ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ١٧١ - شرح حال حسين بن على بن الحسين ع
ترسناكتر از حسن بن صالح تا اينكه بمدينه رفتم پس در آنجا حسين بن على بن الحسين را ديدم، و كسى را از او ترسناكتر نديدم، گويا داخل آتش شده بود و بيرون آمده بود از بسكه مىترسيد.
و يحيى بن سليمان (بسند خود) از حسين بن على بن الحسين ٨ روايت كند كه گفت:
ابراهيم بن هشام مخزومى در مدينه فرماندار بنى اميه بود، و در هر روز جمعه ما را در نزديكى منبر رسول خدا ٦ گرد مىآورد آنگاه شروع ميكرد بدشنام دادن و ناسزا گفتن بعلى ٧، گويد:
روزى (از روزهاى جمعه) بدان بجا رفتم ديدم آنجا پر از جمعيت است، من چسبيده بمنبر نشستم و در همان حال مرا خواب در ربود، و در خواب ديدم قبر مطهر شكافته شد و مردى سفيد پوش از قبر بيرون آمده بمن گفت: اى ابا عبد اللَّه آيا سخنان اين مرد تو را اندوهگين و غمناك نكند؟ گفتم: چرا، گفت: چشمانت باز كن و بنگر خداوند با او چه ميكند؟ (من چشمان خويش باز كرده از خواب بيدار شده) ديدم (مانند روزهاى ديگر) نام على ٧ را برد (و شروع بدشنام كرد) پس از بالاى منبر بيفتاد و در جا بمرد- خدايش لعنت كند