ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٣٢٠ - باب(٣٣) در ذكر شمه از مناقب حضرت عسكرى
داشتم بر او گماشتم، و در اثر همنشينى با او كارشان از عبادت و نماز و روزه بالا گرفته، سپس آن دو گماشته را نزد خود طلبيده بآنان گفت: واى بر شما در باره اين مرد چه انجام ميدهيد؟ گفتند: چه بگوئيم در باره مردى كه روزها روزهدار و شبها تا صبح سر پا بعبادت ايستاده و سخنى و سرگرمى جز عبادت ندارد چون بما نگاه ميكند بدن ما بلرزه افتد و چنان هراسى در دل ما افتد كه خوددارى نتوانيم، عباسيان كه اين سخنان را شنيدند نوميد و سر افكنده برگشتند.
١٦- و از جمعى از اصحاب روايت كرده كه حضرت عسكرى ٧ را به نحرير (خادم مخصوص خليفه عباسى) سپردند، و او سختگيرى بر آن حضرت ميكرد و آزارش مينمود، زنش باو گفت: از خدا بترس همانا تو نمىدانى چه كسى در خانه تو است و اعمال صالحه و عبادت آن حضرت را براى او شرح داده گفت: من بر تو در باره او انديشناك و ترسناكم! نحرير گفت: بخدا او را پيش درندگان خواهم انداخت و در اين كار از خليفه اجازه گرفت باو اجازه دادند، او نيز حضرت را پيش درندگان (كه در جاى معينى براى شكنجه و اعدام مجرمين مهيا كرده بودند) انداخت، و شك نداشتند كه او را خواهند خورد، پس براى اينكه چگونگى را بدانند بدان جا نگاه كردند ديدند آن حضرت ايستاده نماز ميخواند و درندگان هم دور او حلقه زدهاند، پس دستور داد آن حضرت را بخانه آوردند.
و اخبار در اين باره بسيار است و براى اثبات منظور ما همين مقدار كفايت است ان شاء اللَّه تعالى.