دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٨٤٢
| ابن ناصر جلد: ٥ شماره مقاله:١٨٤٢ |
اِبْنِ ناصِر، عنوان افراد خاندانی از عالمان و صوفیان شاذلی و فقیهان مالکی
سدههای ١٠-١٣ق/١٦-١٩م در مغرب. ناصر نام یکی از نیاکان این خاندان است. اینان که
اصلاً عربنژاد بودند، از حجاز به مصر رفته، سپس در سده ٥ق/١١م وارد مغرب شدند. به
گفتۀ سلاوی (٧/١٠٦) که خود از این خاندان است، نسب آنان به عبداللّهبن جعفربن
ابیطالب میرسد و به همین سبب به جعفری زینبی نیز شهرت دارند (زرکلی، ١/١٢٠؛ کنون،
١/٢٩٣)، چنانکه به دَرعی نیز مشهورند، زیرا غالب آنان در درعه، شهری در نزدیکی
سجلماسه (یاقوت، ٢/٥٦٧؛ زبیدی، ٥/٣٢٦) میزیستند. شخصیتهای متأخر این خاندان بیشتر
به سلاوی شهرت دارند. نامدارترین افراد این خاندان عبارتند از:
١. ابوعبداللّه محمدبن محمدبن احمدبن محمدبن حسینبن ناصر درعی
(١٠١١-١٠٨٥ق/١٦٠٢-١٦٧٤م)، فقیه، ادیب، محدث، مؤلف و عارف. پدرش محمد نیز از بزرگان
اهل طریقت شمرده شده است (سلاوی، ٧/١٠٥-١٠٦)، اما اطلاعی از زندگی و احوال او در
دست نیست. چنانکه سلاوی به نقل از ابوعلی یوسی شاگرد ابوعبداللّه محمد اشاره کرد،
وی در علوم دینی و تصوف دست داشت (همانجا). ابوعبداللّه محمد نزد پدرش و نیز
عبدالقادر فاسی و شیخمحمد مصمودی شاگردی کرد و طریقت شاذلیه را از عبداللّه بن
حسین رقی درعی فرا گرفت (مخلوف، ١/٣١٣). هرچند وی را به سبب مهارت در فقه و حدیث
مربی العلماء والفقهاء خواندهاند و فتاوای مشهوری نیز از او نقل شده که شیخ مهدی
وزانی در کتاب نوازل به برخی از آنها اشاره کرده (همانجا؛ محبی، ٤/٢٣٨)، اما
بیشترین شهرت و نفوذ و اعتبار معنوی و اجتماعی او مربوط به تصوف و طریقت اوست. نقش
او در طریقت شاذلی چندان مهم بود که او را مجدّدالطریقهالشاذلیه (همانجاها)
نامیدهاند. وی اهل عبادت و ریاضت بود و همواره به تعلیم و تربیت پیروان خود اهتمام
داشت (سلاوی، همانجا). گویند که وعظ او در شنونده بسیار مؤثر بود. در پیروی از سنت
سختگیر بود و حتی در غذا و لباس نیز سنت دینی را دقیقاً رعایت میکرد (کنون،
همانجا). شاگردش ابوعلی یوسی کراماتی به وی نسبت داده و قصیدۀ دالیۀ خود را در
منقبت او سروده است (سلاوی، همانجا). گفتهاند ابوعبداللّه بسیار تنگدست بود و
سالها به جمع کتاب و استنساخ و تصحیح و مقابله و خرید و فروش آن اشتغال داشت
(زرکلی، ٧/٦٣).
