دانشنامه بزرگ اسلامی
 
١٨٣٨ ص
١٨٣٩ ص
١٨٤٠ ص
١٨٤١ ص
١٨٤٢ ص
١٨٤٣ ص
١٨٤٤ ص
١٨٤٥ ص
١٨٤٦ ص
١٨٤٧ ص
١٨٤٨ ص
١٨٤٩ ص
١٨٥٠ ص
١٨٥١ ص
١٨٥٢ ص
١٨٥٣ ص
١٨٥٤ ص
١٨٥٥ ص
١٨٥٦ ص
١٨٥٧ ص
١٨٥٨ ص
١٨٥٩ ص
١٨٦٠ ص
١٨٦١ ص
١٨٦٢ ص
١٨٦٣ ص
١٨٦٤ ص
١٨٦٥ ص
١٨٦٦ ص
١٨٦٧ ص
١٨٦٨ ص
١٨٦٩ ص
١٨٧٠ ص
١٨٧١ ص
١٨٧٢ ص
١٨٧٣ ص
١٨٧٤ ص
١٨٧٥ ص
١٨٧٦ ص
١٨٧٧ ص
١٨٧٨ ص
١٨٧٩ ص
١٨٨٠ ص
١٨٨١ ص
١٨٨٢ ص
١٨٨٣ ص
١٨٨٤ ص
١٨٨٥ ص
١٨٨٦ ص
١٨٨٧ ص
١٨٨٨ ص
١٨٨٩ ص
١٨٩٠ ص
١٨٩١ ص
١٨٩٢ ص
١٨٩٣ ص
١٨٩٤ ص
١٨٩٥ ص
١٨٩٦ ص
١٨٩٧ ص
١٨٩٨ ص
١٨٩٩ ص
١٩٠٠ ص
١٩٠١ ص
١٩٠٢ ص
١٩٠٣ ص
١٩٠٤ ص
١٩٠٥ ص
١٩٠٦ ص
١٩٠٧ ص
١٩٠٨ ص
١٩٠٩ ص
١٩١٠ ص
١٩١١ ص
١٩١٢ ص
١٩١٣ ص
١٩١٤ ص
١٩١٥ ص
١٩١٦ ص
١٩١٧ ص
١٩١٨ ص
١٩١٩ ص
١٩٢٠ ص
١٩٢١ ص
١٩٢٢ ص
١٩٢٣ ص
١٩٢٤ ص
١٩٢٥ ص
١٩٢٦ ص
١٩٢٧ ص
١٩٢٨ ص
١٩٢٩ ص
١٩٣٠ ص
١٩٣١ ص
١٩٣٢ ص
١٩٣٣ ص
١٩٣٤ ص
١٩٣٥ ص
١٩٣٦ ص
١٩٣٧ ص
١٩٣٨ ص
١٩٣٩ ص
١٩٤٠ ص
١٩٤١ ص
١٩٤٢ ص
١٩٤٣ ص
١٩٤٤ ص
١٩٤٥ ص
١٩٤٦ ص
١٩٤٧ ص
١٩٤٨ ص
١٩٤٩ ص
١٩٥٠ ص
١٩٥١ ص
١٩٥٢ ص
١٩٥٣ ص
١٩٥٤ ص
١٩٥٥ ص
١٩٥٦ ص
١٩٥٧ ص
١٩٥٨ ص
١٩٥٩ ص
١٩٦٠ ص
١٩٦١ ص
١٩٦٢ ص
١٩٦٣ ص
١٩٦٤ ص
١٩٦٥ ص
١٩٦٦ ص
١٩٦٧ ص
١٩٦٨ ص
١٩٦٩ ص
١٩٧٠ ص
١٩٧١ ص
١٩٧٢ ص
١٩٧٣ ص
١٩٧٤ ص
١٩٧٥ ص
١٩٧٦ ص
١٩٧٧ ص
