ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ١٠٨ - مبارزه اصحاب امام و شهادت آنان و
پس ديگر باره آن بيشرم مردم بسوى حسين ٧ حمله بردند، و شمر بن ذى الجوشن با ميسره لشكر ابن سعد بر ميسره لشكر حسين ٧ حمله برد، و آنان در برابر پايدارى كرده و با نيزه ايشان را باز زدند، پس از هر سو بحسين ٧ و يارانش حمله برد، و ياران آن بزرگوار جنگ سختى كردند و آنان سى و دو نفر سوار بودند و با اينكه اندك بودند بر هر سو از سواران كوفه كه حمله مىافكندند آنها را پراكنده ميكردند.
عروة بن قيس كه فرمانده سوارگان بود كس پيش عمر بن سعد فرستاده گفت: آيا نمىبينى اين سواران من امروز از دست اين مردان انگشت شمار چه ميكشند؟ پيادگان و تيراندازان را بيارى ما بفرست تيراندازان را فرستاد و (اينان كه رسيدند جنگ در گرفت و در اين گير و دار) اسب حر بن يزيد را پى كردند و حر پياده شده چنين ميگفت:
اگر اسب مرا پى كنيد پس من پسر آزاد مردى هستم، كه دلاورترم از شير هژبر و با شمشير بر ايشان حمله كرد، پس گروه بسيارى دورش را گرفتند (و او را شهيد كردند،) و دو تن در كشتن او شريك شدند كه يكى ايوب بن مسرح بود و ديگر مردى از سواران اهل كوفه.
حصين بن نمير كه فرمانده و رئيس تيراندازان بود چون اين بردبارى (حيرت انگيز) را از ياران حسين ٧ بديد بهمراهان خود كه پانصد تيرانداز بودند دستور داد ياران حسين ٧ را تير باران كنند، پس همگى تيرها را رها كرده چيزى نگذشت كه اسبها را از پا درآوردند و مردان را مجروح كردند و آنان از اسبها پياده شده ساعتى جنگ سختى كردند، پس شمر بن ذى الجوشن با همراهانش پيش آمده