وی دارای تألیفاتی است که مهمترین آنها بدین قرار است: الاجوبهالناصریه فی بعض
المسائل البادیه. نسخههایی از این اثر در فاس، سلا، قاهره و کتابخانۀ ملی تونس
موجود است (حتی، ٥٥٢؛ فاسی، ١/٤٦٢؛ سید، ١/١٧-١٨؛ مجله معهدالمخطوطات، ١٨ (٢)/٢٣١)؛
الدرعیه، در فقه که نسخهای از آن در قاهره هست (GAL, S, II/٧٠٢)؛ سیفالنصر لکلّ
ذی بغی و مکر (رجز). نسخههایی از آن در برلین (آلوارت، VII/٢١٨)، پاریس (دوسلان،
II/٥٦٢) و سلا (حجی، ٢٦٩) موجود است؛ غنیمه العبد المنیب فیالتوسل بصلاه (بالصلاه
علی) النبیالحبیب. نسخههایی از این اثر در پاریس (بلوشه، ٢١٦)، قاهره (GAL, S،
همانجا) و سلا (حجی، ٢٨٦) نگهداری میشود؛ مناسکالحج. نسخههایی از آن در سلا هست
(همو، ٢٠٥). همچنین قصیدهای در دعا در حدود ٧٠ بیت از او باقی است که در النبوغ
المغربی (کنون، ٣/٣١٠-٣١٤) چاپ شده است.
٢. ابوالعباس احمدبن ابی عبداللّه محمد درعی (١٠٥٧-١١٢٩ق/١٦٤٧-١٧١٧م)، فقیه، محدث و
صوفی. وی در سجلماسه زاده شد (سرکیس، ٨٧٢) و نزد پدرش و کسانی چون ابوسالم عیاشی،
محمدبن ابیالفتوح تلمسانی، فقیه ابوالعباس جزولی، فقه و حدیث و تفسیر و ادب آموخت
و از برخی از انان اجازۀ نقل حدیث یافت (ازهری، ١/٤٣؛ مراکشی، ٢/١٦٠). او بارها به
مصر و حجاز سفر کرد و از برخی عالمان آن دیار اجازۀ روایت یافت (کتانی، ٢/٩٠؛
مراکشی، ٢/١٦٠-١٦١). وی از ١٠٧٦ق تا ١١٢١ق چهار بار به زیارت حج رفت (مراکشی،
همانجا). در آخرین سفر، در مدینه استقبال گرمی از وی شد (سلاوی، ٧/١١٢؛ مراکشی،
همانجا) و در همین سفر بود که سفرنامۀ مشهور خود الرحلهالحجازیه را نوشت. وی در
این سفرنامه مشایخ خود را برشمرده است (ازهری، همانجا). پدرش پیش از مرگ او را
رسماً به جانشینی خویش برگزید (مراکشی، همانجا) و او در این مقام از نفوذ و اعتبار
معنوی فراوانی در میان مردم و بهویژه در میان پیروانش برخوردار بود ٠سلاوی،
٧/١١٢-١١٣). وی زاویهای به نام زاویهالفضل و زاویههای دیگر و نیز مدارس و
مساجدی تأسیس کرد (مراکشی، همانجا) و همواره به تعلیم و تربیت اشتغال داشت. کسان
بسیاری از او بهرۀ علمی و معنوی برده و روایت کردهاند که از آن میان میتوان به
موسی و یوسف (برادرزادگانش)، عبداللّه سوسی، محمد ابن عبدالسلام بنانی، عبدالحفیظ
(مخلوف، ١/٣٣٢؛ ازهری، ١/٤٢)، محمدصالح شرقی و ابوعبداللّه مرینو اندلسی (مراکشی،
٢/١٦١-١٦٢) اشاره کرد. وی به جمعآوری و خرید کتب از شرق و غرب و استنساخ و قرائن
انها اهتمام بسیار داشت و از خرید کتابهای گران قیمت خودداری نمیکرد و کتابخانۀ وی
مشهور بود (کتانی، ٢/٨٨). او را به حقگویی و پیروی بیچون و چرا از سنت دینی و
احیای آن ستودهاند (ازهری، همانجا). کراماتی نیز به او نسبت دادهاند که برخی از
آنها را ابومحمد حسینبن محمد شُرَحبیل درعی، شاگرد و همسفرش در حج، در کتابی با
عنوان انارهالبصائر فی ترجمهالشیخ ابنناصر آورده است (مراکشی، ٢/١٦٢؛ ابنسوده،
٢١٣). نیز ابوالعباس هشتوکی کتابی با عنوان انارهالبصائر فی ذکر مناقب القطب
ابنناصر و اتباعه منالهدایه الاکابر در همینباره نوشته است (همانجا).
