دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٨٨٠
| ابن ودعان جلد: ٥ شماره مقاله:١٨٨٠ |
اِبْنِ وَدْعان، ابونصر محمدبن علی بن عبید اللـه بن احمد، محدث و قاضی موصلی در
سدۀ ٥ق. او به گفتۀ خویش در نیمۀ شعبان ٤٠٢ (١٣ فوریۀ ١٠١٢) متولد شد و از خرذسالی
به فراگیری حدیث روی آورد. از شیوخ او حسین بن محمد بن جعفر صیرفی، محمدبن علی بن
محمدبن بحشل و بهویژه عمویش ابوالفتح احمدبن عبید اللـه ودعانی را میتوان یاد کرد
(سمعانی، ١٣/٢٩٣-٢٩٤؛ ذهبی، سیر، ١٩/١٦٤-١٦٥). ابن ودعان چندگاهی تصدی قضای موصل را
داشت و به همین سبب در منابع قاضی و حاکم خوانده شده است (نک : سمعانی، همانجا؛
ابن خیر، ١٥٧). او بارها به بغداد سفر کرده است (ابن ایبک، ٢٧؛ ذهبی، همان، ١٩/١٦٤،
میزان، ٣/٦٥٧؛ ابن جوزی، ٩/١٢٧). وی پس از بازگشت از بغداد، در محرم یا ربیعالاول
٤٩٤/ نوامبر ١١٠٠ یا ژانويۀ ١١٠١ در موصل درگذشت (ابن ایبک، ٢٨؛ سمعانی، ١٣/٢٩٤؛
ذهبی، سیر، ١٩/١٦٧).
از نظر شخصیت رجالی، گرچه نقادانی چون قاسم ابن عساکر، ابوطاهر سلفی، ابن ناصر
سلامی و شجاع ذهلی امانت ابن ودعان را در نقل حدیث مورد تردید قرار داده و حتی او
را کاذب و جاعل خواندهاند، اما سمعانی روایات او از ثقات را قابل اعتماد دانسته و
گویی خواسته است بدین گونه انتقاد را از شخص ابن ودعان به مشایخ ضعیف او بازگرداند
(نک : سمعانی، ١٣/٢٩٣؛ ابن عساکر، ٦؛ ابن ایبک، ٢٧؛ ذهبی، همان، ١٩/١٦٦).
آنچه نام ابن ودعان را برای نسلهای بعد باقی گذاشت، تألیفی با عنوان الاربعون بود
که شاگردانش آن را در نقاط مختلف از ایران تا اندلس انتشار دادند. از جملۀ آنان
سزاوار است از ابوطاهر سلفی، ابوالفضل یحیی بن عطاف موصلی، ابو عبداللـه محمدبن فضل
فراوی، ابوبکر محمدبن محمود جوهری، مروان بن علی طنزی و محمدهادی مصری نام برده شود
(نک : سمعانی، ١٣/٢٩٤؛ ذهبی، همان، ١٩/١٦٥، میزان، ٣/٦٥٩). این تألیفکه به
الاربعون الودعانیه شهرت یافته، مجموعهای از ٤٠ حدیث در باب اخلاق و زهد است که از
خطب و مواعظ پیامبر(ص) گزیده شده است. حتی آنان که از نظر فن حدیث نظر مساعدی نسبت
به این کتاب نداشتهاند، شیوایی و زیبایی بیان روایات آن را ستودهاند (نک : ابن
حجر، ٥/٣٠٦). این خصیصه موجب شد تا الاربعون ابن ودعان به سرعت دروازههای موصل را
پشت سر نهاده، در کمتر از ١٠٠ سال از رشق تا خراسان و از غرب تا اندلس تداول پیدا
کند و مورد توجه قرار گیرد (برای نمونههایی از رواج آن در نقاط مختلف، نک :
سمعانی، ابن خیر، همانجاها؛ رافعی، ١/٣٤٣؛ ابن مستوفی، ١/١٦٩، ٢/٢٨٤؛ یاقوت، ٢/٣٩٥؛
ذهبی، سیر، ١٩/١٦٥، ١٦٧، ٢٣/٣٠٧، میزان، ٣/٦٥٨-٦٥٩؛ رودانی، ٩٠).
در سدۀ ٨ق عبدالعزیز بن احمد بارجیلغی الاربعون ابن ودعان را شرح کرده است.
