١٧؛ طوسی،
همان، ١٤٠، ٣٣٣؛ نجاشی، همانجا). طوسی (همان، ٣٦٤) وی را در شمار اصحاب امام موسی
کاظم(ع) (امامت: ١٤٨-١٨٣ق) نیز آورده است (قس: نجاشی، همانجا)، ولی باید در نظر
داشت که وی تنها حدود ٢ سال از امامت آن حضرت را درک کرده و شمار روایات موجود به
نقل ابوبصیر (بدون قید) از امام کاظم(ع) بسیار اندک است. ابوبصیر اسدی بجز محضر
امامان، از برخی راویان امامی چون ابوحمزۀ ثمالی و صالح (عمران) بن میثم نیز روایت
کرده است (نک : برقی، المحاسن، ٣٠٩؛ کلینی، ٧/١٨٥-١٨٦؛ ابن بابویه، محمد، امالی،
٢٦٨).
ابوبصیر اسدی بهسان یکی از حاملان پراندوختۀ حدیث اهل بیت در کوفه شناخته میشد و
در میان آنان که از او حدیث فرا گرفتند، نام رجالی چون ابان بن عثمان احمر، عاصم بن
حمید حناط، حسین بن ابیالعلاء و عبداللـه بن حماد انصاری به چشم میخورد (نک :
ابن بابویه، محمد، فقیه، ٤/١٢١؛ طوسی، الفهرست، ١٧٨، امالی، ٢/٩٥، ١٥٧). همچنین
باید از علی بن ابی حمزۀ بطائدی، عبداللـه بن وضاح و شعیب عقرقوفی، خواهرزادۀ
ابوبصیر اسدی، نام برد که شاگردان خاص وی بودهاند (نک : نجاشی، ٢١٥، ٢٤٩؛ کشی،
١٧١).
ابوبصیر اسدی در پی سالها درک صحبت امام محمد باقر و امام صادق(ع) طبعاً یکی از
قطبهای رهبری فکری جامعۀ امامی کوفه محسوب میشد، روایات متعددی در دست است که نشان
میدهد ابوبصیر (ظاهراً اسدی) در صحنههای مبارزۀ فکری با گروههای مخالف چون
مختاریه و زیدیه حضور داشته است (نک : کلینی، ١/٢٩١؛ کشی، ٢٤٠-٢٤١، جم(.
در ١٤٨ق به دنبال وفات امام جعفر صادق(ع)، فرزند ارشد او موسوم به عبداللـه دعوی
امامت کرد و پیروان او که «فطحیه» نامیده میشدند، در مقابل گروهی از شیعیان قرار
داشتند که بلاواسطه پس از امام صادق(ع) به امامت امام کاظم(ع) قائل بودند. وقوع این
بحران با سالهای پایانی عمر ابوبصیر اسدی مصادف بود و موضعگیری او در مقابل فطحیه
از وی چهرهای وجیه نزد پیروان امام کاظم(ع) ترسیم نمود؛ چنانکه در روایات آنان
ابوبصیر در زمرۀ گروهی از اصحاب امام صادق(ع) شمرده شده است که از آغاز به عبداللـه
پشت کرده، به امام کاظم(ع) روی آوردند (نک : کلینی، ١/٣٥١-٣٥٢؛ کشی، ٢٨٢-٢٨٤). در
منابع گوناگون مطالبی از طریق علی بن ابیحمزه روایت شده است که بیان میدارد
ابوبصیر (اسدی) اندکی پس از وفات امام صادق(ع) در حالی که عبداللـه افطح هنوز زنده
بود، برای گزاردن حج به حجاز رفته و ضمن دیدار با امام کاظم(ع) مراتب وفاداری خود
را به امام اعلام کرده است (نک : حمری، ١٤٦؛ کلینی، ١/٢٨٥، ٢/١٢٤؛ مسعودی،
١٦٧-١٦٨؛ دلائل الامامه، ١٦٣، ١٩٣).
