دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٩٠١
| ابن هبل جلد: ٥ شماره مقاله:١٩٠١ |
اِبْنِ هَبَل، ابوالحسن مهذبالدین علی بن احمد بن علی بن عبدالمنعم بغدادی (٢٣
ذیقعدۀ ٥١٥-١٣ محرم ٦١٠ق/٢ فوریۀ ١١٢٢-٣ ژوئن ١٢١٣م)، ادیب، حکیم و پزشک. وی در
بغداد زاده شد و به سبب اقامت در موصل و خلاط (اَخلاط) به موصلی و خلاطی نیز شهرت
یافته است (قفطی، انباه، ٢/٢٣١؛ منذری، ٢/٢٦٦؛ ابن کثیر، ١٣/٧٣).
ابن هبل در بغداد پرورش یافت و به آموختن حدیث، ادب و طب پرداخت و در پزشکی مهارت
یافت (قفطی، ابن کثیر، همانجاها؛ صفدی، ٢٠٥). او ظاهراً در نظامیۀ بغداد نیز تحصیل
کرده است (ابن ابی اصیبعه، ١/٣٠٥). استادان او در حدیث و علوم دینی ابوالقاسم
اسماعیل بن احمدبن سمرقندی و محمدبن احمد عاقولی بودند (ذهبی، ٢٩٩؛ صفدی، همانجا).
وی در نحو شاگرد عبداللـه بن احمد بن خشّاب نحوی (ابن ابی اصیبعه، همانجا) و در ادب
شاگرد شریف شجری بود (صفدی، همانجا). برخی ابوالقاسم اسماعیل بن احمد سمرقندی
(لکلرک، II/١٤١؛ نجمآبادی، ٧١٣) و برخی دیگر ابوالبرکات هبه اللـه ابن ملکا پزشک
یهودی را استاد او در طب شمردهاند (خلیلی، ٢/٨).
ابن هبل پس از پایان تحصیل به موصل رفت و پس از مدتی روانۀ آذربایجان شد (قفطی،
همانجا) و از آنجا به خلاط در ارمنستان رفت و در خدمت شاه ارمن به طبابت پرداخت
(همانجا). وی در خلاط مال خلاط، ابن هبل ظاهراً به علت احساس خطر از جانب پادشاه
ارمنستان (قفطی، تاریخ، ٢٣٩)، ناگزیر شد، پس از مدتی آنجا را ترک کند (همو، انباء،
همانجا) و بار دیگر راه موصل را در پیش گیرد، اما پیش از اقامت نهایی در موصل،
ظاهراً مدتی را نیز در ماردین گذرانده است (ابن ابی اصیبعه، همانجا). به گفتۀ ابن
ابی اصیبعه، ابن هبل در ماردین نزد بدرالدین لؤلؤ و نظامالدین ماند، تا آن دو به
دست فرمانروای ماردین به قتل رسیدند (همانجا). این واقعه به گفتۀ ابن اثیر
(١١/٥٠٨-٥٠٩) در ٦٠١ق/١٢٠٥م روی داده است. به گفتۀ منذری، ابن هبل در ٥٩٦ق/١٢٠٠م از
موصل برای او اجازه فرستاده است (٢/٢٦٧). شاید بتوان گفت ابن هبل در ضمن اشتغال در
ماردین یا خلاط، سفرهایی کوتاه به موصل داشته است. وی اواخر عمر را با نابینایی و
ناتوانی در موصل گذراند و با این حال از تعلیم باز نماند و در خانهاش به تدریس
ادامه داد (قفطی، تاریخ، همانجا؛ ابن ابی اصیبعه، همانجا). پس از مرگ جسدش را در
موصل دفن کردند (همو، ١/٣٠٥؛ قفطی، همانجا).
ابن هبل را معاصرانش به نیکوکاری و هوشیاری ستودهاند (ابن اثیر، ١٢/٣٠٢؛ ذهبی،
همانجا). وی اشعارش نیز سروده و در برخی از آنها از اشتیاق خود به دیدار وطنش عراق
سخن گفته است (ابن ابی اصیبعه، ١/٣٠٥-٣٠٦).
از شاگردان او جز چند تن شناخته نیستند: یوسف بن خلیل دمشقی، زکی بَرزالی و نجیب
عبداللطیف از او روایت کردهاند (ذهبی، همانجا). چنانکه گذشت، منذری نیز از او
اجازۀ کتبی داشت.
