ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٩٣ - شب عاشورا و سخنان حضرت و اصحاب
ميگفتند و آنان را موعظه كرده اندرز ميدادند و از جنگ با حسين ٧ بازشان ميداشتند، عباس بنزد حسين ٧ آمده سخن لشكر را بآن حضرت گفت، حضرت فرمود: بنزد ايشان بازگرد و اگر ميتوانى تا فردا از ايشان مهلت بگير و امشب ايشان را از ما باز گردان شايد ما امشب براى پروردگار خود نماز خوانده دعا كنيم و از او آمرزشخواهى نمائيم زيرا خدا خود ميداند همانا من نماز و تلاوت كتابش قرآن و دعاى بسيار و استغفار را دوست دارم، پس عباس بنزد آن لشكر آمد و با فرستاده عمر بن سعد بازگشت و آن فرستاده گفت: ما امشب تا فردا بشما مهلت دهيم، پس اگر تسليم شديد شما را بنزد امير عبيد اللَّه بن زياد خواهيم برد، و گر نه دست از شما برنداريم (اين پيغام را رسانيد) و بازگشت.
[شب عاشورا و سخنان حضرت و اصحاب]
حسين ٧ نزديكيهاى شب ياران خود را گرد آورد، على بن الحسين زين العابدين ٧ گويد: من در آن حال با اينكه بيمار بودم نزديك شدم كه ببينم پدرم بآنان چه ميگويد، پس شنيدم رو بأصحاب كرده فرمود: سپاس كنم خداى را به بهترين سپاسها، و حمد كنم او را در خوشى و سختى، بار خدايا من سپاس گويم ترا بر اينكه ما را بنبوت گرامى داشتى و قرآن را بما آموختى و در دين ما را دانا ساختى، و گوشهاى شنوا و ديدههاى بينا و دلهاى آگاه بما ارزانى داشتى، پس ما را از سپاسگزاران قرار ده، اما بعد همانا من يارانى باوفاتر از ياران خود سراغ ندارم، و بهتر از ايشان نميدانم، و خاندانى نيكوكارتر و مهربانتر از خاندان خود نديدهام، خدايتان از جانب من پاداش نيكو دهد.
(مترجم گويد: براستى اگر خواننده محترم ميان ياران آن حضرت و زنان و خاندانش و ميان ياران رسول خدا ٦ و على و حسن عليهما السّلام و زنان و خاندان ايشان مقايسه كند و سرگذشت اصحاب رسول