سفرنامۀ ابنناصر در ١٣٢٠ق در فاس منتشر شد. علاوه بر آن کتاب دیگری با عنوان
منظومه فی التوسل از او بازمانده که در رباط (نک : GAL, S, II/٧١١) موجود است.
منظومۀ دیگری با عنوان منظومه فی سلسلهالطریقه الناصریه از اوست که در کتابخانۀ
آسفی مغرب موجود است (نک : المعرض السادس، ١). دو اثر دیگر نیز به او منسوب است؛
تألیف فیالصلاه علیالنبی (مخلوف، ١/٣٣٢) والاجوبه (بغدادی، ٢/٢٦٢) که از انها
اطلاعی در دست نیست. چون احمد فرزندی نداشت، پس از مرگش برادرزادهاش موسی جانشین
او شد (مراکشی، ٢/١٦٣-١٦٤).
٣. ابوعبداللّه محمدمکیبن موسیبن محمد درعی (د ١١٨٠ق/١٧٦٦م)، مورخ و مؤلف. از
زندگی او اطلاع چندانی در دست نیست. همین اندازه گفتهاند که اهل درعه بود و مدتی
در مراکش اقامت داشت. در ١١٥٨ق/١٧٤٥م در فاس بود و سپس به مکناس رفت (زرکلی،
٧/١٠٩). آثار وی بدین قرار است: الدررالمرصعه باخبار اعیان درعه، یا کشفالروعه
فیالتعریف بصلحاء درعه، که در ١١٥٢ق از نوشتن آن فارغ شد (ابنسوده، ٥٦). نسخهای
از آن در رباط (زرکلی، همانجا) و نسخ دیگری نزد کسانی از مغربیان وجود دارد (سید،
١/٣١٥؛ المعرضالسادس، ٢، ٧)؛ الروض الزاهر فی التعریف بالشیخ الحسین و اتباعه
السادات الاکابر. نسخهای از آن در کتابخانۀ احمدیه در مراکش (ابن سوده، ٢٤٩) موجود
است؛ الریاحین الوردیه فی الرحله المراکشیه. نسخهای از آن در همان کتابخانه (همو،
٤٠٤) و نسخهای دیگر در کتابخانۀ جلاوی پاشا در مراکش (مجله معهد المخطوطات، ٥
(١)/١٩١) موجود است؛ طلعه الدعه فی تاریخ وادی درعه. احتمالاً نسخهای از آن در یک
کتابخانۀ شخصی در رباط موجود است (ابنسوده، ٦٤)؛ فتح الملک الناصر فی اجازه مرویات
بنیناصر، که نسخهای از آن در کتابخانۀ احمدیه (همو، ٣٤٣) نگهداری میشود، زرکلی
نیز (همانجا) نسخهای از آن را در رباط معرفی کرده است؛ البرق الماطر فی شرح النسیم
العاطر. چنانکه خود گوید آن را در شرح قصیدۀ موسوم به النسیم العاطر فی مدح القطب
ابی العباسبن ناصر اثر احمدبن موسی (د ١١٥٦ق/١٧٤٣م) نوشته است (ابنسوده، ٤٦٧). یک
قصیدۀ بائیه (همو، ٤٢٣) نیز به او نسبت دادهاند. از دو اثر اخیر نشانی در دست
نیست.
