ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ١٩ - فصل(١) احوال زيد بن حسن ع
٨- هر گاه بزرگى از ايشان بميرد مرد بزرگ و بزرگوار ديگرى (بجاى او) بپاخيزد كه پس از او بناى تازه (در بزرگى) بسازد و آن را محكم كند.
و مانند اين اشعار بسيارى است كه نقل آنها كتاب را طولانى كند، و زيد بن حسن بدون آنكه ادعاى امامتى بكند از دنيا برفت، و هيچ يك از گروه شيعه و نه ديگران چنين ادعائى در باره او نكردند، زيرا شيعه دو دستهاند يكى طائفه امامى، و ديگر طائفه زيدى، پس طائفه امامى در باره امامت تكيه بر نصوص (و سخنانى كه رسول خدا ٦ بصراحت در باره امامت كسى فرموده) نمايند، و (روشن است) كه نصوصى در باره فرزندان امام حسن ٧ نرسيده، و همگى آنان در اين باره اتفاق دارند، و هيچ يك از آنان چنين ادعائى براى خود نكرده تا شك در آن پيدا شود. و اما زيديه (پيروان زيد بن على بن الحسين عليهما السّلام) پس از على و حسن و حسين ٧ در باب امامت مراعات دعوت و جهاد كنند (يعنى آن كس را امام دانند كه مردم را بامامت خود بخواند و با دشمنان جهاد نمايد) و زيد بن حسن رحمه اللَّه (كسى بود كه) با بنى اميه مدارا ميكرد، و از جانب ايشان كارهائى عهده دار ميشد، و رأى او با دشمنان خود بتقيه بود، و با ايشان آميزش ميكرد، و اين كار (يعنى تقيه و آميزش) در پيش زيديه با نشانههاى امامت سازگار نيست چنانچه نقل شد.
و اما حشويه كسانى هستند كه بنى اميه را امام دانند و براى فرزندان رسول خدا ٦ در هيچ حال و زمانى امامت را قائل نيستند.