ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٦٣٦ - باب ٢٩ آنچه از حضرت رضا
حضرت فرق باز ميكردند[١] و إلّا آن را به حال خود گذاشته و در هر حال در مواقعى كه موى خود را بلند ميكردند بلندى مو از لاله گوش تجاوز نميكرد، رنگشان درخشان بود، پيشانى پهن و ابروانى كشيده و كمانى داشتند، و ابروان آن حضرت در عين كشيده بودن، كامل و پر مو بود ولى پيوسته نبود، و هر گاه عصبانى مىشدند، رگ ميان ابروهايشان متورّم ميشد، بينى آن حضرت باريك و در وسط كمى برجسته بود، نورانيّتى داشتند كه هميشه آن حضرت را در بر داشت، بقسمى كه كسى كه در او تأمّل نداشت متكبّرش فكر ميكرد.
محاسن آن حضرت كوتاه و پر پشت بود، و گونههايشان هموار و كم گوشت، دهانشان بزرگ[٢] و دندانهايشان سفيد و برّاق بود، رشته مويى نازك از گردن يا سينه تا ناف داشتند، گردن او گوئى تنگى نقره فام بود.
خلقتى همگون داشتند، بدنشان فربه بود و در عين حال سينه و شكم در يك سطح قرار داشت، شانههايى پهن و عضلانى و بدنى سفيد و نورانى داشتند.
از زير گردن آن حضرت تا ناف، رشته مويى نازك مثل يك خط قرار داشت، پايين سينه و شكم مبارك ايشان و ساير قسمتها عارى از مو بود، و در
[١]- ابن اثير در« النّهاية» در مادّه« عقص» گويد: در اين جمله لفظ« عقيقته» مشهورتر از« عقيصته» ميباشد زيرا آن حضرت موهاى خود را نمىبافتند( و يا در پشت سر به صورت بافته شده عمل نمىكردند) مترجم گويد: به معنى موى جمع شده بر روى سر ميباشد.
[٢]- بزرگى دهان در بين عربها حسن بوده است( معانى الاخبار ص: ٨٥).