ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٢٨٩ - باب(٢٩) در ذكر شمهاى از نشانهها و براهين امامت و معجزات حضرت هادى
باب (٢٩) در ذكر شمهاى از نشانهها و براهين امامت و معجزات حضرت هادى ٧:
١- ابن قولويه (بسندش) از خيران اسباطى روايت كرده گفت: بنزد حضرت ابى الحسن هادى ٧ در مدينه رفتم، پس بمن فرمود: از واثق (خليفه عباسى) چه خبر دارى؟ گفتم: قربانت گردم او بسلامت بود، و من ديدارم با او از همه كس نزديكتر است، ده روز است كه من از او جدا شده و او را ديدار كردهام حضرت فرمود: مردم مدينه ميگويند: واثق مرده؟ گفتم: من از همه كس ديدارم باو نزديكتر است؟ فرمود: مردم مدينه ميگويند: مرده، و چون فرمود: مردم ميگويند، دانستم كه مقصودش از مردم خود آن جناب است، سپس فرمود: جعفر چه كرد؟ (مقصود جعفر بن معتصم، متوكل عباسى است) گفتم: او در زندان ببدترين حالات بسر ميبرد، گويد: فرمود: آگاه باش كه او هم اكنون خليفه و زمامدار است، سپس فرمود: ابن زيات (وزير واثق) چه شد؟ گفتم: مردم پشتيبانش بودند و فرمان فرمان او بود! فرمود: اين قدرت برايش شوم بود، سپس خاموش شد و فرمود: بناچار مقدرات