دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٩٤٩
| ابو اسحاق فارسی جلد: ٥ شماره مقاله:١٩٤٩ |
اَبو اِسْحاقِ فارْسی، ابراهیم بن علی (سدۀ ٤ق/١٠م)، لغوی و نحوی. مجموعۀ اطلاعات
ما دربارۀ او، منحصر به چند سطری است که ابوحیان توحیدی (ص ٣٥٢) و ثعالبی (٤/١٥٠)
نقل کردهاند. از آن پس، همۀ منابع، چون یاقوت (١/٢٠٤-٢٠٥)، قفطی (١/١٧١)، صفدی
(٦/٥٨)، سیوطی (١/٤٢٠) و دیگران، همان روایات را تکرار کردهاند.
بنابراین روایات، وی از شاگردان ابوعلی فارسی بوده و از سیرافی نیز کسب علم کرده
است. او در زمان سامانیان، به بخارا درآمد و مورد احترام بسیار واقع شد. چنانکه
بزرگان شهر فرزندان خویش را به شاگردی نزد او میفرستادند. ظاهراً کار او نزد
امیران سامانی بالا گرفت، چنانکه بازبینی و اصلاح همۀ نامههای دیوان رسائل را
برعهدۀ او گذاشتند. وی تا پایان عمر بر همین کار بود.
ابوحیان (همانجا) میافزاید که ابواسحاق در شعر و نثر و عروض و صنعت معما دستی تمام
داشته، چندانکه با متنبی به معارضه بر میخاسته و کتابهایی نیز تألیف و املا و شرح
کرده است. به گفتۀ همو، وی به حضور ابن عمید راه یافت، اما ابن عمید ابتدا روی خویش
به او نشان نداد، تا آنکه روزی سخن وی را شنید و ارج فضل و دانش او را شناخت (قس:
یاقوت، ١/٢٠٥). برخی چون صفدی (همانجا) و یاقوت (١/٢٠٤) کتابی با عنوان شرح
الجَرْمی به او نسبت دادهاند که تا سدۀ ٨ق در دست مردم بوده است، اما امروز خبری
از آن نداریم. از اشعار او نیز جز آن ٥ بیتی که ثعالبی (همانجا) و دیگر منابع به
تقلید از او نقل کردهاند، چیزی در دست نیست.
ابوریحان بیرونی در الجماهر (ص ١٦٢) از مردی به نام ابواسحاق فارسی نام میبرد که
به محل معادن زبرجد اشاره کرده است، اما اینکه این ابواسحاق، همان شخصیت مورد نظر
ما باشد، دانسته نیست.
مآخذ: ابوحیان توحیدی، علی بن محمد، اخلاق الوزیرین، به کوشش محمد بن تاویت طنجی،
دمشق، ١٣٨٥ق/١٩٦٥م؛ ابوریحان بیرونی، الجماهر فی معرفه الجواهر، حیدرآباد دکن،
١٣٥٥ق؛ ثعالبی، عبدالملک بن محمد، یتیمه الدهر، به کوشش محمد محییالدین عبدالحمید،
بیروت، ١٣٧٧ق؛ سیوطی، بغیه الوعاه، به کوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره،
١٣٨٤ق/١٩٦٤م؛ صفدی، خلیل بن ایبک، الوافی بالوفیات، به کوشش س. ددرینگ، بیروت،
١٣٩٢ق/١٩٧٢م؛ قفطی، علی بن یوسف، انباه الرواه، به کوشش محمد ابوالفضل ابراهیم،
قاهره، ١٣٦٩ق/١٩٥٠م؛ یاقوت، ادبا.
سیمین محقق