١٩٧٨ ص
١٩٧٩ ص
١٩٨٠ ص
١٩٨١ ص
١٩٨٢ ص
١٩٨٣ ص
١٩٨٤ ص
١٩٨٥ ص
١٩٨٦ ص
١٩٨٧ ص
١٩٨٨ ص
١٩٨٩ ص
١٩٩٠ ص
١٩٩١ ص
١٩٩٢ ص
١٩٩٣ ص
١٩٩٤ ص
١٩٩٥ ص
١٩٩٦ ص
١٩٩٧ ص
١٩٩٨ ص
١٩٩٩ ص
٢٠٠٠ ص
٢٠٠١ ص
٢٠٠٢ ص
٢٠٠٣ ص
٢٠٠٤ ص
٢٠٠٥ ص
٢٠٠٦ ص
٢٠٠٧ ص
٢٠٠٨ ص
٢٠٠٩ ص
٢٠١٠ ص
٢٠١١ ص
٢٠١٢ ص
٢٠١٣ ص
٢٠١٤ ص
٢٠١٥ ص
٢٠١٦ ص
٢٠١٧ ص
٢٠١٨ ص
٢٠١٩ ص
٢٠٢٠ ص
٢٠٢١ ص
٢٠٢٢ ص
٢٠٢٣ ص
٢٠٢٤ ص
٢٠٢٥ ص
٢٠٢٦ ص
٢٠٢٧ ص
٢٠٢٨ ص
٢٠٢٩ ص
٢٠٣٠ ص
٢٠٣١ ص
٢٠٣٢ ص
٢٠٣٣ ص
٢٠٣٤ ص
٢٠٣٥ ص
٢٠٣٦ ص
٢٠٣٧ ص
٢٠٣٨ ص
٢٠٣٩ ص
٢٠٤٠ ص
٢٠٤١ ص
٢٠٤٢ ص
٢٠٤٣ ص
٢٠٤٤ ص
٢٠٤٥ ص
٢٠٤٦ ص
٢٠٤٧ ص
٢٠٤٨ ص
٢٠٤٩ ص
٢٠٥٠ ص
٢٠٥١ ص
٢٠٥٢ ص
٢٠٥٣ ص
٢٠٥٤ ص
٢٠٥٥ ص
٢٠٥٦ ص
٢٠٥٧ ص
٢٠٥٨ ص
٢٠٥٩ ص
٢٠٦٠ ص
٢٠٦١ ص
٢٠٦٢ ص
٢٠٦٣ ص
٢٠٦٤ ص
٢٠٦٥ ص
٢٠٦٦ ص
٢٠٦٧ ص
٢٠٦٨ ص
٢٠٦٩ ص
٢٠٧٠ ص
٢٠٧١ ص
٢٠٧٢ ص
٢٠٧٣ ص
٢٠٧٤ ص
٢٠٧٥ ص
٢٠٧٦ ص
٢٠٧٧ ص
٢٠٧٨ ص
٢٠٧٩ ص
٢٠٨٠ ص
٢٠٨١ ص
٢٠٨٢ ص
٢٠٨٣ ص
٢٠٨٤ ص
٢٠٨٥ ص
٢٠٨٦ ص
٢٠٨٧ ص
٢٠٨٨ ص
٢٠٨٩ ص
٢٠٩٠ ص
٢٠٩١ ص
٢٠٩٢ ص
٢٠٩٣ ص
٢٠٩٤ ص
٢٠٩٥ ص
٢٠٩٦ ص
٢٠٩٧ ص
٢٠٩٨ ص
٢٠٩٩ ص
٢١٠٠ ص
٢١٠١ ص
٢١٠٢ ص
٢١٠٣ ص
٢١٠٤ ص
٢١٠٥ ص
٢١٠٦ ص
٢١٠٧ ص
٢١٠٨ ص
٢١٠٩ ص
٢١١٠ ص
٢١١١ ص
٢١١٢ ص
٢١١٣ ص
٢١١٤ ص
٢١١٥ ص
٢١١٦ ص
٢١١٧ ص
٢١١٨ ص
٢١١٩ ص
٢١٢٠ ص
٢١٢١ ص