٤. سلیمانبن یوسف بن محمدبن محمدبن احمد (زنده در ١٢٠٦ق/١٧٩٢م). از زندگی او
اطلاعی در دست نیست، اما کتابی به نام اتحاف الخل المعاصر باسانید ابیالمحاسن یوسف
بن محمدبن ناصر به او نسبت دادهاند که دربارۀ سیره و زندگی پدرش ابوالمحاسن یوسف
نوشته است. این کتاب در ١٢٠٦ق نوشته شده و نسخهای از آن در رباط موجود است (عنان،
١/١٧).
٥. ابوعبداللّه محمدبن عبدالسلام (د ١٢٣٩ق/١٨٢٤م)، مؤلف، فقیه و حافظ حدیث. او در
درعه زاده شد و در همانجا علم آموخت و انگاه برای تکمیل معلومات به فاس سفر کرد
(زرکلی، ٦/٢٠٦). عمویش ابوالمحاسن یوسف، ادریسبن محمد عراقی حسینی، ابوالعباس
شرایبی و محمدبن ابیالقاسم سجلماسی از جمله استادان او در فقه و حدیث بودهاند که
وی از برخی از آنان اجازۀ روایت یافت (مخلوف، ١/٣٨١؛ مراکشی، ٥/١٨٩). ابوعبداللّه
در ١١٩٦ق و ١٢١١ق به حج رفت. در مکه و مدینه و مصر هدایای سلیمانبن محمد ظریف
مراکش رامیان علما تقسیم کرد و با دانشمندانی چون مرتضی حسینی واسطی حنفی، احمدبن
محمد دردیر، محمدبن علی صبان شافعی آشنا شد و اجازۀ روایت یافت و خود به آنان اجازۀ
روایت داد (همو، ٥/١٨٩-١٩٠). وی در نخستین سفری که به حج رفت سفرنامهای نوشت که به
الرحلهالحجازیه یا الرحلهالکبری شهرت یافت. نسخههایی از آن در تامجروت و رباط
موجود است (زرکلی، همانجا؛ عنان ١/٤٤٣). مراکشی (٥/١٩٣-٢٣٣) خلاصهای از آن را نقل
کرده است. نویسنده در این سفرنامه حوادث و جاها و کسانی را که از آغاز سفرش یعنی ٣
جمادیالثانی ١١٩٦ تا پایان آن دیده و یا مطالبی که شنیده و گفتوگوهایی که با
عالمان و بزرگان داشته، با دقت و تقریباً با ذکر جزئیات آورده است. به گفتۀ مراکشی،
وی در حدود ١١٩٧ق به وطنش بازگشته و در ١١٩٩ق سفرنامهاش را به پایان رسانده است.
در سفر دوم نیز سفرنامهای نوشت که الرحلهالسغری نامیده شد. مراکشی (٥/٢٣٣)
نسخهای از آن را دیده و زرکلی (همانجا) نیز نسخهای از آن را در فاس معرفی کرده
است (برای نسخ دیگر، نک : ابنسوده، ٣٩١؛ عنان، ١/٤٤٦؛ مجله معهدالمخطوطات، ٥
(١)/١٧٨). افزون بر دو کتاب یاد شده، تألیفات دیگر او بدین قرارند: تألیف فی
علمالقراءات، که نسخهای از آن در یکی از کتابخانههای خصوصی ورزازات مغرب موجود
است (المعرض السادس، ١)؛ شرح الاربعین الجوهریه فی ترک الظلم، که مراکشی (همانجا)
نسخهای از آن را دیده است. قطع الوتین من المارق فیالدین، که نسخهای از آن در
رباط هست (علوش، ١/٣٠٥)؛ کناش، که ظاهراً مجموعهای از اجازات اوست و نسخههایی از
آن در مغرب هست (کتانی، ٢/٢٢١؛ ابنسوده، ٣٦٢، ٥١٢، ٥١٥)؛ المستصفی فی حلّیه
السکرالمصفی، که نسخهای از آن در یکی از کتابخانههای خصوصی رباط هست
(المعرضالسادس، ٢٨)؛ المزایا فیما حدث من البدع بامالزوایا، که نسخهای از آن در
مغرب هست (همانجا؛ EI٢, S)؛ النوازل، که نسخهای از آن در مغرب موجود است (مجله
معهدالمخطوطات، ٥ (١)/١٩٢).
