ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٢٦٠ - باب(٢٢) در ذكر وفات حضرت رضا
شكست ميخورى و لشكريانت كشته ميشوند، و اگر پرسيد: اين مطلب را از كجا دانستى؟ بگو: در خواب ديدهام، مسافر گويد: نزد او آمدم و باو گفتم: فردا بيرون نرو كه اگر فردا بيرون روى شكست ميخورى و يارانت كشته ميشوند! گفت: اين را از كجا دانستى؟ گفتم: در خواب ديدهام، گفت: آنكه اين خواب را ديده با كون نشسته خوابيده است؟ (و اعتنائى نكرده) بيرون رفت و شكست خورد و يارانش كشته شدند.
باب (٢٢) در ذكر وفات حضرت رضا ٧ و سبب آن و شمهاى از اخبار وارده در اين باب
بدان كه حضرت رضا ٧ بسيار مأمون را در خلوت موعظه ميفرمود و اندرز ميداد و از خدا او را بيم ميداد و آنچه بر خلاف دستور آن حضرت انجام ميشد زشت ميشمرد، و مأمون در ظاهر آن سخنان را مىپذيرفت ولى در دل بر او گران مىآمد و خوش نداشت، روزى حضرت رضا ٧ بمأمون درآمد ديد براى نماز وضوء ميسازد و غلامش آب وضوء بدست او ميريزد، حضرت فرمود: اى امير المؤمنين در پرستش خدا كسى را شريك او قرار مده، پس مأمون آن غلام را براند و كار وضوء و آب ريختن همه را خود انجام داد ولى اين سخن كينه و خشم او را نسبت بآن حضرت افزون كرد، و از سوى ديگر هر گاه مأمون از فضل بن