٢١٢٢ ص
٢١٢٣ ص
٢١٢٤ ص
٢١٢٥ ص
٢١٢٦ ص
٢١٢٧ ص
٢١٢٨ ص
٢١٢٩ ص
٢١٣٠ ص
٢١٣١ ص
٢١٣٢ ص
٢١٣٣ ص
٢١٣٤ ص
٢١٣٥ ص
٢١٣٦ ص
٢١٣٧ ص
٢١٣٨ ص
٢١٣٩ ص
٢١٤٠ ص
٢١٤١ ص
٢١٤٢ ص
٢١٤٣ ص
٢١٤٤ ص
٢١٤٥ ص
٢١٤٦ ص
٢١٤٧ ص
٢١٤٨ ص
٢١٤٩ ص
٢١٥٠ ص
٢١٥١ ص
٢١٥٢ ص
٢١٥٣ ص
٢١٥٤ ص
٢١٥٥ ص
٢١٥٦ ص
٢١٥٧ ص
٢١٥٨ ص
٢١٥٩ ص
٢١٦٠ ص
٢١٦١ ص
٢١٦٢ ص
٢١٦٣ ص
٢١٦٤ ص
٢١٦٥ ص
٢١٦٦ ص
٢١٦٧ ص
٢١٦٨ ص
٢١٦٩ ص
٢١٧٠ ص
٢١٧١ ص
٢١٧٢ ص
٢١٧٣ ص
٢١٧٤ ص
٢١٧٥ ص
٢١٧٦ ص
٢١٧٧ ص
٢١٧٨ ص
٢١٧٩ ص
٢١٨٠ ص
٢١٨١ ص
٢١٨٢ ص
٢١٨٣ ص
٢١٨٤ ص
٢١٨٥ ص
٢١٨٦ ص
٢١٨٧ ص
٢١٨٨ ص
٢١٨٩ ص
٢١٩٠ ص
٢١٩١ ص
٢١٩٢ ص
٢١٩٣ ص
٢١٩٤ ص
٢١٩٥ ص
٢١٩٦ ص
٢١٩٧ ص
٢١٩٨ ص
٢١٩٩ ص
٢٢٠٠ ص
٢٢٠١ ص
٢٢٠٢ ص
٢٢٠٣ ص
٢٢٠٤ ص
٢٢٠٥ ص
٢٢٠٦ ص
٢٢٠٧ ص
٢٢٠٨ ص
٢٢٠٩ ص
٢٢١٠ ص
٢٢١١ ص
٢٢١٢ ص
٢٢١٣ ص
٢٢١٤ ص
٢٢١٥ ص
٢٢١٦ ص
٢٢١٧ ص
٢٢١٨ ص
٢٢١٩ ص
٢٢٢٠ ص
٢٢٢١ ص
٢٢٢٢ ص
٢٢٢٣ ص
٢٢٢٤ ص
٢٢٢٥ ص
٢٢٢٦ ص
٢٢٢٧ ص
٢٢٢٨ ص
٢٢٢٩ ص
٢٢٣٠ ص
٢٢٣١ ص
٢٢٣٢ ص
٢٢٣٣ ص
٢٢٣٤ ص
٢٢٣٥ ص
٢٢٣٦ ص
٢٢٣٧ ص
٢٢٣٨ ص
٢٢٣٩ ص
٢٢٤٠ ص
٢٢٤١ ص
٢٢٤٢ ص
٢٢٤٣ ص
٢٢٤٤ ص
٢٢٤٥ ص
٢٢٤٦ ص
٢٢٤٧ ص
٢٢٤٨ ص
٢٢٤٩ ص
٢٢٥٠ ص
٢٢٥١ ص
٢٢٥٢ ص
٢٢٥٣ ص
٢٢٥٤ ص
٢٢٥٥ ص
٢٢٥٦ ص
٢٢٥٧ ص
٢٢٥٨ ص
٢٢٥٩ ص
٢٢٦٠ ص
٢٢٦١ ص
٢٢٦٢ ص
٢٢٦٣ ص
٢٢٦٤ ص