آثار:
الف ـ چاپی: المختار، در ٤ مجلد و مشتمل بر طب نظری و عملی (قفطی، انباه، همانجا؛
ابن عبری، ٢٤١؛ ابن ابی اصیبعه، ١/٣٠٦). این کتاب از نمونههای خوب آثار طبی
(فیلسوف الدوله، ١/٨٩) و از کتب معتبر و در تمدن اسلامی بوده است (نجمآبادی،
همانجا). این اثر شامل اصول کلی طب و تشریح اعضا (کتاب اول)، داروهای ساده (کتاب
دوم) و مرکب (کتاب سوم) و بیماریها، نشانه ها و درمان آنها (کتاب چهارم) است (فاضل،
٢/٨١٥). این اثر با نامهای دیگر مانند المختار فی الطب (ابن ابی صبیعه، همانجا)،
مختارات (حاجی خلیفه، ٢/١٦٢٤) والمختارات فی الطب (نک : مشار، ٨١٥) نیز شناخته شده
است. ابن ابی اصیبعه، تاریخ تألیف آن را ٥٦٠ق نوشته است (همانجا). المختار در
حیدرآباد دکن (١٣٦٢-١٣٦٣ق) در ٤ مجلد چاپ شده و قسمتی از آن دربارۀ سنگ کلیه و
مثانه به وسیلۀ دوکنینگ به فرانسوی ترجمه و در لیدن (١٨٩٦م) چاپ شده است (اسکندر،
١٤٩).
ب ـ خطی: ١. آلآراء و المشاورات، در ٢١ فصل در منطق. نسخهای از آن در پاریس موجود
است (دوسلان، ٤١١)؛ ٢. فی النار الفارسیه و اسبابها و علاماتها و علاجاتها، فصلی
است از المختار که نسخهای از آن در توبینگن موجود است (GAL, S, I/٨٩٥)؛ ٣. مقالات.
نسخهای از آن در آصفیه موجود است (همانجا).
آثار یافت نشده: الطب الجمالی (ابن ابی اصیبعه، همانجا)، که مؤلف آن را به نام
جمالالدین محمد، وزیر اتابکان موصل، معروف به جواد پرداخته است. از سخن حاجی خلیفه
در مورد المختار فی الطب و تألیف آن به نام وزیر مذکور چنین بر میآید که المختار
همان الطب الجمالی است (٢/١٦٢٢). بعضی فهرستنویسان نیز المختار را گزینهای از
الطب الجمالی میدانند (فاضل، همانجا)، اما در میان نسخههای خطی پزشکی تألیفی از
ابن هبل با عنوان مستقل الطب الجمالی شناخته نیست.
تیس در رسالهای نظریات ابن هبل را در مورد بعضی اعضای بدن مانند قلب، کبد و جز آن
مورد بررسی قرار داده است (لینگز، I/٤٩٨).
ابن هبل پسری به نام شمسالدین ابوالعباس احمد داشت که او نیز مانند پدر طبابت پیشه
کرد، به آسیای صغیر رفت و در دربار کیکاووس بن کیخسرو (دوم) به گرمی پذیرفته شد و
همانجا درگذشت و جنازهاش را به موصل بردند (ابن ابی اصیبعه، همانجا). از شمسالدین
دو پسر دانشمند باقی ماند که به هنگام تألیف عیون الانباء در موصل بودند (همانجا).
مآخذ: ابن ابی اصیبعه، احمدبن قاسم، عیون الانباء، به کوشش آوگوست مولر، قاهره،
١٢٩٩ق/١٨٨٢م؛ ابن اثیر، الکامل؛ ابن عبری، گریگوریوس، تاریخ مختصر الدول، بیروت،
١٩٥٨م؛ ابن کثیر، البدایه والنهایه، به کوشش احمد ابوملحم و دیگران، بیروت، ١٤٠٧ق؛
حاجی خلیفه، کشف؛ خلیلی، محمد، معجم ادباء الاطباء، نجف، ١٣٦٥ق/١٩٤٦م؛ ذهبی، محمدبن
احمد، المختصر المحتاج الیه من تاریخ ابن الدییثی، بیروت، ١٤٠٥ق/١٩٨٥م؛ صفدی، خلیل
بن ایبک، نکت الهمیان، قاهره. ١٣٢٩ق/١٩١١م؛ فاضل، محمود، فهرست نسخههای خطی
کتابخانۀ گوهرشاد مسهد، مشهد، ١٣٦٥ش؛ فیلسوف الدوله، عبدالحسین، مطرح الانظار،
تبریز، ١٣٣٤ق؛ قفطی، علی بن یوسف، انباه الرواه، به کوشش محمد ابوالفضل ابراهیم،
قاهره، ١٣٧١ق/١٩٥٢م؛ همو، تاریخ الحکما، به کوشش بولیوس لیبرت، لایپزیک، ١٩٠٣م؛
مشار، خانبابا، فهرست کتابهای چاپی عربی، تهران، ١٣٤٤ش؛ منذری، عبدالعظیم بن
عبدالقوی، التکلمه لوفیات النقله، به کوشش بشار عواد معروف، بیروت، ١٤٠٥ق/١٩٨٤م؛
نجمآبادی، محمود، تاریخ طب در ایران پس از اسلام، تهران، ١٣٥٣ش؛ نیز:
De Slane; GAL, S; Iskandar, A. Z., A Catalogue of Arabic Maruscripts on Medicine
and Science, London, ١٩٦٧; Leclerc, L., Histoire de la medicine arabe, Paris,
١٨٩٣; Lings, M. and Y. H. Safadi, Third Supplementary Catalogue of Arabic
Printed Books in the British Library, London, ١٩٧٧.
یوسف رحیملو