ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ١٤٥ - باب(٧) در بيان شمه از حالات حضرت على بن الحسين
شنيده شد كه در دل شب ميگفت: كجايند آنان كه از دنيا رو گردانده و بآخرت متوجه شدهاند؟ پس هاتفى كه آوازش شنيده ميشد و خودش ديده نميشد از جانب قبرستان بقيع باو پاسخ داد: آن كس (كه تو جوياى او هستى) على بن الحسين است.
١٢- و عبد الرزاق از زهرى حديث كرده كه گفت: من كسى را از اين خاندان يعنى خاندان پيغمبر ٦ برتر از على بن الحسين عليهما السّلام نديدم.
١٣- حسن بن محمد (بسند خود) برايم حديث كرد كه جوانى از قريش نزد سعيد بن مسيب (كه از دانشمندان بزرگ و زهاد زمان خود بود) نشسته بود كه على بن الحسين عليهما السّلام پيدا شد، آن جوان قرشى بسعيد گفت: اى ابا محمد اين مرد كيست؟ گفت: اين مرد سيد العابدين على بن حسين بن على بن ابى طالب عليهما السّلام است.
١٤- و نيز حسن بن محمد (بسندش) از محمد بن جعفر و ديگران حديث كند كه گفتند: مردى از خويشان و فاميل على بن الحسين عليهما السّلام در برابر آن حضرت ايستاده و سخنان تندى باو گفته و دشنامش داد، حضرت پاسخش نگفت تا آن مرد برفت، و چون از پيش آن حضرت برفت، امام ٧ به همنشينان خود فرمود: آنچه اين مرد گفت شما شنيديد اكنون دوست دارم همراه من بيائيد تا نزد او برويم و پاسخ مرا باو بشنويد؟ عرضكردند: مىآئيم، و ما دوست داريم تو هم پاسخ او را بگوئى و ما هم (آنچه ميتوانيم) باو بگوئيم؟!