٢٢٦٥ ص
٢٢٦٦ ص
٢٢٦٧ ص
٢٢٦٨ ص
٢٢٦٩ ص
٢٢٧٠ ص
٢٢٧١ ص
٢٢٧٢ ص
٢٢٧٣ ص
٢٢٧٤ ص
٢٢٧٥ ص
٢٢٧٦ ص
٢٢٧٧ ص
٢٢٧٨ ص
٢٢٧٩ ص
٢٢٨٠ ص
٢٢٨١ ص
٢٢٨٢ ص
٢٢٨٣ ص
٢٢٨٤ ص
٢٢٨٥ ص
٢٢٨٦ ص
٢٢٨٧ ص
٢٢٨٨ ص
٢٢٨٩ ص
٢٢٩٠ ص
٢٢٩١ ص
٢٢٩٢ ص
٢٢٩٣ ص
٢٢٩٤ ص
٢٢٩٥ ص
٢٢٩٦ ص
٢٢٩٧ ص
٢٢٩٨ ص
٢٢٩٩ ص
٢٣٠٠ ص
٢٣٠١ ص
٢٣٠٢ ص
٢٣٠٣ ص
٢٣٠٤ ص
٢٣٠٥ ص
٢٣٠٦ ص
٢٣٠٧ ص
٢٣٠٨ ص
٢٣٠٩ ص
٢٣١٠ ص
٢٣١١ ص
٢٣١٢ ص
٢٣١٣ ص
٢٣١٤ ص
٢٣١٥ ص
٢٣١٦ ص
٢٣١٧ ص
٢٣١٨ ص
٢٣١٩ ص
٢٣٢٠ ص
٢٣٢١ ص
٢٣٢٢ ص
٢٣٢٣ ص
٢٣٢٤ ص
٢٣٢٥ ص
٢٣٢٦ ص
٢٣٢٧ ص
٢٣٢٨ ص
٢٣٢٩ ص
٢٣٣٠ ص
٢٣٣١ ص
٢٣٣٢ ص
٢٣٣٣ ص
٢٣٣٤ ص
٢٣٣٥ ص
٢٣٣٦ ص
٢٣٣٧ ص
٢٣٣٨ ص
٢٣٣٩ ص
٢٣٤٠ ص
٢٣٤١ ص
٢٣٤٢ ص
٢٣٤٣ ص
٢٣٤٤ ص
٢٣٤٥ ص
٢٣٤٦ ص
٢٣٤٧ ص
٢٣٤٨ ص
٢٣٤٩ ص
٢٣٥٠ ص
٢٣٥١ ص
٢٣٥٢ ص
٢٣٥٣ ص
٢٣٥٤ ص
٢٣٥٥ ص
٢٣٥٦ ص
٢٣٥٧ ص

دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٨٥٩

ابن نحاس، فتح الله
جلد: ٥
     
شماره مقاله:١٨٥٩


اِبْنِ نَحّاس، فتح‌اللّه‌بن عبداللّه حلبی مدنی (د ١٠٥٢ق/١٦٤٢م)، شاعر مشهور حلب. از قراین برمی‌آید که وی در نخستین سالهای زندگی، زبان و ادب عربی را آموخته و با آن دسته از علوم و معارف اسلامی که در حوزه‌های علمیۀ آن عصر متداول بوده، آشنا شده است.
