ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٣ - باب(١) احوال حضرت امام حسن مجتبى
صالح تميمى كه آن را (بسند خود) از امام صادق ٧ روايت كرده است.
و امام حسن ٧ شبيهترين مردم برسول خدا ٦ بود در خوى، و رفتار، و سيادت، و اين معنى را گروهى نقل كردهاند كه از آن جمله است معمر و او از زهرى و او از انس بن مالك روايت كرده كه گفت:
هيچ كس شبيهتر به پيغمبر خدا ٦ از حسن بن على ٨ نبود.
و ابراهيم بن على رافعى (بسند خود) از زينب دختر أبى رافع، و نيز شبيب رافعى حديث كند كه: فاطمه سلام اللَّه عليها دو فرزندش حسن و حسين ٨ را هنگام بيمارى رسول خدا ٦ كه در همان بيمارى از دنيا رفت بنزد آن حضرت ٦ آورده گفت: اى رسول خدا اينان دو فرزندان تو هستند پس چيزى بآن دو ميراث بده! فرمود: اما حسن براى او است شكوه و بزرگى و سيادت من، و اما حسين پس براى اوست كرم و شجاعتم.
و حسن بن على ٨ وصى پدرش امير المؤمنين ٧ بود بر خاندان و فرزندان و ياران آن حضرت ٧، و او را بنظارت در آنچه وقف كرده و قرار داده بود سفارش فرمود، و در اين باره عهد نامه برايش نوشت كه مشهور است، و وصيت او بامام حسن ٨ ظاهر در معالم دين و چشمههاى حكمت و آداب است، و اين وصيت را بيشتر دانشمندان نقل كرده، و بسيارى از خردمندان در دين و دنياى خود (از آن استفاده كرده و) موجب بينائى آنان گشته است.
و چون امير المؤمنين ٧ از دنيا رفت امام حسن خطبه خواند و حق خود را در آن خطبه بيان فرمود، پس ياران پدرش (على ٧) با او بيعت كردند كه بجنگند با آنكه او بجنگد، و صلح باشند