ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٦٣٧ - باب ٢٩ آنچه از حضرت رضا
مقابل، ساعد، شانهها، و بالاى سينهشان پر مو بوده، ساق دستشان كشيده، كف دستشان درشت و دستها و پاهاى مباركشان زبر[١] بود، دست و پاهايشان متناسب و استخوانهايشان صاف و بدون كجى بود.
كف پاهايشان كاملا گود بود، قسمت قوزك پا به پايين (كه معمولا داخل كفش قرار ميگيرد) خيلى پر گوشت نبود، و آب از روى پايش ردّ ميشد و نمىايستاد.
وقتى بحركت درمىآمدند با قدرت قدم بر ميداشتند، در حال حركت كمى متمايل حركت مىكردند، با وقار و سريع راه مىرفتند، گويا در سرازيرى به سمت پايين در حركتند، هنگامى كه به چپ و راست رو ميكردند با تمام بدن به آن سو رو ميكردند، چشمانشان به زير افتاده بود و نگاهشان به زمين طولانىتر از نگاهشان به آسمان بود، معمولا خيره خيره نگاه نميكردند، به هر كس ميرسيدند، سلام ميكردند.
امام حسن ٧ ادامه دادند: به او گفتم: گفتار آن حضرت را برايم وصف كن. گفت: آن حضرت پيوسته محزون و هميشه در فكر بودند، آسايش و راحتى نداشتند، در جايى كه نياز نبود سخن نمىگفتند.
[١]- درشتى دست و زبرى دست و پا در ميان اعراب از محاسن مردان بشمار ميرفته است( معاني الأخبار ص ٨٧).