إرشاد القلوب ت رضایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٣١٨ - سلوني قبل أن تفقدوني
وصف نميشود، مهربان است و رحيم اما برقت درك نميشود، مؤمن است ولى نه بعبارت، درك مىشود نه بحواس و اعضا و جوارح گوينده است نه بلفظ[١] او در اشياء است ولى نه ممزوج در آنها، از اشياء بيرون است نه بطور جدائى، بر فراز تمام موجودات است چيزى بر فراز او نيست پيش همهى موجودات است ولى باو پيش گفته نميشود داخل در همهى موجودات است ولى نه مانند چيزى كه در چيز ديگر داخل شود، از همه چيز بيرون است ولى نه مانند چيزهاى خارجى.
سپس ذعلب يمانى روى زمين افتاد و غش كرد بعد گفت بخدا سوگند مانند اين جواب نشنيده بودم بخدا سوگند دگر ازين پرسشها نمىكنم بعد حضرت فرمود: بپرسيد از من پيش از آنكه از ميان شما بروم.
اشعث بن قيس بلند شد و عرضكرد اى امير المؤمنين چطور از مجوسيان مىشود جزيه گرفت كه خداوند نه پيامبرى بر آنان فرستاد و نه كتاب آسمانى حضرت فرمود: آرى اى اشعث همانا خداوند بر آنان كتاب فرستاد و پيامبر مبعوث كرد تا اينكه پادشاه آنان شبى مست شد و بدخترش تجاوز كرد چون بامداد شد سر و صداى مردم را شنيد كه اطراف كاخ را گرفتهاند و او را تهديد ميكنند و ميگويند تو دين ما را آلوده كردى بيرون بيا تا ترا بوسيله حدود الهى پاك نمائيم پادشاه گفت سخن مرا بشنويد اگر راهى داشت بپذيريد و گر نه هر چه خواهيد نسبت بمن انجام دهيد جمعيت گرد آمدند.
پادشاه گفت آيا ميدانيد كه خداوند آفريدهاى بهتر از پدر ما
[١] ايجاد كلام ميكند در خارج.