در روایاتی که پیروان امام کاظم(ع) از زبان ابوبصیر نقل کردهاند، وی پایههای
عقیدتی فحیه دربارۀ امامت را مورد حمله قرار داده است (نک : ابن بابویه، علی، ٤٩،
٧٤؛ مسعودی، ١٦١). اگرچه در روایات مذکور تصریح نشده که کدام ابوبصیر مورد نظر بوده
است، ولی حرمت ویژۀ ابوبصیر مرادی نزد فطحیان، این احتمال را که وی ابوبصیر اسدی
باشد، مرجح میسازد. شاید به سبب همین شخصیت ضدفطحی ابوبصیر اسدی بوده باشد که ابن
فضال، رجالشناس نامی فطحیه، در نقد رجالی ابوبصیر اسدی، او را «مخلّط» قلمداد کرده
است (نک : کشی، ١٧٣، ٤٧٦).
در زمان افتراق بعدی امامیه و تقسیم پیروان امام کاظم(ع) به واقفه (منکران وفات وی
و قائلان به مهدویت آن حضرت) و قطعیه (قائلان به جانشینی امام رضا(ع))، سالها از
وفات ابوبصیر اسدی میگذشت و همین امر موجب آن بود که هر دو دسته در شخصیت ابوبصیر
اسدی با دیدۀ احترام بنگرند. علی بن ابی حمزۀ بطائنی که در گذشته از شاگردان خاص
ابوبصیر اسدی بود و اکنون از سران واقفه بهشمار میرفت، با نقشی که در انتقال آثار
ابوبصیر و روایات او به آیندگان ایفا کرد، موجب شد که حتی در آثار قطعیه (در
دورههای بعد اثناعشریه) به عنوان راوی درجۀ اول ابوبصیر اسدی شناخته شود (نک :
ابن بابویه، محمد، «مشیخه»، ١٨؛ طوسی، الفهرست، همانجا؛ نجاشی، ٤٤١).
علی بن ابی حمزه و فرزندش حسن که او هم مذهب واقفی داشت، در اثار خود بسیار بیش از
دیگر اصحاب ائمه، از روایات ابوبصیر بهره گرفتهاند (نک : همو، ٢٥٠، به نقل از
تفسیر علی بن ابیحمزه؛ ابن بابویه، محمد، ثواب الاعمال، ١٣٠ به بعد، به نقل از
فضائل قرآن حسن بن علی؛ قس: نجاشی، ٣٧). به علاوه در منابع واقفی، برخی روایات در
اثبات باورهای مذهب واقفه از زبان ابوبصیر (اسدی، نقل شده است (نک : علوی، شم ٢١،
٢٣، ٣٣؛ کشی، ٤٧٤-٤٧٦). از سوی دیگر قطعیه، ابوبصیر اسدی را به عنوان یک راوی «وجیه
و ثقه» میشناختند، همان تعبیری که نجاشی دربارۀ او به کار برده است (ص ٤٤١). نام
او در شمار ٦ تن «اصحاب اجماع» از یاران امام باقر و امام صادق(ع) آورده شده است که
«طایفه» بر صدق حدیث و فقاهت آنان اجماع نمودهاند (نک : کشی، ٢٣٨؛ طوسی، عده
الاصول، ١/٣٨٤). همچنین در منابع اثناعشری به روایت حدیثی از ابوبصیر برخورد
میکنیم که به «حدیث لوح» شهرت دارد و در آن اعتقاد به امامان دوازدهگانه با تفصیل
نسبی مطرح شده است (نک : کلینی، ١/٥٢٧-٥٢٨؛ نعمانی، ٤٢-٤٤؛ ابن بابویه، محمد،
کمالالدین، ١/٣٠٨-٣١١) و به قرینۀ همراهی عبدالرحمن بن سالم (راوی این حدیث) با
علی بن ابی حمزه در روایت از ابوبصیر در برخی از اسانید میتوان به احتمال قویتر
ابوبصیر اسدی را موردنظر در این حدیث دانست (نک : طوسی، تهذیب، ١/٤٤٣، الاستبصار،
١/٢٠٣).