ابن نحاس در جوانی بلند قامت، خوش اندام، زیباروی و خوش مشرب بود و در میان خویشاوندان و دوستان از محبوبیت فراوان برخوردار بود (نک‌ : محبی، ٣/٢٥٨؛ محمد راغب، ٦/٢٧٠)، اما زود به دخانیات که به تازگی در آن دیار متداول شده بود، روی آورد (نک‌ : ابن نحاس، ٧٤؛ محمد راغب، ٦/٢٧٣؛ غزی، ٣/٢٨٠) و در استعمال آن افراط ورزید (نک‌ : ابن نحاس، ٩٥). سرانجام به تریاک معتاد گردید و دیری نپایید که در اثر آن، برازندگی، شادابی، زیبایی و نشاط جوانی را از دست داد (همو، ٦٨-٧٠؛ محبی، همانجا؛ محمد راغب، ٦/٢٧٠). شاعر خود سبب اعتیاد را از همان ابتدا، شکست در عشقی دانسته است که ما از چند و چون آن بی‌خبریم. وی در اشعارش توضیح می‌دهد که برای فرونشاندن آتش عشق به بلعیدن دود پناه می‌آورده است (ص ٧٤، ٩٥؛ محمد راغب، ٦/٢٧٣). رفته رفته، دوستان و یاران یکی پس از دیگری رهایش کردند (نک‌ : ابن نحاس، ٦٧-٦٨، ٩٢؛ محبی، همانجا؛ محمد راغب، ٦/٢٧٠). او نیز چون چنین دید خانه و کاشانه را در حلب فرو نهاد و روی به مسافرت آورد. وی سبب این دربه‌دری را نیز همان عشق نخستین و جست‌وجوی یار ذکر کرده است. گویی امید در آن در بسته بود که دست روزگار روزی محبوب را در مسیر او قرار دهد (نک‌ : ابن نحاس، ٧١؛ محبی، ٣/٢٥٩؛ محمد راغب، ٦/٢٧١).
ابن نحاس ابتدا سفرهای کوتاه و مکرری به دمشق کرد. او در این آمد و شدها، به رغم خودخواهی و خودپسندی تند و رنج‌آور و زیّ و منظر ناهنجار (نک‌ : محبی، ٣/٢٦٠؛ محمد راغب، همانجا؛ قس: زرکلی، ٥/١٣٥).، در پرتو دانش و معرفت و شعر و ادب، در محافل ادبی دمشق جایی برای خود باز کرد و هنرپروران و شعر دوستان آن سامان برای او مجالسی تشکیل دادند و سرانجام، این امر موجب شد که شاعر در آن شهر اقامت گزیند. او مدتی در دمشق یساط عشرت گسترانید و شادکام زیست.
محبی از گفت و گوها و محاورات ابن نحاس با ادبا و شعرای دمشق گزارشهای مبسوطی تهیه کرده، اما از آنجا که روش و منش او را چندان نمی‌پسندیده (نک‌ : همانجا)، از آوردن آنها در زندگی‌نامۀ وی، به بهانۀ رعایت اختصار، خودداری کرده است (٣/٢٥٩). به نظر می‌رسد که این دوره از زندگیِ شاعر، در شکوفایی استعدادهای هنری و ادبی وی تأثیر بسزایی داشته است. چنانکه بهترین نمونه‌های نظم و نثر زیبا و شیوای خود را از این دوران به بعد سروده است (نک‌ : همو، ٣/٢٥٩-٢٦٠). با اینهمه، ابن نحاس در دمشق آرام نگرفت و رهسپار قاهره و حجاز شد و سرانجام در سفر حج در مدینه رحل اقامت افکند (همو، ٣/٢٥٩؛ محمد راغب، ٦/٢٧٢).
از قرار معلوم، وضع روحی و اخلاقی شاعر در مدت اقامت در دمشق و همچنین در سفرهای طولانی به مصر و حجاز چندان تفاوتی با روحیه و رفتار وی در حلب نداشته است، زیرا وی ضمن قطعه‌ای آهنگین و طرب‌انگیز، خود را فرزندی خلف از تبار «بنی العشق» می‌شناساند و بانگ برمی‌آورد که در فنّ عشق مجتهد مسلم است و مانند مجتهدان دیگر گاه به خطا می‌رود و گاه راه صواب می‌پیماید (نک‌ : ص ١٥؛ علی‌خان مدنی، ٢٨٤). با اینهمه، از فحوای اشعاری که در مدح پیامبر اکرم(ص) و در توسل به آن حضرت سروده است، چنین برمی‌آید که پس از زیارت کعبه و انجام دادن مناسک حج و به‌ویژه هنگام ورود به مدینه، تغییری در حال شاعر رخ داده، چندان که به توبه و انابه پرداخته و در صلاح رفتار خود کوشیده است (نک‌ : ص ١١-١٣). شاید بتوان زمان سرودن قصیدۀ مذکور (١٣ ذیحجۀ ١٠٤٠) را که به خط خود شاعر یافت شده است (ص ٩)، همان تاریخ ورود وی به مدینه دانست.
