إرشاد القلوب ت رضایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ١٠٤ - احتجاج و مناشده آن سرور در روز شورى
كسى اين كار را انجام داد. گفتند نه: سپس فرمود آيا در ميدان شما يكنفر جز من هست كه رسول خدا در بارهاش گفته باشد خدايا هم اكنون دوستترين خلق را بسوى خود و سختترين دوست خود و مرا حاضر كن تا از اين مرغ بخورد سپس من آمدم و با پيامبر از آن مرغ خوردم گفتند نه فرمود آيا يكنفر در ميان شما جز من هست كه رسول خدا در بارهى او فرموده باشد كه قبيلهى بنى وليعه تجاوز و خيانت را تمام كنيد و گر نه بسوى شما مردى را برانگيزانم كه جان او جان من است و پيرويش مانند پيروى من است و نافرمانيش مانند نافرمانى من است با عصا و شمشير شما را بزند گفتند نه.
سپس فرمود آيا جز من يكنفر در ميان شما هست كه رسول خدا در بارهاش فرموده باشد دروغ ميگويد كسى كه ميگويد ترا دوست دارم ولى على را دشمن دارد؟ گفتند نه فرمود آيا جز من در ميان شما كسى هست كه در يك ساعت سه هزار از فرشتگان كه در ميان آنها جبرئيل و ميكائيل و اسرافيل بودند كه بر او در شب جنگ بدر هنگامى كه براى رسول خدا آب آوردم سلام كنند گفتند نه.
فرمود آيا در ميان شما جز من كسى هست كه جبرئيل در بارهش روز جنگ احد گفته باشد واقعا اين است فداكارى و از خودگذشتگى و رسول خدا فرمود بايد هم چنين باشد زيرا كه على از من و منهم از على باشم جبرئيل عرضكرد منهم از شمايم؟ گفتند نه.
فرمود: آيا يكنفر در ميان شما هست از آسمان صداها برايش بلند شود كه شمشيرى مانند ذو الفقار و جوانمردى مانند على نيست گفتند نه