ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ١٨ - فصل(١) احوال زيد بن حسن ع
و زيد در سن نود سالگى از دنيا رفت و گروهى از شعراء در مرگ او مرثيهها گفتند و نيكيهاى او را ستوده و فضائل او را بشعر درآوردند، از جمله كسانى كه براى او مرثيه گفت قدامه بن موسى جمحى است كه گويد:
١- اگر زمين نابهنگام جسم زيد را در خود گيرد، در آن زمين كردار نيك و بخشش آشكار گردد.
٢- و اگر شب را بسر برد در جايى و اسير گور گردد (و از دنيا برود) بحقيقت بآنجا فرود آمده در حالى كه پسنديده كردار و از دست رفته است (يعنى رفتنش موجب تاسف و اندوه است).
٣- به درخواستكننده (و مرد سائل، گوشش) شنوا است، زيرا ميداند بزودى همانا كرم او آن مرد را ميكشد و دوباره بازگردد.
٤- بآن كس كه جوياى بخشش است هنگامى كه فرود آيد نميگويد: كجا را ميخواهى؟ (يعنى نگفته و نپرسيده باو بخشش ميكند، زيرا جز او كسى بخشش نجويند).
٥- هر گاه مرد پست رذل (از حسب و نسب او) كوتاه كند او را ببزرگى برفرازند پدران و اجدادش.
٦- آن مردانى كه ببندگان (و غلامان) خود بخشش ميكردند، و براى ميهمانان خدمتگزار بودند، و هنگام ترس در پيش آمدها شيرانى بودند.
٧- هر گاه مرد تازه دوران و نورسى بزرگى بخود بندد، پس براى ايشان است ميراث مجد و عظمت دست نخورده قديم (يعنى اگر كسى ببزرگى تازه خود ببالد اينان از قديم بزرگ و بزرگ زاده بودهاند).