إرشاد القلوب ت رضایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٣٢٠ - سلوني قبل أن تفقدوني
علم و دانش خود را آشكار نكرد. ثروتمند بخل ورزيد. فقير صبر نكرد در اين هنگام هلاكت و نابودى است اينجاست كه عارفان بخدا شناخته ميشوند اينجاست كه اهل دنيا بت پرست ميشوند سير- قهقرائى ميكنند بسوى كفر بعد از ايمان.
اى پرسشكننده فريب نخورى به مسجدهاى فراوان و جمعيت بسيارى كه بدنهاشان گرد هم ولى دلهايشان از همديگر جداست.
اى پرسشكننده سه چيز است زهد و رغبت و صبر و امّا زاهد پس خوشنود نميشود بچيزى از دنيا بيايد او را و افسرده خاطر هم نميشود بر چيزى كه از دستش برود و اما صابر پس آرزو ميكند بدلش دنيا را هر گاه چيزى از دنيا را درك نمايد خودش را از آن دور مىكند بواسطهى آنچه را كه از شر عاقبت و سرانجام دنيا ميداند و اما راغب پس باكى ندارد از حلال باو رسيد يا از حرام عرض كردند اى امير- مؤمنان نشانهى مؤمن درين زمان چيست.
حضرت فرمود نگاه ميكند بسوى آنچه كه خدا بر وى واجب كرده از حق و دوست دارد آن را و نگاه ميكند بسوى آنچه را كه خدا مخالفت آن را كرده سپس از آن دورى و اجتناب ميكند اگر چه دوست نزديكش باشد عرض كرد بخدا راست فرمودى اى امير مؤمنان بعد آن مرد ناپديد شد او را نديديم مردم هر چه جستجو كردند او را نيافتند.
گفت سپس لبخندى بر لبان على نقش بست بعد فرمود: بپرسيد از من پيش از آنكه از ميان شما بروم هيچ كس بلند نشد چيزى از وى بپرسد.