ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٣٥ - نامههاى اهل كوفه و فرستادن آن حضرت مسلم بن عقيل را به كوفه
آنان را براى خود بر بود، و اموال آنان را بزور بگرفت، و بدون رضايت آنان خود را فرمانرواى ايشان كرد نيكان و برگزيدگان آنان را بكشت، و بدكاران و اشرار را بجاى نهاد، و مال خدا را دست بدست در ميان گردنكشان و ثروتمندان قرار داد، دورى و نابودى بر او باد چنانچه قوم ثمود دور و نابود شدند، همانا براى ما امام و پيشوائى نيست پس بسوى ما روى آور، اميد است خداوند بوسيله تو ما را بحق گرد آورد و نعمان بن بشير (فرماندار يزيد و نماينده بنى اميه) در قصر فرماندارى است و ما در روزهاى جمعه براى نماز با او نميرويم، و در عيدها با او (براى نماز) بصحرا بيرون نرويم، و اگر ما بدانيم كه شما بسوى ما حركت كردهاى ما او را از شهر كوفه بيرون كنيم و ان شاء اللَّه تعالى او را بشام خواهيم فرستاد.
اين نامه را بوسيله عبد اللَّه بن مسمع همدانى، و عبد اللَّه بن وال فرستاده و بآن دو دستور دادند بشتاب نامه را بآن حضرت برسانند، پس آن دو با شتاب برفتند تا در دهم ماه رمضان در مكه بآن حضرت ٧ وارد شدند (و نامه اهل كوفه را رساندند) و مردم كوفه دو روز پس از فرستادن آن نامه (نامههاى ديگرى) بوسيله قيس بن مسهر صيداوى، و عبد اللَّه و عبد الرحمن پسران شداد أرحبى، و عمارة بن عبد اللَّه سلولى، (كه رويهم) حدود صد و پنجاه نامه (ميشد) براى آن حضرت فرستادند كه آنها از يك نفر يا دو نفر يا چهار نفر بود سپس دو روز ديگر گذشت و هانى بن هانى سبيعى و سعيد بن عبد اللَّه حنفى را بجانب او روان داشته و براى او نوشتند: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ» نامهايست بحسين بن على عليهما السّلام از شيعيان آن حضرت از مؤمنين و مسلمانان كه پس از حمد و ثناى پروردگار، بشتاب بزودى بنزد ما زيرا كه مردم چشم براه تو هستند و انديشهاى جز تو ندارند، پس بشتاب، بشتاب، سپس، بشتاب، بشتاب، و السّلام.