ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ١٧٦ - شمه اى از معجزات آن حضرت
كند، و عمامه را بسرش ببندد، و قبرش را چهارگوش كند، و آن را چهار انگشت از زمين بالا آورد، و هنگام دفن بندهاى كفن او را باز كند، سپس بآن چهار تن گواه فرمود: بخانههاى خويش بازگرديد خدايتان رحمت كند.
(امام صادق فرمايد:) من گفتم: پدر جان! چه چيز در اين جريان بود كه گواه بر آن گرفته شود؟ (و ممكن است لفظ «ما» نافيه باشد، يعنى اين مطلبى نبود كه نيازى بگواه گرفتن داشته باشد؟) فرمود: پسر جان! خوش نداشتم كه ديگران بر تو غلبه كنند و بگويند: باو وصيت نكرده، و خواستم تو در اين كارها برهانى داشته باشى.
و مانند اين حديث بسيار است، و حديث لوح را پيش از اين ياد آور شديم كه در آن از جانب خداى تعالى نص بر امامت آن جناب رسيده، و گذشته از آن آنچه پيش از اين گفتيم: كه عقول و خرد مردمان دلالت كند بر اينكه امام نميباشد جز آنكه برتر باشد (آن نيز) دليل بر امامت آن حضرت است، زيرا برترى آن جناب در علم و زهد و عمل، بهمه برادران و پسر عموها و ديگر مردمان آن زمان آشكار شد.
از اينها نيز كه بگذريم دليلهائى كه دلالت كند بر اينكه امام بايد معصوم از گناه باشد مانند عصمت پيمبران، و نيز بايد كامل در علم و دانش باشد، و چون بنگريم آنان كه در زمان آن حضرت ادعاى امامت در بارهشان شده عصمت نداشته، و در علم دين بسر حد كمال نرسيده بودند، اين خود دليل ديگرى بر امامت آن بزرگوار است، زيرا چنانچه سابقا گفتيم بناچار بايد در هر زمانى امامى معصوم در زمين باشد.
[شمه اى از معجزات آن حضرت]
و در رواياتى كه مردم در باره معجزات و نشانههاى امامت كه بدست آن بزرگوار آشكار شد دليل ديگرى بر امامت و حقانيت او است، و برهانى است بر بطلان گفتار آن كس كه امامت را براى ديگران ادعا كردهاند.