ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٦٨ - باب ٥ نسخه وصيت حضرت موسى بن جعفر
حضرت موسى بن جعفر عليهما السّلام و شهود، مهر كردند.
عبد اللَّه بن محمّد جعفرىّ گويد: «عبّاس بن موسى (برادر حضرت رضا ٧) به ابن عمران قاضى گفت: درون اين نامه براى ما گنج و جواهر است و او (حضرت رضا ٧) مىخواهد همه را براى خود بردارد و به ما چيزى ندهد و هر چه را پدرمان باقى گذارده، براى خود برداشته است و ما را با فقر و تنگدستى رها نموده است، در اين موقع ابراهيم بن محمّد جعفرىّ (يكى از شاهدان وصيّت امام كاظم ٧) به او پرخاش كرده، ناسزا گفت، و عمويش اسحاق بن جعفر نيز (كه او نيز از شهود بود) همين گونه با او رفتار كرد، عبّاس به قاضى گفت:
خداوند توفيقت دهد! مهر را باز كن و محتواى آن را بخوان، قاضى گفت: مهر را باز نمىكنم، كارى نخواهم كرد كه لعنت پدرت گريبانم را بگيرد، عبّاس گفت:
خودم اين كار را مىكنم، قاضى گفت: خود دانى، عبّاس مهر نامه را گشود، و ملاحظه كرد كه امام كاظم ٧ آنها را بركنار فرموده و تنها «عليّ» ٧ را باقى گذارده و همه آنها را- چه بخواهند و چه نخواهند- تحت ولايت و سرپرستى