ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ١٧٣ - باب ٧ گوشههايى از تاريخ موسى بن جعفر
ضمنا كاتب عيسى بن أبى جعفر بوده است، و نيز از دوستان خاصّ من بشمار مىرفت- بمن گفت: اى أبا عبد اللَّه! نمىدانى اين مرد صالح در اين روزهايى كه در اين خانه بوده است، چه زشتىها و منكرات و لهو و لعب و ساز و آوازهايى كه نشنيده است! و شكّ ندارم كه اصلا چنين وضعى به فكرش هم خطور نمىكرد، پدرم (محمّد بن سليمان) ادامه داد: در همان روزها علىّ بن يعقوب بن عون بن عبّاس بن ربيعه طىّ نامهاى كه احمد بن اسيد دربان و حاجب مخصوص عيسى به او داده بود، نزد عيسى، از من بدگويى و سعايت كرده بود، اين شخص يعنى علىّ بن يعقوب از بزرگان بنى هاشم بشمار ميرفت و از نظر سنّ نيز از ديگران بزرگتر بود و عليرغم كبر سنّ، شراب مىنوشيد و احمد بن اسيد را به منزل خود دعوت مىكرد و براى او مجلس بزم و عيش و نوش فراهم مىنمود و زنان و مردان آوازهخوان را برايش مىآورد و با اين كارها مىخواست، احمد بن اسيد، او را نزد حاكم (يعنى عيسى) به نيكى ياد كند (و به اصطلاح امروز براى او «پارتى» بازى نمايد) و از جمله مطالب آن نامه، اين عبارات بود: «شما محمّد بن سليمان را