ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ١٠٠ - روز عاشورا و مقاتله اصحاب آن حضرت
عرضكرد: اجازه فرما او را بزنم زيرا كه او مردى فاسق و از دشمنان خدا و ستمكاران بزرگ است و اكنون خداوند كشتن او را براى ما آسان ساخته؟ حسين ٧ فرمود: او را نزن زيرا من خوش ندارم آغاز بجنگ ايشان كنم.
سپس حضرت ٧ شتر خود را خواست و سوار بر آن شده با بلندترين آواز خود فرياد زد: اى مردم عراق- و بيشتر آنان مىشنيدند- فرمود: اى گروه مردم گفتار مرا بشنويد و شتاب نكنيد تا شما را بدان چه حق شما بر من است پند دهم، و عذر خود را بر شما آشكار كنم پس اگر انصاف دهيد سعادتمند خواهيد شد و اگر انصاف ندهيد پس نيك بنگريد تا نباشد كار شما بر شما اندوهى سپس در باره من آنچه خواهيد انجام دهيد و مهلتم ندهيد، همانا ولى من آن خدائى است كه قرآن را فرو فرستاد و او است سرپرست و يار مردمان شايسته، سپس حمد و ثناى پروردگار را بجا آورد، و بآنچه شايسته بود از او ياد كرد و بر پيغمبر خدا ٦ و فرشتگانش و پيمبران درود فرستاد، و از هيچ سخنورى پيش از او و نه پس از آن حضرت سخنى بليغتر و رساتر از سخنان او شنيده نشد، سپس فرمود: اما بعد، پس نسب و نژاد مرا بسنجيد و ببينيد من كيستم سپس بخود آئيد و خويش را سرزنش كنيد و بنگريد آيا كشتن من و دريدن پرده حرمتم براى شما سزاوار است؟ آيا من پسر دختر پيغمبر شما و فرزند وصى او نيستم، آن كس كه پسر عموى رسول خدا و اولين كس بود كه رسول خدا ٦ را در آنچه از جانب پروردگارش آورده بود تصديق كرد؟ آيا حمزه سيد الشهداء عموى من نيست؟ آيا جعفر بن ابى طالب كه با دو بال در بهشت پرواز كند عموى من نيست؟ آيا بشما