برخی از رجال شناسان متأخر امامیه همچون علامۀ حلّی (ص ٢٦٤) در اثر آشفتگی موجود در
عبارات کشی (ص ٤٧٤-٤٧٦)، شخصیت ابوبصیر یحیی بن ابیالقاسم اسدی را با یحیی بن قاسم
حذّاء واقفی یکی دانسته و بر این پایه به واقفی بودن ابوبصیر اسدی حکم راندهاند که
باتوجه به وفات وی در ١٥٠ق و آغاز افتراق واقفه در ١٨٣ق، واقفی بودن وی منتفی است.
افزون بر روایات بسیار پراکنده در کتب حدیث امامیه، آنچه به عنوان آثار ابوبصیر
اسدی با نام از آنها یاد شده، دو عنوان زیر است: کتاب مناسک الحج، به روایت علی بن
ابی حمزه و حسین بن علاء (طوسی، الفهرست، همانجا) و کتاب یوم و لیله، به روایت علی
بن ابی حمزه (نجاشی، همانجا). ابن بابویه نیز مجموعهای از روایات فقهی او به روایت
علی بن ابی حمزه را در فقیه من لایحضره الفقیه مورد استفاده قرار داده است (نک :
ابن بابویه، محمد، «مشیخه»، همانجا). همچنین مجموعهای مشتمل بر حدود ٢٠ حدیث در
موضوع «علل» به روایت حسین بن یزید نوفلی از علی بن ابی حمزه بهطور پراکنده در علل
الشرائع ابن بابویه مورد استفاده واقع شده است (١/١٥، ١٦، جم(.
ابن بابویه ضمناً تلفیقی از روایت ابوبصیر و محمدبن مسلم را از «کتاب حدیث اربعمأه»
به تمامی در الخصال (٢/٦١٠-٦٣٧) نقل کرده است. علاوه بر آنچه ذکر شد، نوشتاری از
ابوبصیر در زمینۀ احوال ائمۀ نخستین به روایت محمدبن سنان (در بعضی اسانید با واسطۀ
ابن مسکان) وجود داشته که در آثار کهن امامیه و غیرایشان مورد استفاده قرار گرفته
است (نک : ابن ابی الثلج، ١٥؛ کلینی، ١/٤٦١، ٤٦٣، ٤٦٨؛ خصیبی، ٣٩؛ ابوالفرج، ٥٠؛
ابن خشاب، ١٦١، جم(. خصیبی (همانجا) تصریح نموده که ابوبصیر مورد نظر در این سند
ابوبصیر اسدی است.
٢. ابوبصیر لیث بن بختری مرادی، از رجال امامی کوفه در نیمۀ نخست سدۀ ٢ق/٨م. کنیۀ
اصلی او را ابن غضائری (نک : علامۀ حلّی، ١٣٧) و نجاشی (ص ٣٢١) «ابومحمد» و ابن
ندیم (ص ٢٧٥) و طوسی (رجال، ٢٧٨) «ابویحیی» آوردهاند و طوسی (همان، ١٣٤) او را از
اهل کوفه شمرده است. وی در منابع رجالی هم از اصحاب امام باقر(ع) و هم از اصحاب
امام صادق(ع) محسوب شده است (برقی، الرجال، ١٣، ١٨؛ کشی، ١٧٠؛ مفید، الاختصاص، ٨٣؛
طوسی، همان، ١٣٤، ٢٧٨؛ نجاشی، همانجا). ولی در اسانید روایات، نمونهای قطعی برای
روایت او از امام باقر(ع) دیده نمیشود (برای موارد قابل تردید، نک : مفید،
المقنعه، ٣٨، سطر ٢٧؛ فخاربن محمد، ٨٤؛ قس: کلینی، ٣/٥٠٩؛ مجلسی، ٣٥/١١٢). ابوبصیر
مرادی همچنین از برخی راویان حدیث اهل بیت چون عبدالکریم بن عتبۀ هاشمی (از اصحاب
امامان صادق و کاظم(ع)) روایت کرده است (ابن بابویه، محمد، «مشیخه»، ٥٥). در سلسلۀ
سند حدیثی از المحاسن برقی (ص ٣٧) روایت لیث مرادی از ابوبصیر (شاید اسدی) دیده
میشود و باتوجه به آنچه ذکر شد و اینکه نجاشی (همانجا) لیث مرادی را «ابوبصیر
اصغر» خوانده است، دور نیست که وی قدری نسبت به ابوبصیر اسدب تأخر طبقه داشته باشد.
