دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٩٤٢
| ابو اسحاق اسفراينی جلد: ٥ شماره مقاله:١٩٤٢ |
اَبواِسْحاقِ اِسفَرایِنی، رکنالدین ابراهیم بن محمد بن ابراهیم ابن مهران (ح
٣٣٧-٤١٨ق/٩٤٩-١٠٢٧م)، فقیه شافعی و متکلم اشعری. شرح حالنویسان به زادگاه و سال
تولد او تصریح نکردهاند، اما براساس نوشتۀ ذهبی (العبر، ٢/٢٣٤) که عمر او را بیش
از ٨٠ سال ذکر کرده، میتوان حدس زد که وی در حدود ٣٣٧ق به دنیا آمده است. ابواسحاق
در جوانی (ح ٣٥١ق) در طلب علم به عراق رفت و در بغداد اقامت گزید. وی چندی بعد در
حالی که همگان به فضل و تقدم او اقرار داشتند، به اسفراین بازگشت، ولی پس از مدتی
با اصرار نیشابوریان به نیشابور رفت. در این شهر مدرسهای بینظیر برای او ساختند
که در آن به تدریس و گفتن حدیث پرداخت (سمعانی، ١/٢٩٦؛ ابن عساکر، ٢٤٣-٢٤٤). پس از
ابوطاهر زیادی در ٤١٠ق، مجلس درسی در مسجد عقیل نیشابور برای او ترتیب دادند که
مشایخ آن دیار در آن حضور مییافتند (فارسی، ١٥٢). رجالشناسان از ابواسحاق تجلیل
فراوان کرده و او را ثقه و ثبت دانستهاند (همو، ١٥١-١٥٢؛ سمعانی، ١/٢٩٥-٢٩٦).
بنابر نقل فارسی، ابواسحاق فقیهی مجتهد و متبحر در علوم، کوشا در عبادت و پرهیزگار
و خویشتندار بود (فارسی، ١٥١). آراء فقهی و اصولی او در منابع مختلف شافعی مورد
توجه قرار گرفته است (نک : عبادی، ١٠٤؛ نووی، ١(١)/١٦٩-١٧٠؛ ابن صلاح، ٢٥٦، جم ؛
بلقینی، ١٠١، جم ؛ سبکی، ٤/٢٥٩-٢٦٠). از جمله نظرات اصولی وی این بود که قرآن با
سنت نسخ میشود؛ نیز وی قول به مصیب بودن هر مجتهدی را از امام شافعی نمیدانست و
آن را رد میکرد (نووی، همانجا).
دربارۀ نقش او در کلام اشعری گفتهاند: ابواسحاق، باقلانی و ابن فورک، سه تن بودند
که مذهب ابوالحسن اشعری را با تلاش خود استحکام بخشیدند (نک : همانجا). مناظرۀ
کوتاه او با قاضی عبدالجبار معتزلی دربارۀ مشیت الهی و معصیت بندگان که قاضی معتزلی
را به سکوت واداشت، حاکی از توان او در بحث کلامی است (سبکی، ٤/٢٦١-٢٦٢). وی همچنین
مناظرهای دیگر در مجلس سلطان محمود غزنوی با عالمان کرامیه داشته است (نک :
اسفراینی، ١١٢؛ برای بحث کلامی دیگری، نک : جوینی، ٣٣٣-٣٣٤). مادلونگ با استفاده
از دادههای پراکندۀ منابع، عقاید ابواسحاق را با کلام ابوالحسن اشعری و ابوبکر
باقلانی مقایسه کرده است (EI٢). چنانکه در منابع آمده، ابوالقاسم قشیری در حالی که
ابواسحاق را منکر کرامات اولیا دانسته (نک : ذهبی، سیر، ١٧/٣٥٥)، یادآور شده که او
صوفیان را بزرگ میداشته است (نک : محمد بن منور، ٢٥٧).
ابواسحاق سرانجام در نیشابور درگذشت و در مقبرۀ حیره به خاک سپرده شد، ولی پس از سه
روز پسرش پیکر او را به اسفراین انتقال داد (نک : فارسی، ١٥٢). مقبرۀ او دست کم تا
سدۀ ٦ق زیارتگاه بود و بدان تبرک میجستهاند (نک : همانجا؛ سمعانی، ١/٢٢٥).