نسخههای خطی این شرح در برلین، استانبول و اسکندریه یافت میشود (نک : GAL,
I/٤٣٥؛ نیز نک : GAL, S, I/٦٠٢). همچنین در این سده عالم شیعی، حسن بن ابی الحسن
دیلمی متن کاملی از الاربعون را با تجرید اسانید آن در کتاب اعلامالدین (ص
٣٣١-٣٤٦) نقل کرده است. پراکندگی نسخههای متعدد از الاربعون ابن ودعان در
کتابخانههای سراسر جهان، نشان از آن دارد که این متن در طول قرنها رونق خود را از
دست نداده است. از آن جمله میتوان به نسخ خطی کتابخانههای ملی پاریس، دارالکتب
مصر و ظاهریۀ دمشق اشاره نمود (نک : دوسلان، شم ٧٢٢(٧)؛ خدیویه، ١/٤٠٩؛ ظاهریه،
١٢٩؛ برای برخی دیگر از نسخ، نک : GAL, GAL, S؛ همانجاها).
از نظر نقد فنی، الاربعون ابن ودعان همواره مورد شدیدترین حملات قرار گرفته است. به
اعتقاد قدیمیترین ناقدان این متن، ابن ناصر و سلفی، مبنای کتاب ابن ودعان بر
اربعین زیدبن رفاعه بوده است (برای نسخهای از آن نک : ظاهریه، ٢٨٧-٢٨٨) و براساس
این نظر تنها نقش ابن ودعان این بوده که به شیوۀ مستخرجنویسان، متن چهل حدیث زید
را از طریق غیر او روایت کند. درواقع لبۀ تیز حملۀ ناقدان آنگاه متوجه ابن ودعان
میگردد که ابراز میدارند که وی در این تألیف به جای ارائۀ اسانید واقعی، به جعل
اسانید ساختگی که ظاهری فریبنده دارند، پرداخته است. همچنین آنان با جاعل شمردن زید
بن رفاعه، مؤلف اولیۀ متن و اظهار اینکه متون احادیث این کتاب تلفیقی است از کلمات
پیامبر(ص) با گفتههای لقمان و دیگر حکیمان، از حیث متن نیز آن را مورد نقد قرار
دادهاند. چنانکه اشاره شد، یکی از ناقدان ابوطاهر سلفی بود که رسالهای در نقد
الاربعون ابن ودعان نوشته است و گفتنی است که اینگونه نقدها در دورههای بعد نیز از
جانب نقادانی چون ابن جوزی، مزی، ذهبی و ابن حجر صورت گرفته است (نک : ابن عساکر،
همانجا؛ ابن ایبک، ٢٧؛ ابن جوزی، ٩/١٢٧-١٢٨؛ ذهبی، سیر، ١٩/١٦٦-١٦٧؛ میزان،
٣/٦٥٧-٦٥٨؛ ابن حجر، ٢/٥٠٦، ٥/٣٠٦).
مآخذ: ابن ایبک، احمد، المستفاد من ذیل تاریخ بغداد، حیدرآباد دکن، ١٣٩١ق/١٩٧١م؛
ابن جوزی، عبدالرحمن بن علی، المنتظم، حیدرآباد دکن، ١٣٥٩ق؛ ابن حجر عسقلانی،
احمدبن علی، لسان المیزان، حیدرآباد دکن، ١٣٢٩ق؛ ابن خیر اشبیلی، محمد، فهرسه، به
کوشش فرانسیسکو کودرا، بغداد، ١٩٦٣م؛ ابن عساکر، قاسم بن علی، اربعین الحافظ السلفی
و التعریف برواتها، نسخۀ خطی کتابخانۀ ظاهریه، شم ٢٧٩ حدیث؛ ابن مستوفی، مبارک بن
احمد، تاریخ اربل، به کوشش سامی صقار، بغداد، ١٩٨٠م؛ خدیویه، فهرست؛ دیلمی، حسن بن
ابی الحسن، اعلامالدین، قم، ١٤٠٨ق؛ ذهبی، محمدبن احمد، سیر اعلام النبلاء، به کوشش
شعیب ارنؤوط و دیگران، بیروت، مؤسسه الرساله؛ همو، میزان الاعتدال، به کوشش علی
محمد بجاوی، قاهره، ١٣٨٢ق/١٩٦٣م؛ رافعی، عبدالکریم، بن محمد، التدوین، حیدرآباد
دکن، ١٩٨٤م؛ رودانی، محمدبن سلیمان، صله الخلف بموصل السلف، به کوشش محمد حجی،
بیروت، ١٤٠٨ق/١٩٨٨م؛ سمعانی، عبدالکریم بن محمد، الانساب، حیدرآباد دکن،
١٤٠٢ق/١٩٨٢م؛ ظاهریه، خطی (حدیث)؛ یاقوت، بلدان، نیز:
De Slane; GAL; GAL, S.
بخش فقه، علوم قرآنی و حدیث