از مهمترین شاگردان ابوبصیر مرادی که روایات زیادی از او نقل کرده است، ابوجمیله
مفضل بن صالح اسدی است و در درجۀ بعد میتوان از عبداللـه بن مسکان، عبداللـه بن
بکیر و عبدالکریم بن عمرو خثعمی یاد کرد که روایت آنان از ابوبصیر مرادی مورد تصریح
قرار گرفته است (نک : کلینی، ٢/٦٠، ٧/٣١٠، جم ؛ ابن بابویه، محمد، همانجا؛ نجاشی،
همانجا).
ابوبصیر مرادی، همانطور که شعیب عقرقوفی اظهار داشته است (کشی، ١٧٢)، وفات امام
صادق(ع) را درک کرده است، ولی گزارش صریحی در مورد موضعگیری او در قبال فطحیه دیده
نمیشود. روایت عقرقوفی حاکی است که ابوبصیر مرادی به امامت امام کاظم(ع) باور
نداشته است (کشی، همانجا، شم ٢٩٣، نیز شم ٢٩٢؛ طوسی، تهذیب، ١٠/٢٥) و گفتار ابن
غضائری، رجالشناس اثناعشری اشارت دارد که مذهب وی مستقیم نبوده است (نک : علامۀ
حلی، همانجا).
در مورد رابطۀ او با امام کاظم(ع)، اگرچه طوسی در الفهرست (ص ١٣٠) و رجال (ص ٣٥٨)
او را در زمرۀ اصحاب آن حضرت آورده است، ولی این نکته در کلام برقی، کشی و نجاشی
تأیید نشده و در اسانید روایات نیز روایت او از امام کاظم(ع) به اثبات نرسیده است.
اگر شواهد پراکندۀ یاد شده را در کنار روایات ستایشآمیز فطحیان دربارۀ ابوبصیر
مرادی قرار دهیم، به نتیجهگیری دربارۀ گرایش مذهبی ابوبصیر مرادی کمک خواهد کرد.
از آن جمله باید به روایتی به نقل از علی بن اسباط فطحی اشاره کرد که در آن نام
ابوبصیر مرادی در شمار چند تن از اصحاب امامان باقر و صادق(ع) یاد شده و در انتخاب
شخصیتها تأثیر دیدگاه فطحی احساس میشود (نک : کشی، ٩-١٠؛ مفید، الاختصاص، ٦١-٦٢).
در روایتی دیگر از طریق علی بن اسباط، ابوبصیر مرادی یکی از چهار تن دانسته شده که
در حیات و ممات، زینت و آبروی اهل بیت بوده، از مصادیق قوّامون به قسط، سابقون و
مقرّبون شمرده میشدند (کشی، ١٧٠، شم ٢٨٧، نیز ٢٣٨-٢٣٩، شم ٤٣٢). در روایت دیگر
نیز از طریق علی بن اسباط و علی بن حدید فطحی، ابوبصیر مرادی در عداد چهار تن اوتاد
زمین و اعلام دین محسوب شده است (همو، ٢٣٨، شم ٤٣٢).
اما از دیدگاه منابع غیرفطحی در بادی امر باید به روایات پراکندهای توجه کرد که
کشی نقل کرده و این در حالی است که خود در تمییز ابوبصیرها (دست کم براساس نسخۀ
موجود از کتاب وی) به شدت دچار خلط بوده است. کشی علاوه بر روایات علی بن اسباط و
علی بن حدید فطحی، ابوبصیر مرادی در عداد چهارتن اوتاد زمین و اعلام دین محسوب شده
است (همو، ٢٣٨، شم ٤٣٢).
اما از دیدگاه منابع غیرفطحی در بادی امر باید به روایات پراکندهای توجه کرد که
کشی نقل کرده و این در حالی است که خود در تمییز ابوبصیرها (دست کم براساس نسخۀ
موجود از کتاب وی) به شدت دچار خلط بوده است. کشی علاوه بر روایات علی بن اسباط و
علی بن حدید که یاد شد، دو روایت دیگر نقل کرده که در آنها ابوبصیر مرادی یکی از
چهار تن «مخبتین» مژدهور به بهشت و نیز از احیاکنندگان حدیث اهل حدیث(ع) و
امانتداران حلال و حرام خداوند دانسته شده است (ص ١٣٦، شم ٢١٩، نیز ١٧٠، شم ٢٨٦).
