إرشاد القلوب ت رضایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٢٢١ - آمدن جاثليق رومى و پاسخ سؤالات او به وسيله على
ميكنند همان سنگى است كه در بيت المقدس است ولى دروغ گفتهاند آن سنگ حجر الاسود است كه آدم از بهشت آورده و بروى ركن گذاشته و مردم آن را استلام ميكنند و دست ميكشند آن سنگ از برف سفيدتر بود در نتيجه گناهان فرزندان آدم سياه شد، يهودى پرسيد مرا خبر ده كه چقدر براى اين امت امام است كه هدايتكنندگانند و واگذاشتن مردم بر ايشان زيانى نميرساند و خانهى محمّد و يارانش كه با اويند در كجاى بهشت است؟ امير المؤمنين ٧ فرمود: اما گفتهى تو كه گفتى چند امام ارشادكننده براى امت است و در كجاى بهشت منزل محمّد صلّى اللَّه عليه و اله و يارانش همانا امامان ارشادكننده دوازده نفرند و محمّد در بهترين جاهاى بهشت و برتر از همه جا بهشت عدن است و اما كسانى كه با آن حضرت امامان دوازدهگانه ميباشند.
يهودى گفت راست گفتى سوگند بآن خداوندى كه جز او خدائى نيست همانا بخط و ديكتهى هارون بدست او نوشته شده و در پيش من است سپس عرضكرد خبر ده مرا كه چقدر وصىّ محمّد صلّى اللَّه عليه و اله بعد از او زندگى ميكند؟ آيا باجل خود ميميرد يا كشته مىشود.
فرمود: واى بر تو من وصىّ محمّدم پس از او سى سال زندگى ميكنم نه يك روز كم نه زياد بعد برانگيخته مىشود شقىترين و بدبختترين مردم شبيه پىكنندهى ناقه صالح سپس ضربتى بر فرق من زند كه از آن ضربت محاسنم رنگين شود.
بعد على ٧ گريه كرد گريهى شديدى ناگاه جوان نصرانى فريادى كشيد و گفت «اشهد ان لا اله الا اللَّه و ان محمّدا رسول اللَّه و انك