ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٢٤٤ - فصل(١) نصوصى كه در باره امامت آن حضرت رسيده
على ديگر را، و حديث طولانى است.
(مترجم گويد: تمامى حديث را كلينى (ره) در كتاب كافى در باب اشاره و نص بر حضرت رضا ٧، و صدوق در كتاب عيون در باب نص بر حضرت موسى بن جعفر عليهما السّلام نقل كردهاند، هر كه خواهد بكتابهاى مزبور مراجعه كند).
١٢- و نيز ابن قولويه (بسند خود) از محمد بن سنان روايت كرده كه گفت: يك سال پيش از آنكه حضرت موسى بن جعفر عليهما السّلام را بعراق برند خدمت آن حضرت شرفياب شدم، و على بن موسى فرزندش پيش روى آن جناب نشسته بود، پس آن حضرت بمن نگاه كرده فرمود: اى محمد بزودى در اين سال جنبشى (و سفرى) پيش آيد تو براى آن بىتابى نكنى؟ گويد: عرضكردم: چه پيش آمدى خواهد كرد قربانت گردم همانا اين سخن مرا پريشان كرد؟ فرمود: بنزد اين سركش ميروم ولى از خود او بمن بدى نرسد و نه آنكه پس از او است (مجلسى (ره) گويد: مقصود از اين سركش مهدى عباسى و آنكه پس از او است هادى است).
محمد بن سنان گويد: عرض كردم: پس از آن چه مىشود قربانت گردم؟ فرمود: خدا ستمكاران را گمراه كند، و آنچه خدا خواهد انجام دهد، عرضكردم: قربانت آنچه خدا خواهد چه باشد؟ فرمود:
هر كس در حق اين پسرم ستم كند و امامتش را پس از من انكار كند مانند كسى است كه در باره امامت على بن ابى طالب ٧ ستم كرده و حق او را پس از رسول خدا ٦ انكار نموده است، گويد: عرض كردم:
اگر خدا بمن عمرى داد بخدا قسم حق او را بوى تسليم كنم و بامامتش اقرار نمايم! فرمود: راست گفتى