ابواسحاق را استادان نامآوری بوده است که از آن جمله اینانند: ابوجعفر محمدبن علی
جوسقانی، ابوبکر احمدبن ابراهیم اسماعیلی، ابوبکر محمدبن یزداد اسفراینی، ابواحمد
محمد بن احمد غطریفی، ابومحمد دعلج بن احمد سجزی و ابوبکر محمد بن عبداللـه شافعی
(فارسی، ١٥١؛ سمعانی، ١/٢٢٥-٢٩٦؛ ذهبی، همان، ١٧/٣٥٣). شاگردان او نیز بسیارند؛ به
گفتۀ ابواسحاق شیرازی عامۀ شیوخ نیشابور، کلام و اصول را از ابواسحاق آموختند (ص
١٢٧). شاگردان نامآور او اینانند: ابومنصور عبدالقادر بن طاهر بغدادی، قاضی
ابوطیّب طبری، حاکم نیشابوری، ابوبکر احمد بن حسین بیهقی، ابوالقاسم قشیری (نک:
عبادی، ١٠٤؛ ابواسحاق شیرازی، ١٢٦؛ سمعانی، ١/٢٩٦؛ حاکم نیشابوری، ٨٢؛ ذهبی،
همانجا).
آثار: ابواسحاق را دارای تصانیف فراوان دانستهاند (نک : فارسی، ١٥٢)، از آن جمله
نورالعین فی مشهد الحسین(ع)، نخستینبار در قاهره (١٢٧١ق) و سپس بارها از جمله
همراه با کتاب قره العین فی اخذ ثارالحسین(ع) در بمبئی (١٢٩٢ق/١٨٧٥م) به چاپ رسیده
است. از آثار یافت نشدۀ اوست: ١. ادب الجدل (حاجی خلیفه، ١/٤٥)؛ ٢. تعلیقه، در اصول
فقه (سبکی، ٤/٢٥٧)؛ ٣. الجامع، در اصول دین و رد بر مخالفان (اسفراینی، ١٩٣؛ جوینی،
٣٣٣-٣٣٤؛ ابن خلکان، ١/٢٨)؛ ٤. شرح الاعتقاد (اسفراینی، همانجا)؛ ٥. شرحی بر
المولدات ابن حداد در فقه شافعی (حاجی خلیفه، ٢/١٢٥٧، ١٩١١)؛ ٦. المختصر فی الرد
علی اهل الاعتزال والقدر (اسفراینی، همانجا)؛ ٧. المختلف، در اصول فقه (همانجا).
مآخذ: ابن خلکان، وفیات؛ ابن صلاح، تقیالدین، مقدمه، به کوشش عائشه بنت الشاطی،
قاهره، ١٩٧٤م؛ ابن عساکر، علی بن حسن، تبیین کذب المفتری، دمشق، ١٣٤٧ق؛ ابواسحاق
شیرازی، طبقات الفقهاء، به کوشش احسان عباس، بیروت، ١٤٠١ق/١٩٨٢م؛ اسفراینی،
ابوالمظفر، التبصیر فیالدین، به کوشش کمال یوسف حوت، بیروت، ١٤٠٣ق/١٩٨٣م؛ بلقینی،
سراجالدین، «محاسن الاصطلاح»، همراه مقدمۀ ابن صلاح (نک : هم ، ابن صلاح)؛
جوینی، عبدالملک بن عبداللـه، الارشاد، به کوشش محمد یوسف موسی و علی عبدالمنعم
عبدالحمید، قاهره، ١٣٦٩ق/١٩٥٠م؛ حاجی خلیفه، کشف؛ حاکم نیشابوری، محمدبن عبداللـه،
تاریخ نیشابور، تلخیص و ترجمۀ خلیفۀ نیشابوری، به کوشش بهمن کریمی، تهران، ١٣٣٩ش؛
ذهبی، محمدبن احمد، سیر اعلام النبلاء، به کوشش شعیب ارنؤوط، بیروت، ١٤٠٣ق/١٩٨٣م؛
همو، العبر، به کوشش محمد سعید زغلول، بیروت، ١٤٠٥ق/١٩٨٥م؛ سبکی، عبدالوهاب بن علی،
طبقات الشافعیه الکبری، به کوشش عبدالفتاح محمد حلو، قاهره، ١٣٨٥ق/١٩٦٦م؛ سمعانی،
عبدالکریم ابن محمد، الانساب، حیدرآباد دکن، ١٣٨٢ق/١٩٦٢م؛ عبادی، محمدبن احمد،
طبقات الفقهاء الشافعیه، به کوشش گوستا ویتستام، لیدن، ١٩٦٤م؛ فارسی، عبدالغافر بن
اسماعیل، تاریخ نیشابور، انتخاب صریفینی، به کوشش محمد کاظم محمودی، قم، ١٤٠٣ق؛
محمدبن منور، اسرار التوحید، به کوشش محمدرضا شفیعی کدکنی، تهران، ١٣٦٦ش؛ نووی،
یحیی بن شرف، تهذیب الاسماء و اللغات، قاهره، اداره الطباعه المنیریه؛ نیز:
EI٢.
محمدجواد حجتی کرمانی