إرشاد القلوب ت رضایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ١٢٩ - احتجاج و مناشده آن سرور در روز شورى
فرمايد: «عِبادٌ مُكْرَمُونَ لا يَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَ هُمْ بِأَمْرِهِ يَعْمَلُونَ[١] و اين معجزه نيز از دلائل امامت آن حضرت است.
و نيز سند روايت بميثم تمار مىرسد كه گفت حضرت امير المؤمنين براى ما سخنرانى كرد در مسجد جامع كوفه سخنرانى آن حضرت به درازا كشيد مردم از درازى سخن او بشگفت اندر شدند ولى موعظهاى نيكو كرد و نيكو مردم را مايل كرد و ترساند ناگاه از طرف انبار قاصدى وارد شد در حالى كه پناه بخدا ميبرد و مىگفت خدا را خدا را اى علي در باره رعيت و شيعيانت اينك لشكر معويه است كه در كنار فرات و ما بين هيت و انبار ما را غارت كردند و اموال ما را به يغما بردند.
حضرت امير المؤمنين ٧ سخنرانى را قطع كرد و گفت واى بر تو گروهى از سربازان معويه پشت ديوار انبار رسيدند در آنجا هفت زن و كودك را كشتند و بهفت دختر تجاوز كردند و آنان را پامال اسبان كردند و گفتند اين كار بكورى چشم ابى تراب است.
ابراهيم بن حسن ازدى بپاى خواست در برابر منبر عرضكرد اى امير المؤمنين اين نيروئى كه از تو ديدم تو بر فراز منبر باشى ولى سربازان معاويه پسر هند جگر خوار در خانهى تو وارد شوند و با شيعيانت چنان رفتار كنند و تو ندانى كه با آنان چه كردند و ما ترا مقصر ندانيم حضرت فرمود تا نابود شود كسى كه نابود شده از بينه و دليل و زنده شود كسى كه با دليل زنده بوده.
[١] انبياء ٢٦ بلكه بندگان گرامى پيشى نميگيرند او را بگفتار و ايشان بفرمان خدا كار ميكنند.