ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٤٠٨ - باب ١٥ مجلس ديگرى از امام رضا
و تكبّر و سركشى نمودند، خداوند عزّ و جلّ صاعقهاى بر آنان فرستاد و صاعقه آنان را به خاطر ظلمشان از بين برد، حضرت موسى به خداوند عرضه داشت:
خداوندا! اگر وقتى نزد بقيّه بنى اسرائيل برگردم ايشان بگويند آنان را بردى و به كشتن دادى، چون دروغ گفته بودى كه خدا به نجوا با تو سخن گفته است، من چه جوابى به آنان بدهم؟ لذا، خداوند آنان را زنده كرد و به همراه موسى ٧ فرستاد، آنان گفتند: اگر درخواست كنى كه خدا، خود را به تو نشان دهد، تا تو به او بنگرى، خواستهات را اجابت خواهد كرد، آنگاه تو به ما بگو خدا چگونه است، تا ما او را به بهترين وجه بشناسيم، موسى فرمود: اى مردم! خداوند با چشم ديده نمىشود و اصلا كيفيّت ندارد، بلكه با آيات و نشانههايش شناخته مىشود، گفتند: سخن تو را قبول نداريم مگر اينكه از خدا چنين درخواستى كنى. موسى عرضه داشت: خداوندا! تو خود گفتار بنى اسرائيل را شنيدى و تو صلاح آنان را بهتر مىدانى، خداوند متعال به موسى وحى كرد كه اى موسى آنچه از تو خواستند، از من بخواه، من تو را به نادانى آنان مؤاخذه نخواهم كرد، در اين موقع موسى گفت: «رَبِّ أَرِنِي أَنْظُرْ إِلَيْكَ قالَ