باتوجه به قراین مختلف، ازجمله وجود روایتی دیگر با همین مضمون (همو، ١٣٦، شم ٢١٨)
که در آن نام ابوبصیر (بدون قید) آمده است، میتوان گفتۀ کشی را درست دانست، با این
احتمال که قید «لیث مرادی» و «لیث بن بختری مرادی» در روایت پیشین از افزودههای
بعدی بوده باشد. کشی همچنین یادآور شده که بعضی در شمار ٦ تن «اصحاب اجماع» از
یاران امام باقر و امام صادق(ع) به جای ابوبصیر اسدی، ابوبصیر مرادی را قرار
دادهاند (ص ٢٣٨). از دیگر رجالشناسان امامیه ابن غضائری ضمن اینکه مذهب او را
مورد طعن دانسته، یادآور شده است که اعتبار روایی او مورد طعن نیست (علامۀ حلی،
همانجا) و نجاشی در شرح احوال وی هم در گرایش مذهبی و هم در اعتبار رجالی او سکوت
کرده است (همانجا).
تنها اثر یاد شده از ابوبصیر مرادی کتابی در مسائل فقهی است که بیشتر به روایت ابن
فضال فطحی از ابوجمیله مفضل بن صالح از وی شهرت داشته است (همانجا؛ نیز نک : ابن
ندیم، همانجا؛ طوسی، الفهرست، همانجا). این کتاب در سطح محدودی مورد استفادۀ محدثان
چون برقی در المحاسن (ص ٣٣٧)، کلینی در الکافی (٣/٤٦٠، ٤/٣٤٢، جم(، ابن بابویه در
فقیه (٢/٢٧٤)، طوسی در تهذیب (١/١٦٥، ١٨٠، جم( و همو در الاستبصار (١/١٥٤، جم(
قرار گرفته و آنگونه که از موارد نقل بر میآید، مشتمل بر پاسخهای امام صادق(ع) به
سؤالات ابوبصیر مرادی است.
در منابع رجالی و حدیثی شیعه از شخصیتهای دیگری نیز نام برده شده که «ابوبصیر»
خوانده میشدهاند: ابوبصیر عبداللـه بن محمد اسدی کوفی از اصحاب امام باقر(ع)
(کشی، ١٧٤؛ طوسی، رجال، ١٢٩)؛ ابوبصیر یوسف بن حارث از اصحاب بتری مذهب امام
باقر(ع) (همان، ١٤١) و ابوبصیر ثقفی (خصیبی، ٣٩).
در سدههای اخیر چندین اثر مستقل دربارۀ شخصیت رجالی ابوبصیر تألیف شده است که
عبارتند از: ١. ترجمه ابیبصیر، از محمد مهدی خوانساری (د ١٢٤٦ق)، که همراه الجوامع
الفقهیه در ١٢٧٦ق چاپ سنگی شده است؛ ٢. ترجمه ابیبصیر و تحقیق احواله، از محمدباقر
شفتی (د ١٢٦٠ق)، که همراه مجموعهای از رسایل رجالی وی در ١٣١٤ق به چاپ رسیده است؛
٣. ترجمه ابیبصیر، از محمدهاشم خوانساری (د ١٣١٨ق)، همراه مجمع الفوائد در ١٣١٧ق
چاپ شده است؛ ٤. ترجمه ابیبصیر و اسحاق بن عمار، از ابوتراب خوانساری (د ١٣٤٦ق)؛
٥. الرساله المبصره فی احوال ابیبصیر، از محمدتقی شوشتری، چاپ شده به عنوان ملحق
درج ١١ قاموس الرجالِ مؤلف (نیز نک : آقابزرگ، ٤/١٤٧-١٤٨، ١١/٢٢٣)؛ ٦. اسانید
ابیبصیر، از موسی شبیری زنجانی که عکس نسخۀ دستنویس آن در کتابخانۀ مرکز موجود
است.
