ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٣٣ - خروج از مدينه و آمدن به مكه معظمه
كه همان جا باش، و اگر نتوانستى در آنجا بمانى بريگزارها و قلههاى كوه پناه ميبرى، و از شهرى بشهرى در مىآيى تا بنگرى كه سرانجام كار مردم بكجا ميكشد و براستى انديشه و رأى تو چون بكارى رو آورى از همگان نيكوتر و بهتر است، حسين ٧ فرمود: اى برادر بحقيقت خيرخواهى و دلسوزى كردى و من اميدوارم كه رأى تو محكم و با موفقيت قرين باشد.
حسين ٧ بسوى مكه رهسپار شد و اين آيه را ميخواند: «فخرج منها ... يعنى (موسى از شهر مصر) بيرون رفت هراسان و چشم براه، و گفت پروردگارا نجاتم ده از گروه ستمكاران» (سوره قصص آيه ٢١) و راه (متعارف و جاده) بزرگ را در پيش گرفت، خاندان آن حضرت گفتند: اگر از بىراهه بروى چنانچه پسر زبير رفت كه تعقيبكنندگان بشما نرسند بهتر است؟ فرمود: نه بخدا من از راه راست بدر نروم تا خداوند آنچه خواهد ميان ما حكم كند! و چون حسين ٧ بمكه در آمد شب جمعه سوم شعبان بود و هنگام وارد شدن بآنجا اين آيه را ميخواند (كه دنبال آيه گذشته است): «و چون روى آورد بسوى (شهر) مدين گفت اميد است پروردگار من رهبريم كند براه راست» سپس در مكه فرود آمد، و مردم مكه (كه از آمدن آن حضرت باخبر شدند) بخانه او رو آورده بديدنش مىآمدند و رفت و آمد ميكردند، و هر كه از بزرگان و مردم شهرها در آنجا بود بنزد آن حضرت آمدند، و پسر زبير در مكه پيوسته كنار خانه كعبه بنماز و طواف مشغول بود، و بهمراه مردم بديدن حسين ٧ مىآمد، و گاهى دو روز پشت سر هم و گاهى دو روز يك بار، ولى بودن آن حضرت در مكه از همه كس بر او گرانتر بود زيرا دانسته بود كه تا حسين ٧ در مكه هست