ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٢٧٦ - جريان تزويج آن حضرت با ام الفضل و سؤال يحيى بن اكثم از او و پاسخى كه فرمود
حلال گردد، اين چگونه زنى است؟ و براى چه حلال مىشود و از چه رو حرام ميگردد؟ يحيى گفت: بخدا من بپاسخ اين پرسش راهبر نيستم و جهت حلالشدنها و حرامشدنها را نميدانم اگر صلاح بدانيد پاسخ آن را بفرمائيد تا بهرهمند شويم؟ حضرت فرمود: اين زنى است كه كنيز مردى بوده و بامداد مرد بيگانه ديگرى بر او نگاه كرد و آن نگاه حرام بود، و چون روز بالا آمد او را از آقايش خريد پس بر او حلال شد و چون ظهر شد آزادش كرد، پس با آزاد شدن حرام شد، چون عصر شد او را بزناشوئى گرفت و بر او حلال شد، و چون غروب شد ظهارش كرد (يعنى باو گفت: پشت تو مانند پشت مادر من است كه آن را اظهار ميگويند و در اسلام احكامى دارد از آن جمله اينكه با گفتن اين جمله زن گوينده) بر او حرام مىشود، و چون هنگام عشاء شد كفاره ظهار را داد و بر او حلال شد، و چون نيمه شب شد بيك طلاق او را طلاق داد پس حرام شد، و چون سپيده زد او را رجوع كرد پس بر او حلال شد!.
مأمون بحاضران در مجلس كه از خاندان او بودند رو كرده گفت: آيا در ميان شما هيچ كسى هست كه از اين مسأله چنين پاسخى بگويد يا مسأله پيشين را بدان تفصيل كه شنيديد بداند؟ گفتند: نه بخدا! همانا امير المؤمنين داناتر است بآنچه خود ميانديشد، مأمون گفت: واى بر شما اين خانواده در ميان همه مردم مخصوص بفضيلت و برترى گشتهاند و كودكى و خردسالى جلوگيرى ايشان از كمال نيست! آيا ندانستهايد كه رسول خدا ٦ دعوت خويش را با خواندن و دعوت كردن از امير المؤمنين على بن ابى طالب ٧ گشود و على در آن هنگام ده ساله بود، و رسول خدا ٦ اسلام او را پذيرفت و بدان حكم فرمود، و جز على كس ديگرى را رسول خدا ٦ در آن سن بدين اسلام دعوت نفرمود، و نيز با