٦. احمد ناصری سلاوی (ﻫ م)، مورخ، فقیه، ادیب و مؤلف (١٢٥٠-١٣١٥ق/١٨٣٤-١٨٩٧م).
٧. جعفربن احمد ناصری، فرزند احمد سلاوی. در ١٣١٠ق/١٨٩٢م زاده شد، ولی از تاریخ مرگ
او اطلاعی در دست نیست. جعفر همراه برادرش محمد کتابالاستقصاء پدرش را با تحقیق و
مقدمه به چاپ رسانده و خود دارای اثری به نام الرحله الفاسیه است که برخی از فصول
آن در روزنامۀ السعاده در مغرب چاپ شده است (ابنسوده، ٤٠٢). نیز کتابی تحت عنوان
تفجیرالعناصر من تراجم اعیان آل ناصر به او نسبت دادهاند (همو، ١٠٣-١٠٤) که اطلاعی
از آن در دست نیست.
٨. ابوعبداللّه محمد فتحا بن احمد، برادر جعفر (١٣١٣-١١٣٩ق/١٨٩٥-١٩٧٦م). او راست:
الحسبه، که مجموعهای است از گفتارهای فقهی همراه با سخنرانی او در رادیو مراکش در
١٩٣٧م که نسخهای از آن در کتابخانۀ صبیحیه (شم ١٣١٣) موجود است (حجی، ١٤٥) و
تألیفی در مناقب پدر خود که با برادرش جعفر آن را تهیه کرده است (ابنسوده، ٢٢٨).
مآخذ: ابنسوده، عبدالسلامبن عبدالقادر، دلیل مورّخ المغرب الاقصی، مراکش،
١٣٦٩ق/١٩٥٠م؛ ازهری، محمدالبشیر ظافر، الیواقیت الثمینه، قاهره، ١٣٤٢ق؛ بغدادی،
ایضاح؛ حجی، محمد، فهرس الخزانه الصبیحیه بسلا، کویت، ١٤٠٦ق/١٩٨٥م؛ زبیدی،
تاجالعروس؛ زرکلی، اعلام؛ سرکیس، یوسف الیان، معجمالمطبوعات العربیه، قاهره،
١٩٢٨م؛ سلاوی، احمد، الاستقصاء، به کوشش جعفر ناصری و محمد ناصری، مراکش، ١٩٥٦م؛
سید، خطی؛ علوش و رجراجی، فهرس المخطوطات فیالخزانه العامه برباط الفتح، رباط،
١٩٤٥م؛ عنان، محمد عبداللّه، فهارس للخزانه الملکیه، رباط، ١٤٠٠ق/١٩٨٠م؛ فاسی،
محمد، خزانه القرویین، دارالبیضاء، ١٣٩٩ق/١٩٧٩م؛ کتانی، عبدالحی، فهرس الفهارس،
فاس، ١٣٤٧ق؛ کنون، عبداللّه، النبوغ المغربی، بیروت، ١٣٩٥ق/١٩٧٥م؛ مجله
معهدالمخطوطات العربیه، ١٣٩٢ق/١٩٧٢م، ج ١٨؛ محبی، محمدامین، خلاصهالاثر، بولاق،
١٢٨٤ق؛ مخلوف، محمد، شجرهالنور الزکیه، بیروت، ١٣٥٠ق؛ مراکشی، عباس، الاعلام، فاس،
١٣٥٧ق؛ المعرض السادس ... للمخطوطات والوثائق، رباط، ١٩٧٤م؛ یاقوت، بلدان، نیز:
Ahlward; Blochet; De Stane; EI٢, S; GAL, S; Hitti, Philip K. et al; Garrett
Collection of Arabic Manuscripts, Princeton, ١٩٣٨.
حسن یوسفی اشکوری