إرشاد القلوب ت رضایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٢٢٠ - آمدن جاثليق رومى و پاسخ سؤالات او به وسيله على
اگر درست جواب دادى از سه مسألهى بعد ميپرسم اگر درست پاسخ ندادى از تو چيزى نمىپرسم سپس حضرت امير المؤمنين فرمود:
خبر ده مرا اگر ترا پاسخ خوب و حق دادم اسلام را مىپذيرى آن جوان از دانشمندان يهود بود گمان ميكرد از نسل هارون برادر موسى بن عمران است عرضكرد بلى يا امير المؤمنين سوگند بآن خدائى كه جز او خدائى نيست اگر بحق و درستى جواب بدهى اسلام آورم و دين يهود را واگذارم حضرت هم براى او سوگند ياد كرد و گفت نيامدم مگر ترا باسلام برگردانم.
بعد فرمود: اى هارونى بپرس هر چه كه برايت آشكار شده ان شاء اللَّه تعالى ترا پاسخ مىدهم عرضكرد خبر ده مرا از اولين درختى كه بر روى زمين روئيد حضرت امير المؤمنين فرمود اما اولين درخت كه در روى زمين روئيد همانا مردمان زمين گمان ميكنند درخت زيتون است ولى دروغ گفتهاند همانا آن درخت خرما بود كه آدم از از بهشت آورد و كاشت و اصل همهى خرماها از اوست.
و اما اولين چشمهاى كه بر روى زمين جوشيد همانا يهود گمان ميكنند آن چشمهايست كه در بيت المقدس زير سنگ است ولى دروغ گفتهاند اولين چشمه همان چشمهايست كه موسى و آن جوان بسويش رفتند در آن چشمه ماهى شور را شستند و سپس زنده شد و هر مردهاى كه بآن چشمه[١] برسد زنده مىشود و چنين بود كه خضر از آن چشمه نوشيد و ذو القرنين آن را پيدا نكرد.
و اما اولين سنگى كه بر روى زمين نهاده شد يهوديان خيال
[١] منظور چشمه حيوانست