ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٢٠١ - شرح حال اسماعيل
كه مادر اينان ام ولد بود (٧) عباس (٨) على (٩) اسماء (١٠) فاطمة كه هر كدام از مادرى بودند.
[شرح حال اسماعيل]
و اسماعيل بزرگترين پسران آن حضرت بود و امام صادق ٧ او را بسيار دوست ميداشت و نسبت باو نيكى و محبت بيش از ديگران مينمود، گروهى از شيعه بخاطر اينكه بزرگتر از پسران ديگر بود و علاقه و دوستى پدر باو بيشتر بود گمان كردند كه او پس از پدر بزرگوارش امام و جانشين او است ولى اسماعيل در زمان زنده بودن حضرت صادق ٧ در عريض (كه نام درهاى ايست در نزديكى مدينه) از دنيا برفت، و مردم جنازهاش را از آنجا تا بمدينه با دوش نزد امام صادق ٧ آوردند و در قبرستان بقيع دفن كردند.
و روايت شده كه حضرت در مرگ او بسيار بيتابى كرد و اندوه زيادى آن جناب را فرا گرفت، و دنبال تابوت او بىرداء با پاى برهنه ميرفت، و دستور فرمود تابوت او را پيش از دفن چند بار بزمين نهادند و هر بار حضرت مىآمد و پارچه از روى صورتش برميداشت و در روى او نگاه ميكرد و مقصودش از اين كار اين بود كه مرگ او را پيش چشم آنان كه گمان امامت و جانشينى او را پس از پدر بزرگوارش داشتند مسلم كند، و شبهه آنان را در زنده بودن اسماعيل برطرف كند.
و چون اسماعيل از دنيا رفت اصحاب امام ٧ آنان كه گمان امامت او را پس از امام صادق ٧ داشتند از اين عقيده بازگشتند، و گروهى اندك كه نه در زمره نزديكان امام ٧ بودند و نه از راويان حديث از آن بزرگوار بلكه گروهى از مردمان دور دست و بىخبر از جريان كار امامت بودند گفتند:
اسماعيل زنده است و امام پس از پدرش او است و باين عقيده باقى ماندند.
و چون امام صادق ٧ از دنيا رفت گروهى معتقد بامامت موسى بن جعفر ٧ شدند، و ديگران