ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٧ - باب(١) احوال حضرت امام حسن مجتبى
ولى) از هر راهى ميسر بود (ميخواستند با او بجنگند) و برخى از آنان مردمانى فتنه جو و طمع كار در غنيمتهاى جنگى بودند (و ميخواستند از اين آب گل آلود بهره مادى ببرند) و برخى دو دل بودند و عقيده و ايمان محكمى در باره آن حضرت ٧ نداشتند، و برخى روى غيرت و عصبيت قومى و پيروى از سران قبائل خود آمده بودند و دين و ايمانى نداشتند، و (بهر صورت) (حضرت ٧ با چنين مردمانى) براه افتاد تا بحمام عمر رسيد، و از آنجا راه دير كعب را پيش گرفته تا بساباط آمد و در كنار پل ساباط فرود آمد و شب را در آنجا بسر برد، چون بامداد شد خواست اصحاب و همراهان خود را آزمايش كند و مقدار حرف شنوائى و اطاعت آنان را بسنجد تا دوستان خود را از دشمنانش جدا سازد و در هنگام جنگ و برابر شدن با معاويه و مردم شام بكار خود بينا و بصير باشد، از اين رو دستور فرمود مردم انجمن كنند، و چون گرد آمدند بر منبر رفته خطبه خواند و فرمود: سپاس خداى را هر گاه شخص سپاسگزارى ستايش او كند، و گواهى دهم كه شايسته پرستشى جز خداى يگانه نيست هر زمان گواهى بر او گواهى دهد، و گواهى دهم كه محمد ٦ بنده و فرستاده او است كه او را بر حق فرستاده و امين بر وحى خود ساخته- درود خداوند بر او و آلش باد- بخدا سوگند همانا من اميدوارم كه بحمد اللَّه و منه بامداد كرده باشم در حالى كه خيرخواهترين آفريدگان خداوند براى بندگانش باشم، و شب را بروز نياورده باشم در حالى كه كينه از مسلمانى بدل داشته يا اراده سوئى و يا نيرنگى در باره كسى داشته باشم، آگاه باشيد همانا آنچه شما را بهمراه بودن و گرد هم آمدن ميبرد اگر چه شما ناخوش داشته باشيد، برايتان بهتر است از چيزى كه شما را بپراكندگى و جدائى كشاند اگر چه آن را دوست داشته باشيد، آگاه باشيد كه آنچه من در باره شما مىانديشم بهتر است از آنچه شما براى خود مىانديشيد، پس از دستور من سرباز نزنيد و رأى مرا (كه