ابن نحاس در واپسین سالهای زندگانی در مدینه به تدریس علوم و ادب اشتغال یافت (نک‌ : مقدمۀ دیوان ابن نحاس، ٧) و در زیّ علما و عرفا درآمد (نک‌ : همانجا، که از وی با عناوین «علامه الفرید»، «حامل رایه الادب» و «مولانا ملاّ فتح اللّه حلبی» یاد می‌شود).
اعتبار ابن نحاس در ادب به جایی رسید که او را «محک الادب» لقب دادند (علی خان مدنی، ٢٧٧). وی علاوه بر نظم، در خطابه و نثر عربی چیره‌دست بوده است (نک‌ : ابن نحاس، ٣٦؛ علی خان مدنی، ٢٨٥؛ محیی، ٣/٢٥٩-٢٦٠). مضامین شعر او متعدّد است: رثا، اخوانیات، غزل و نیز مناجات و ذهدیات. او خود در شعری (همانجا؛ علی خان مدنی، همانجا) مدّعی است که «صنعت او»، همانا غزل و مدح است، اما گاه به مجون نیز میل می‌کند. با اینهمه او، به رغم این ادّعا و نیز ادّعای عاشق پیشگی، بیشتر مدیحه‌سرا بوده و تقریباً همۀ عمر، از راه ستایش اعیان و رجال و دولتمردان گذران می‌کرده است (نک‌ : محبی، ٣/٢٥٩). هرچند که باز ادعا می‌کند که طبع بلندش، نان خوردن از پیشۀ شاعری را نمی‌پذیرفته و از اینکه ناگزیر بوده است زرناب اشعارش را (نک‌ : ص ١٥) نثار خاک پای این و آن کند و گلهای زیبا و خوشبوی را از بوته‌های شعرش بچیند و بر سر و روی آن خواب زدگان بیفشاند، سخت گله‌مند و رنجیده خاطر بوده است (ص ٦٤). ابن نحاس از آن شاعرانی است که بسیار شیفتۀ شعر خویشند. او نیز در اشعار خود سخت بر خود می‌بالد (ص ٣٦؛ علی خان مدنی، همانجا).
علی خان مدنی پیش از آنکه دیوان ابن نحاس را دیده باشد، به دنبال ذکر القاب بسیاری به منظور تجلیل از مقام والای او در شعر و ادب، گوید: اگر وی جز این حائیّه که آوازۀ شهرتش همه‌جا پیچیده است (نک‌ : ابن نحاس، ٢٥- ٢٨)، سرودۀ دیگری نداشت، عظمت او را بس بود (ص ٢٧٦-٢٧٧). همچنین، یک دو بیتی که ابن نحاس در آن (ص ٧١) مصراع اول از مطلع عینیۀ مشهور ابن‌سینا: «هبطت الیک من المحلّ الارفع» را تضمین کرده است، برای ادبای معاصرش دلپذیرتر افتاده است (نک‌ : محبی، ٣/٢٥٨-٢٦٦؛ علی خان مدنی، ٢٧٩؛ محمد راغب، ٦/٢٧٢). با اینهمه محبی، ادیب معاصر وی، در عین آنکه وی را شاعر طراز اول روزگارش می‌داند، در قیاس با شاعر معاصر دیگر، امیر منجک (نک‌ : محبی، ٤/٤٠٩-٤٢٣، شرح حال و اشعار وی)، در درجۀ پایین‌تری نهاده و برتری او را تنها در زیبایی ترکیبات و شیرینی تعبیرات دانسته است (٣/٢٥٧- ٢٥٨).
