ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٣٥٦ - فصل(٤) و در باره اوصاف و شمائل حضرت قائم
ايشان را مينگرم كه از جانب جهينه (نام جايى است در موصل و جايى در مازندران است) مىآيند و از موهاى سر و رويشان خاك ميريزد.
٤- مفضل بن عمر گويد: از امام صادق ٧ شنيدم مىفرمود: همانا چون قائم ما قيام كند زمين بنور پروردگارش روشن شود، و مردم از نور خورشيد بىنياز گردند، و تاريكى يكسره از ميان برود، و مردم در زمان سلطنت آن حضرت عمرهاى طولانى كنند تا آنجا كه داراى هزار پسر شوند كه در ميان آنها هيچ دختر متولد نشود، و زمين گنجهاى خود را آشكار سازد بدانسان كه مردم در روى زمين گنجها را ببينند و مردم براى احسان كردن بكسى بوسيله مال خود با دادن زكاة باو جستجو كنند و هيچ كس را نيابند كه احسان يا زكات را بپذيرد، و مردم بواسطه آنچه خداوند بدانها روزى كرده همگى بىنياز و توانگر شوند.
فصل (٤) و در باره اوصاف و شمائل حضرت قائم ٧ روايت بدين نحو رسيده:
١- جابر جعفى گويد: از امام باقر ٧ شنيدم كه ميفرمود: عمر بن خطاب از امير المؤمنين ٧ پرسيده گفت: مرا آگاه كن از اينكه نام مهدى چيست؟ فرمود: اما نام او را پس حبيب من رسول خدا بمن سفارش كرده كه براى كسى بازگو نكنم تا آنگاه كه خدا او را برانگيزد گفت: پس از وصف او مرا آگاه فرما، حضرت امير ٧ فرمود: او جوانى است متوسط اندام، خوش رو، و خوش