ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٣١٢ - خطبه حضرت رضا
مىيافت و كنهش، از وحدت در آمده، داراى اجزاء مىشد، و أزلى بودن در موردش محال مىگرديد و خالق مثل مخلوق مىشد.
اگر براى او پشت تصوّر شود، مقابل و روبرو نيز تصوّر مىشود، و اگر براى او تمام بودن فرض شود، نقصان هم فرض مىشود، كسى كه، حدوث در بارهاش محال نيست، چگونه مىتواند أزلى باشد؟ كسى كه ايجاد شدن در بارهاش محال نباشد چگونه مىتواند ايجادكننده اشياء باشد؟ اگر چنين بود نشانه مخلوق و مصنوع بودن در او وجود مىداشت و خود آيه و نشانه ميشد (براى يك موجود أزلى ديگر) نه اينكه موجودات ديگر آيه و نشانه براى او باشند.
قول محال كه مخالف حقّ و حقيقت است حجّتى در بر ندارد، و سؤال در باره خدا، فاقد جواب است، و در غير اين صورت، خداوند تعظيم و احترام نشده است، و در عقيده به اينكه خداوند به كلّى (چه در ذات، چه در صفات و افعال) با مخلوقين مباينت و غيريّت دارد، ظلم و افترائى نيست، موجود أزلى محال است كه مركّب باشد يا دوئيّت (دو تا بودن) در او راه يابد، و آنچه آغازى ندارد، محال است مخلوق باشد و آغاز و انجامى برايش تصوّر شود.
معبودى نيست، جز «اللَّه» كه بزرگ و بلند مرتبه است، كسانى كه خدا را