ابن نحاس، چنانکه از شواهد مختلف استنباط می‌شود، شاعری پرگوی بوده است (نک‌ : همو، ٣/٢٦٠). از این‌رو می‌بایست اشعار فراوانی از وی بر جای مانده باشد. ظاهراً از آنجا که شاعر خود نسبت به ثبت و ضبط اشعارش اهتمام نداشته، بیشتر اشعار او همواره بر سر زبان مردم بوده و طبعاً به انواع تصحیف و تحریف گرفتار می‌آمده است.
گردآورندۀ دیوان وی ضمن توضیح همین مطلب، اظهار امیدواری کرده است که بتواند به تدریج قطعات و قصاید دیگری از شاعر بیابد و بر مجموعۀ حاضر بیفزاید، اما عملاً دیوانِ کوچک ابن نحاس، بیش از ٥٠٠‘١ بیت در برندارد. دیوان به ترتیب قوافی مرتب نشده و ترتیب موضوعی هم ندارد و مجموعۀ قصایدی را می‌ماند که با قصیده‌ای که شاعر در سپاسگزاری از خزانه‌دار حرم مطهر نبوی سروده، پایان پذیرفته است. این قطعه در نسخه چاپی دیوان موجود نیست، ولی در برگ ٤٥ الف نسخۀ عکسی موجود در کتابخانۀ مرکز آمده است. با اینهمه، بررسی و مقایسه نشان می‌دهد که گردآورندۀ دیوان دقت فراوان به خرج داده است، زیرا در تذکره‌های علی خان مدنی و محبی که هیچ‌کدام از دیوان نقل کرده‌اند، تنها یک دوبیتی مندرج است که در دیوان نیامده است (نک‌ : محبی، ٣/٢٦٥). از دیوان شعر ابن نحاس همواره در گذشته نسخه‌های متعدد استنساخ می‌شده و در سدۀ اخیر بارها در مصر و بیروت به چاپ رسیده است.
بغدادی (١/٨١٥) افزون بر دیوان شعر، کتابی را با عنوان التفتیش علی خیالات درویش به وی نسبت داده است، این اثر در واقع کتاب یا رساله‌ای نیست، بلکه نوشتار هجوآمیزی است که ابن نحاس ماده تاریخی را که درویش مصطفی حلبی، فقیه، محدّث و شاعر هم‌روزگارش (نک‌ : محبی، ٤/٣٨٧-٣٨٩) سروده و او مضمون معمّایی آن را درست درنیافته بوده، به باد سرزنش و استهزا گرفته است (نک‌ : همو، ٤/٣٨٩). یکی از قصاید او که «حکایه الوجد و الهوی و شکایه البُعد و الجوی» نام دارد، توسط ابن خراط تخمیس شده و اینک چند نسخه از آن در کتابخانه‌های جهان موجود است (GAL, S, II/٥١١؛ الیس، I/٥٣٠).

مآخذ: ابن نحاس، فتح‌اللّه، دیوان، بیروت، ١٣١٣ق؛ همو، همان، نسخۀ عکاسی موجود در کتابخانۀ مرکز؛ بغدادی، هدیه؛ زرکلی، اعلام؛ علی خان مدنی، سلافه العصر، قاهره، ١٣٢٤ق/١٩٠٦م؛ غزی، کامل بن حسین، نهر الذهب، حلب، ١٣٤٥ق/١٩٢٦م؛ محبی، محمد، خلاصه الاثر، قاهره، ١٢٨٤ق؛ محمد راغب، محمود بن هاشم، اعلام النبلاء، حلب، ١٣٤٤ق/١٩٢٦م؛ مقدمۀ دیوان (نک‌ : هم‌ ، ابن نحاس)؛ نیز:

Ellis, A. G., Catalogue of Arabic Books, London, ١٩٦٧; GAL, S.
محمدعلی لسانی فشارکی