مآخذ: آقابزرگ، الذریعه؛ ابن ابی الثلج، محمدبن احمد، «تاریخ الائمه»، مجموعۀ
نفیسه، قم، ١٤٠٦ق؛ ابن بابویه، علی بن حسین، الامامه و التبصره من الحیره، قم،
١٤٠٤ق؛ ابن بابویه، محمدبن علی، امالی، بیروت، ١٤٠٠ق/١٩٨٠م؛ همو، ثواب الاعمال،
نجف، ١٣٩٢ق/١٩٧٢م؛ همو، الخصال، به کوشش علیاکبر غفاری، قم، ١٣٦٢ش؛ همو، علل
الشرائع، نجف، ١٣٨٥ق/١٩٦٦م؛ همو، فقیه من لایحضره الفقیه، به کوشش حس موسوی خرسان،
نجف، ١٣٧٦ق؛ همو، کمالالدین، به کوشش علیاکبر غفاری، تهران، ١٣٩٠ق؛ همو، «مشیخه
الفقیه»، همراه ج ٤ فقیه؛ ابن خشاب، عبداللـه بن نصر، «تاریخ موالید الائمه و
وفیاتهم»، مجموعه نفیسه، قم، ١٤٠٦ق؛ ابن ندیم، الفهرست؛ ابوالفرج اصفهانی، مقاتل
الطالبیین، نجف، ١٣٨٥ق/١٩٦٥م؛ برقی، احمدبن محمد، الرجال، تهران، ١٣٤٢ش؛ همو،
المحاسن، به کوشش جلالالدین محدث، قم، ١٣٧١ق؛ حمیری، عبداللـه بن جعفر، قرب
الاسناد، تهران، ١٣٦٩ق؛ خصیبی، حسین بن حمدان، الهدایه الکبری، بیروت، ١٤٠٦ق/١٩٨٦م؛
دلائل الامامه، منسوب به ابن رستم طبری، نجف، ١٣٨٣ق/١٩٦٢م؛ طوسی، محمدبن حسن،
الاستبصار، به کوشش حسن موسوی خرسان، تهران، ١٣٩٠ق؛ همو، امالی، بغداد،
١٣٨٤ق/١٩٦٤م؛ همو، تهذیب الاحکام، به کوشش حسن موسوی خرسان، تهران، ١٣٩٠ق؛ همو،
رجال، به کوشش محمدصادق بحرالعلوم، نجف، ١٣٨١ق/١٩٦١م؛ همو، عده الاصول، به کوشش
محمد مهدی نجف، قم، ١٤٠٣ق/١٩٨٣م؛ همو، الفهرست، به کوشش محمد صادق بحرالعلوم، نجف،
کتابخانۀ مرتضویه؛ علامۀ حلی، حسن بن یوسف، رجال، نجف، ١٣٨١ق/١٩٦١م؛ علوی، علی بن
احمد، نصره الواقفه، به کوشش احمد پاکتچی، منتشر نشده؛ فخاربن معد موسوی، ایمان
ابیطالب، به کوشش محمد بحرالعلوم، نجف، ١٣٨٤ق/١٩٦٥م؛ کشی، محمد، معرفه الرجال،
اختیار طوسی، به کوشش حسن مصطفوی، مشهد، ١٣٤٨ش؛ کلینی، محمدبن یعقوب، الکافی، به
کوشش علیاکبر غفاری، تهران، ١٣٨٨ق؛ مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت،
١٤٠٣ق/١٩٨٣م؛ مسعودی، علین بن حسین، اثبات الوصیه، نجف، ١٣٧٤ق؛ مفید، محمدبن محمد،
الاختصاص، به کوشش علیاکبر غفاری، قم، جماعه المدرسین؛ همو، المقنعه، تهران،
١٢٧٦ق؛ نجاشی، احمدبن علی، رجال، به کوشش موسی شبیری زنجانی، قم، ١٤٠٧ق؛ نعمانی،
محمدبن ابراهیم، الغیبه، بیروت، ١٤٠٣ق/١٩٨٣م.
احمد پاکتچی