إرشاد القلوب ت رضایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ١٠٣ - احتجاج و مناشده آن سرور در روز شورى
باشد؟ عرضكردند نه، فرمود كسى در ميان شما هست كه همسرش بزرگ زنان اهل بهشت باشد جز من؟ عرضكردند نه. كسى در ميان شما هست كه دو فرزندش بزرگ جوانان بهشت باشد؟ گفتند نه. از من داناتر در ميان شما بناسخ و منسوخ قرآن و سنت پيامبر كسى هست؟ گفتند نه.
سپس فرمود: در ميان شما جز من كسى هست كه رسول خدا ده مرتبه اسرار و رازهاى نهانش را باو گفته باشد عرضكردند نه فرمود آيا جز در بارهى من رسول خدا در بارهى كسى ديگر گفته كه هر كه را من رهبرم على رهبر اوست و نيز در بارهى كسى جز من فرموده كه بار إلاها دوست بدار هر كس كه على را دوست دارد و دشمن بدار آن كس كه على را دشمن دارد و فرمود بايد حاضران بغائبان اين مطلب را برسانند عرضكردند نه.
باز فرمود آيا در ميان شما كسى جز من هست كه پيامبر در بارهى او گفته باشد فردا پرچم را بدست كسى بدهم كه خدا و رسولش را دوست دارد و نيز خدا و رسول هم او را دوست دارند و او هيچ گاه از ميدان نبرد و پيكار فرار نميكند خداوند فتح و پيروزى را بدست او قرار ميدهد و اين داستان وقتى بود كه ابو بكر و عمر از ميدان جنگ فرار كرده بودند رسول خدا مرا پيش خواند در صورتى كه درد چشم بودم سپس آب دهنش را بچشمم ماليد و فرمود: بار إلاها سردى و گرمى را از على ببر پس از آن الم سردى و گرمى را نچشيدم بعد پرچم را بدست من داد سپس با آن پرچم بيرون شدم و خداوند بدست من قلعه خيبر را گشود و با قهرمانان و جنگجويان كه از همانها مرحب خيبرى است جنگيدم و زنان و بچههايشان اسير شدند آيا جز من