ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٣٤٧ - باب(٤٠) در ذكر علامات و نشانههاى ظهور حضرت قائم
١- على بن بلال مهلبى (بسندش) از سيف بن عميرة حديث كند كه گفت: نزد منصور دوانيقى بودم بىمقدمه آغاز سخن كرده گفت: اى سيف بن عميرة بناچار بنام مردى از نژاد ابى طالب از آسمان ندا شود! گفتم اى امير المؤمنين، قربان! شما اين حديث را روايت ميكنى؟ گفت: آرى سوگند بدان كه جانم بدست او است بگوش خود شنيدهام، گفتم: اى امير المؤمنين من اين حديث را پيش از اين نشنيده بودم! منصور گفت: اى سيف اين حديث حق است و هر گاه چنين شود ما نخستين كسى هستيم كه آن را اجابت كنيم، آگاه باش كه اين آواز در باره مردى از پسر عموهاى ما است، گفتم: از نسل فاطمه عليها السّلام؟ گفت: آرى، اى سيف اگر اين حديث را از حضرت محمد بن على باقر ٧ نشنيده بودم اگر همه مردم روى زمين برايم ميگفتند، باور نميكردم، ولى گوينده محمد بن على است.
٢- عبد اللَّه بن عمر گويد: رسول خدا ٦ فرمود: قيامت بر پا نشود تا اينكه مهدى از فرزندان من بيايد، و مهدى نيايد تا شصت دروغگو كه هر كدام گويند: من پيغمبرم، بيايند.
٣- ابو حمزه ثمالى گويد: بامام باقر ٧ عرضكردم: آمدن سفيانى از نشانههاى حتمى است؟ فرمود: آرى، و صداى آسمانى حتمى است، و طلوع خورشيد از مغرب حتمى است، و اختلاف بنى عباس در سلطنت حتمى است، و كشته شدن نفس زكيه حتمى است، و خروج حضرت قائم آل محمد