ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ١٦٠ - باب(٩) در ذكر امام پس از حضرت على بن الحسين
سياه خود يا دو تن از غلامانش تكيه زده، من با خود گفتم: بزرگى از بزرگان قريش در اين هواى گرم با اين حال براى بدست آوردن مال دنيا بيرون آمده! هم اكنون او را موعظه خواهم كرد؟ پس نزديك رفته بر او سلام كردم، و او هم چنان نفس زنان و عرق ريزان جواب سلام مرا داد، بدو گفتم: خدا كارت را اصلاح كند بزرگى از بزرگان قريش در اين هواى گرم با اين حال براى طلب دنيا بيرون آمده، اگر اكنون مرگ تو در رسد و در اين حال باشى چه خواهى كرد؟ گويد: آن جناب دست از دوش آن دو غلام برداشته روى پا ايستاده فرمود: بخدا اگر مرگ من در اين حال فرا رسد در حالتى نزد من آمده كه در حال فرمانبردارى و طاعت خداوند هستم، كه بدان وسيله نيازمندى خود را از تو و از مردم دور ميسازم و جز اين نيست كه من آنگاه از مرگ ميترسم كه بر من درآيد و من در حال نافرمانى و معصيتى از معصيتهاى پروردگار بوده باشم، من كه اين پاسخ را از او شنيدم گفتم: خدايت رحمت كند من ميخواستم تو را موعظه كنم و تو مرا موعظه كردى.
٤- و نيز حسن بن محمد (بسندش) از امام محمد باقر ٧ روايت كرده كه در تفسير گفتار خداى تعالى: «پس بپرسيد از اهل ذكر اگر نميدانيد» (سوره انبياء آيه ٧) فرمود: اهل ذكر ما هستيم، شيخ رازى گويد: من از محمد بن مقاتل (يكى از مفسرين سنيان) در باره اهل ذكر پرسش كردم، و او از روى رأى خود پاسخ مرا داده و گفت: اهل ذكر همه علماء و دانشمندان هستند (و مخصوص باين خاندان نيست) پس اين سخن محمد بن مقاتل را براى أبى زرعة گفتم، او از سخن محمد بن مقاتل در شگفت شد، آنگاه من حديث يحيى بن عبد الحميد (و گفتار امام باقر ٧ را) برايش نقل كردم،